فهرست کتاب


نهضت آزادی

علی رضوی ‏نیا

دولت موقت

سیاست گام به گام تساهل

مسئولیت اداره دولت موقت انقلاب اسلامی ایران از سوی امام خمینی (ره) به رهبر و متفکر و شخص اول نهضت آزادی یعنی مهندس مهدی بازرگان واگذار شد. هر چند که نهضت آزادی بارها اعلام کرده که به عنوان یک سازمان، نقشی در دولت موقت نداشته است و دولت موقت یک دولت نهضتی نبوده است، اما پرواضح است که این ادعا، کاملاً بی پایه و اساس بوده و اکثریت قریب به اتفاق وزرای کابینه بازرگان را همفکران وی در نهضت آزادی، تشکیل می داده اند. وانگهی بسیاری از استانداران و رؤسای نهادهای دولتی نیز از وابستگان جریان نهضت آزادی و پیروان اندیشه ملی گرایی انتخاب شده بودند و طبیعی است که سرنوشت و عملکرد دولت موقت به شکل مستقیم با سرنوشت نهضت آزادی پیوند بخورد.
در جریان عملکرد دولت موقت، چهار ویژگی اساسی به چشم می خورد. وجود همین چهار ویژگی باعث سقوط دولت موقت و انزوای سیاسی بازرگان و نهضت آزادی گردید. یکی از این چهار ویژگی، اتخاذ سیاست گام به گام و تساهل در امور بود.
طبیعی است، مردمی که با اتحاد و یکپارچگی مثال زدنی، رژیم شاهنشاهی را سرنگون ساخته اند، با توجه به قاطعیت انقلابی رهبر انقلاب، انتظار دارند که دولت منتخب امام، پاسخگوی شور و هیجان انقلابی بوده و با سرعت و کمال قاطعیت، موانع را از سر راه برداشته و با جایگزین کردن احکام اسلامی در بدنه اجرایی کشور، مرحله انتقالی را پشت سر گذاشته و زمینه استقرار نهایی حکومت اسلامی را فراهم آورد. اما بازرگان از همان مراحل آغازین پذیرفتن مسئولیت ریاست دولت موقت، نشان داد که با روحیه غیر انقلابی که دارد، نمی تواند چهارچوب های قانونی و قالب کلی رژیم گذشته را در هم بریزد و طرحی نو و همگام با مقتضیات انقلاب دراندازد.
وی در نخستین سخنرانی خود پس از پذیرش مسئولیت نخست وزیری می گوید:
طبیعت بنده و اکثریت ملت، سلم و صفا و صلح و احتراز از دشمنی و خشونت و خونریزی است. (24)
نخست وزیر دولت موقت با همین دیدگاه بر آن بود که دادگاههای انقلاب نباید نسبت به جنایتکاران رژیم پهلوی با حالت دشمنی و انتقام برخورد نمایند، بلکه باید از در مهر و عطوفت و بخشش درآید تا آبروی ایران در مجامع بین المللی ریخته نشود! وانگهی توطئه های ضدانقلاب در مناطق حساس کشور همانند کردستان، گنبد و خوزستان و تحریکات آشوب گرایانه و گروهک ها در شهرها، به برخورد قاطع دولت نیازمند بود و هر چند که امام، اتخاذ شیوه های انقلابی و قاطعانه را به دولت توصیه می کرد، ولی نخست وزیر وقعی نمی نهاد و حتی پاکسازی عوامل رژیم را نیز انتقام گیری قلمداد می کرد. مسئله کردستان و طولانی شدن آن از مصادیق آشکار همین تساهل و مسامحه دولت موقت بود که سعی داشت، بدون تکیه بر نیروهای نظامی، موضوع را با مذاکره و احترام متقابل! فیصله دهد و باعث شد خسارت های مالی و جانی فراوانی به کشور وارد آید.
موضوع تساهل دولت موقت تا آنجا پیش رفت که حتی همفکران وی در نهضت آزادی نیز به شیوه مسالمت آمیز بازرگان و همفکرانش اعتراض کرده و در بیانیه ای به مناسبت حوادث کردستان، می نویسد:
اگر دولت به جای تهدید کردن به استعفا و هدر دادن وقت و نیروی امام، در حل و فصل مسائل رفرمیستی و شکلی، به مسائل جدی و کلی توجه می کرد و در خصوص آنها در کنار امام قرار می گرفت و با قاطعیت عمل می کرد، کار ما پس از شش ماه به این جا نمی رسید که درباره انقلاب نیاز به طرح چنین حقایق تلخی باشد. (25)

نادیده انگاشتن نقش رهبری

از آن جا که بازرگان و همفکرانش در شورای انقلاب و هیأت وزیران، اعتقادی ژرف و عمیق به اصل ولایت فقیه نداشتند، با گذشت چند ماه از روی کار آمدن دولت موقت، اختلاف و تباین خط امام و دولت به وضوح آشکار شد. به طوری که امام، پیوسته در سخنرانی های خود به طور ضمنی و صریح از سیاست های دولت موقت انتقاد کرده و به رهنمودهای خودشان را ارائه می دادند اما نخست وزیر به جای عمل کردن به این توصیه ها و رهنمودهای دلسوزانه امام، همواره از دخالت های نابجا شکایت می کرد. کار به جایی رسید که وی اظهار کرد که از اعتراف ها و انتقادهای امام، کلافه شده است.
نه تنها طبقات مختلف به دولت فشار می آورند، بلکه آقا هم ما را تحت فشار می گذارند. آقا که یکپارچه احساس و انقلاب و عطوفت و همیشه از قلب و دل و مغز و زبان، مدافع و طرفدار طبقه ضعیفان و بینوایان و به قول خودشان پابرهنگان هستند، احساسات ایشان را برمی انگیزند و آن وقت، آقا وادار می شوند، طاقت نمی آورند، از بالای سر ما، بدون مراجعه و مشاوره با دولت، بدون اینکه از ما بپرسند، اعلامیه و دستور صادر می فرمایند. یک دفعه دست و پای ما را توی پوست گردو می گذارند.
شب جمعه اخیر، هشت نفر از هیأت وزراء، خدمت آقا رسیدیم. صاف و پوست کنده گفتیم: خدا عمر و توفیق آقا را زیاد کند، شما هم که ما را کلافه کردید. (26)