فهرست کتاب


نهضت آزادی

علی رضوی ‏نیا

کارگزاران وابسته و تمایل به آمریکا

دولت موقت سعی داشت، این نکته را در باور همه بگنجاند که ایران برای گام نهادن در راه توسعه و دسترسی به دستآوردهای تکنولوژی پیشرفته و حتی استمرار حیات، به یاری و کمک ایالات متحده آمریکا و دیگر کشورهای غربی نیازمند است. سران دولت موقت به هیچ عنوان، آمریکا را عنصری نامطلوب و دشمن ملت ایران و سد راه استقلال همه جانبه ایرانیان نمی دانستند و تلاش می کردند بر جنایات آمریکا در ایران، سرپوش نهاده و طوری رفتار کنند که گذشته ها گذشته و هم اکنون راههای تازه ای برای گسترش همکاری ایران و آمریکا به وجود آمده است و دکتر یزدی به عنوان معاون نخست وزیر، ضمن اظهار تمایل دولت موقت به عادی شدن روابط، تصریح می کند که:
گذشته، گذشته است و ایرانیان مردان عمل هستند و زمینه های بسیاری برای همکاری وجود دارد. ایران نیز به مرور زمان، نیازمند تکنولوژی و محصولات کشاورزی آمریکا خواهد بود.(28)
با نگاهی گذرا به هیات وزیران دولت موقت، این نکته را در می یابیم که اکثریت قاطع این وزرا، شخصیت های نوظهور و غرب گرایی بودند که تبلیغات رسانه های رژیم شاه و رادیوها و مطبوعات بیگانه، از آنها چهره های مبارز و پیشگام ساخته بود. تا در صورت پیروزی انقلاب و سرنگونی رژیم شاه، چنین شخصیت های در مناصب مهم و حساس کشور قرار گیرند و سرنخ همچنان در دست آمریکا و هم پیمانان او باشد. به عنوان مشتی از خروار این شخصیت های غرب زده و ملی که مدیران اجرایی نظام نوپای ایران اسلامی بودند، به چند تن از آنان اشاره می کنیم: عباس امیر انتظام که سمت معاونت نخست وزیر و سخنگویی دولت موقت را بر عهده داشت و به شدت مورد اعتماد و علاقه مهندس بازرگان بود، با استناد به مدارک معتبر در دادگاه انقلاب اسلامی، به جرم جاسوسی محکوم شده و به زندان افتاد.
حسن نزیه به عنوان اولین رئیس شرکت ملی نفت ایران پس از پیروزی انقلاب، به دلیل سوء استفاده های مالی و دریافت وجوه غیر قانونی، محکوم شد و از ترس مجازات شدید به جای حضور در دادگاه، به خارج کشور گریخت و پیوستن خود را به صفوف ضدانقلاب اعلام کرد.
علی محمد ایزدی وزیر کشاورزی دولت موقت بود که بر اساس اسناد لانه جاسوسی آمریکا، چند ماه پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، طی نامه ای به سفارت آمریکا، تقاضای ویزای مهاجرتی و اقامت دائم را کرده و اعلام داشته بود که پانصد هزار دلار، سرمایه دارد و امیدوار است، دوباره به آمریکا بازگردد و شهروند مفیدی برای آن کشور باشد. (29)
رضا صدر به عنوان وزیر بازرگانی دولت موقت و مدیر مسئول روزنامه میزان (ارگان غیر رسمی نهضت آزادی ایران) پس از سقوط دولت موقت، فردی بود که مدت بیست سال با عنوان روادید مهاجرتی در آمریکا اقامت داشت و حتی اظهارنامه تمایل برای تابعیت آمریکا یعنی ترک تابعیت وطن خود را، امضا کرده بود. (30)
سرلشگر ناصر فرید عنصر بدسابقه طرفدار شاه و متهم به عضویت در فراماسونری، ریاست ستاد ارتش را در دولت موقت بر عهده داشت.
تیمسار احمدمدنی نیز ابتدا وزیر دفاع دولت موقت بود و سپس به فرماندهی نیروی دریایی انتخاب گردید که پس از رد اعتبارنامه اش در مجلس شورای اسلامی به دلیل حرکت در خلاف مصالح نظام و انقلاب اسلامی، به خارج از کشور گریخت و به صف ضدانقلاب پیوست.
وجود چنین عناصری در دولت موقت، در کنار مهندس بازرگان که به هیچ روی، نه تنها روحیه غرب ستیزی در قاموس او وجود نداشت، بلکه در پی روزنه هایی بود که تحت عنوان برپایی دمکراسی و ایجاد حاکمیت ملی، اسلام فقاهتی را از صحنه ایران حذف کرده و پای آمریکایی ها را به این کشور باز کند، عجیب نبود.
رفتارهای بازرگان در برخورد با آمریکا به گونه ای بود که به نظر می رسید به هیچ عنوان، آمریکا را یک جنایتکار بین المللی و دست اندرکار توطئه در ایران نمی شناسد و وقتی با اعتراض مردم و برخی مسئولان روبرو می شود که چرا با برژینسکی - وزیر مشاور رئیس جمهور آمریکا - و سولیوان - کاردار سفارت آمریکا در ایران - ملاقات کرده، تعجب می کند و این ملاقات را مانند آب خوردن می داند:
این مسئله که چرا ملاقات با وزیر مشاور رئیس جمهوری آمریکا در بوق و کرنا گذاشته نشده و یا به عرض و اجازه امام نرسیده، این ایراد به نظر من خیلی بی جا آمد. از این روی به احمد آقای خمینی گفتم وقتی این سوال را کردند و او چیز دیگری می گفت. در این مدت، من و همکارانم، شاید با دویست وزیر و سفیر ملاقات کرده ایم و هیچ یک را به شورای انقلاب نگفته ایم و نه فلان حزب یا روزنامه و نه خدمت امام. و اصلاً معمول و معقول نبوده. کاردار سفارت آمریکا قبلاً به ما اطلاع داد که به الجزایر می روید، برژینسکی هم هست و ممکن است به ملاقات شما بیاید. این را آقای دکتر یزدی می دانست. آن نخست وزیری که برای ملاقات با وزرا اجازه بگیرد، برای لای جرز خوب است. مگر من هویدا هستم و یا امام، محمدرضا شاه که آب خوردن را اجازه بگیریم. (31)

جاسوسی در بدنه نظام

اسناد به دست آمده از لانه جاسوسی آمریکا در ایران، یکی از بزرگترین و مهمترین دستآوردهای تسخیر لانه جاسوسی به شمار می رود. سفارت آمریکا در تهران، در حقیقت شعبه ای از سازمان جاسوسی آمریکا - سیا - بود که برای به شکست کشاندن انقلاب نوپای اسلامی ایران، پیش و پس از انقلاب و تحکیم پایه های رژیم شاه، به جاسوسی مشغول بود. بخشی از این فعالیت ها به ملاقات ها و گفتگوهای سیاسی رسمی و غیررسمی با عناصر و شخصیت های منحرف و یا دارای گرایش به غرب برای به خدمت گرفتن آنان یا کسب اطلاعات، اختصاص داشت.
اسناد و مدارک کتبی، میکروفیلم ها، عکس ها، حافظه های کامپیوتری و غیره، گنجینه عظیمی از فعالیت های ضدانقلاب و وابستگان نفوذی در بدنه نظام اسلامی بود که با جسارت و شجاعت دانشجویان پیرو خط امام، به دست ملت افتاد. بخش زیادی از این اسناد که ساعاتی قبل از اشغال لانه جاسوسی، توسط اعضای سفارت به صورت رشته های کاغذ خرد شده و پودر درآمده بود، با زحمات شبانه روزی و طاقت فرسای کارشناسان، تنظیم شد. حجم زیادی از این اسناد، شامل روابط و همکاری های شخصیت ها و جریان های سیاسی کشور با ماموران جاسوسی آمریکایی و شرح و تحلیل عقاید و شرح حال گروهی از آنان با استناد به اطلاعات خود می باشد. عباس امیرانتظام - ناصر میانچی - حسن نزیه و رحمت الله مقدم مراغه ای از جمله اعضای نهضت آزادی بودند که روابط و ملاقات های آنان با سفارت آمریکا، افشا شد.
دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، مستقر در لانه جاسوسی آمریکا در بیست و نهم آذر ماه 1358 اعلام کردند که عباس امیرانتظام، از اعضای نهضت آزادی و سخنگوی دولت موقت و معاون مطبوعاتی نخست وزیر و سپس سفیر ایران در کشورهای اسکاندیناوی از اوائل انقلاب، نقش رابط میان ایران و آمریکا را به عهده داشته و برای آمریکا، جاسوسی می کرده است. آقای امیرانتظام پیش از انتصاب به معاونت نخست وزیری و پس از آن با مقامات و کارشناسان اطلاعاتی آمریکا و ماموران سیا در لانه جاسوسی آمریکا در تهران و استکهلم (سوئد) ملاقات های سری برقرار کرده است. وی علاوه بر ملاقات های سری با کارشناس اطلاعاتی آمریکا در ایران آقای استمپل و نماینده سیا و کاردار سفارت آقای ژرژگیو، متهم است که در مقابل معاونت مطبوعاتی نخست وزیر، فراتر از حدود وظایف قانونی خود در کارهای اجرایی کشور و اموری که به او مربوط نمی شده، دخالت و اقدامات اجرایی کرده است.
دادگاه انقلاب اسلامی، عباس امیرانتظام را به جرم شرکت در توطئه انحلال مجلس خبرگان در مقابله با ولایت فقیه، فراری دادن سران رژیم فاسد گذشته و سرمایه داران صهیونیست تحت تعقیب و انجام ملاقات ها و تماس های پنهانی با جاسوسان آمریکایی و دادن اطلاعات و آگاهی ها به دشمنان انقلاب درباره مسائل و مشکلات داخلی و اوضاع سیاسی کشور، مجرم شناخته و وی را از مصادیق بارز مفسد تشخیص داده و به حبس ابد محکوم کرد. وجود چنین افرادی در نهضت آزادی و گماردن آنان در مناصب کلیدی کشور در ماههای آغازین انقلاب، بیانگر ماهیت غرب زده نهضت آزادی است.
افشای اسناد لانه جاسوسی از یک سو و عملکرد ضعیف دولت موقت که نماینده نهضت آزادی به شمار می رفت، از سوی دیگر، تیر خلاص را به پیکره این گروه سیاسی شلیک کرده و باعث انزوای آنان از صحنه سیاسی کشور شد.

مواضع نهضت آزادی پس از انقلاب اسلامی