فهرست کتاب


نهضت آزادی

علی رضوی ‏نیا

مواضع نهضت آزادی در برابر سلطنت

با بررسی مرامنامه نهضت آزادی و شعارهای بی پروای این نهضت در پیروی از مصدق و الگوسازی روشن و نمایان از این شخصیت به اصطلاح ملی ، می توان موضع نهضت آزادی را در برابر رژیم شاهنشاهی، تحلیل کرد. هر چند که تحلیل ها و تفسیرهای انتشار یافته از سوی نهضت پس از انقلاب، نشانگر این است که نهضت، جریانی ضد سلطنت بوده و با هدف براندازی رژیم شاه شکل گرفته اما با اشاره به دو نکته در مبارزات نهضت آزادی پیش از انقلاب اسلامی، نادرستی این ادعا به وضوح برملا می شود.
نکته اول این که در مرامنامه نهضت آزادی بر مسلمان بودن، ایرانی بودن، تبعیت از قانون اساسی، پیروی از مصدق، به عنوان اصول اولیه تفکر و اندیشه نهضت، تأکید می شود.
در قانون اساسی رژیم شاهنشاهی به این نکته تصریح شده که سلطنت ودیعه ای است که به موهبت الهی از طرف ملت به شخص پادشاه، مفوض شده و سلطنت مشروطه ایران از طرف ملت، به وسیله مجلس موسسان به شخص اعلیحضرت شاهنشاه رضاشاه پهلوی، تفویض شده و در اعقاب ذکور ایشان، نسلا بعد نسل برقرار خواهد بود.
از سویی، مهندس بازرگان به عنوان بنیانگذار نهضت آزادی بر پیروی از همه اجزای قانون اساسی تأکید می ورزید و هیچ اصل یا تبصره ای را استثنا نمی کرد.
تابع قانون اساسی ایران هستیم ولی منافی نومن ببعض و نکفر ببعض نبوده، از قانون اساسی به صورت واحد جامع، طرفداری می کنیم. (15)
گفتنی است که حضرت امام خمینی (ره) نیز در سخنرانی ها و اعلامیه های خود از رهگذر تأکید بر اجرای قانون اساسی، رژیم شاه را متهم می ساختند که قانون اساسی را اجرا نمی کند، اما از سوی دیگر تصریح می کردند که قانون اساسی، کامل و دقیق نیست و پرواضح است که اتخاذ چنین موضعی در برابر قانون اساسی، با موضع نهضت آزادی که تبعیت از همه اجزای قانون اساسی را در دستور کار خود قرار داده بود، تفاوت زیادی دارد.
گفتنی است که حضرت امام خمینی (ره) نیز در سخنرانی ها و اعلامیه های خود از رهگذر تأکید بر اجرای قانون اساسی، رژیم شاه را متهم می ساختند که قانون اساسی را اجرا نمی کند، اما از سوی دیگر تصریح می کردند که قانون اساسی، کامل و دقیق نیست و پرواضح است که اتخاذ چنین موضعی در برابر قانون اساسی، با موضع نهضت آزادی که تبعیت از همه اجزای قانون اساسی را در دستور کار خود قرار داده بود، تفاوت زیادی دارد. وانگهی حسن نزیه به عنوان یکی از بنیانگذاران نهضت آزادی در تشریح مرامنامه نهضت، موضوع تبعیت از قانون اساسی را شکافته و به این نکته تصریح می کند که:
در رژیم سلطنت مشروطه، شاه باید بماند و خاندانش نسلا بعد نسل سلطنت کند و تنها عاملی که می تواند این امتیاز را برای یک سلسله سلطنتی حفظ کند، احتراز جدی شاه از قبول مسئولیت و اجتناب دائم او از طرفیت با دولت و مجلس و مردم و خارجی هاست.
مهندس بازرگان نیز به هنگام دستگیری و محاکمه در سال 1341 در دادگاه رژیم شاه چنین می گوید:
نظریات ما در مورد سلطنت، هم بر رونق و دوام و مقام سلطنت خواهد افزود و هم اجازه تولید نیروهای فوق العاده ملی را می دهد... ما واقعاً طرفدار و موافق آن - سلطنت - هستیم.(16)
از سخنان صریح رهبران نهضت آزادی و نامه سرگشاده ای که نهضت به شاه نوشته و برخوردی که با رژیم شاهنشاهی داشته، چنین برمی آید که هر چند نهضت آزادی به مبارزه معتقد بوده، اما براندازی و سرنگون کردن شاه از اهداف اصلی آن نبوده و این مبارزات، جنبه اصلاحی داشته است. (17)
نکته دوم، تاکیدی است که نهضت آزادی همواره بر رهبری مصدق و الگو بودن وی برای نهضت، داشته و دارد. مصدق به اعتراف خودش، هیچگاه مقابل شاه و سلطنت نبوده، بلکه پیوسته این شعار را سر می داده که شاه باید سلطنت کند نه حکومت. مصدق در دفاع از خود در دادگاه نظامی رژیم به روشنی ابراز می دارد که مخالف شاه نیست بلکه خادم اوست. از سوی دیگر نهضت آزادی در اطلاعیه ای که به سال 1342 منتشر می کند، اعلامیه هایی که به ادعای نهضت، از سوی سازمان امنیت رژیم، انتشار یافته و نهضت را ضد سلطنت خوانده، تکذیب کرده است. رهایی بازرگان از زندان در پی عفو ملوکانه شاه به سال 1346 و پیوندی که نهضت آزادی با شریعتمداری به عنوان عنصری که رژیم سعی داشت از وی برای کم رنگ کردن رهبری امام (ره) استفاده کند، از نکات مبهم و تردیدانگیز است که خوانندگان می توانند برای آگاهی بیشتر به کتاب های مفصل تر مراجعه کنند.(18)
هنگام اوج گیری انقلاب اسلامی و پیروزی ملت بر رژیم شاهنشاهی نیز نهضت آزادی دست از سلطنت خواهی و طرفداری از شاه برنداشته و در ملاقاتی که بازرگان به همراه یدالله سحابی و محمد توسلی با مامور سیاسی سفارت آمریکا در تاریخ 9/3/1356 داشته - البته اصل ارتباط و پیوند غیر رسمی نهضت آزادی با آمریکا، سئوال برانگیز است - چنین گفته است:
نهضت آزادی به قانون اساسی معتقد است، اگر شاه حاضر باشد که تمام موارد قانون اساسی را به اجرا درآورد، ما آماده ایم که سلطنت را بپذیریم.(19)برخورد نهضت آزادی با نخست وزیری شریف امامی و بختیار نیز در زیرمجموعه مواضع نهضت پیش از انقلاب اسلامی، قابل توجه است. در بیست و نهم مرداد ماه سال 1357، شریف امامی، استاد بزرگ لژ فراماسونری در ایران با شعار دولت آشتی ملی، پست نخست وزیری را به عهده گرفت. او دو ماه فرصت خواست تا اوضاع را آرام کند. شریعتمداری که سعی می شد از رهگذر تبلیغات شاهنشاهی و رسانه های بیگانه، به قطب مبارزه مردم تبدیل شود، به شریف امامی فرصت داد و او را تایید کرد. شریف امامی با اصلاحات جزیی و فریب کارانه ای مانند رسمی کردن تاریخ شمسی به جای تاریخ شاهنشاهی و تعطیل کردن برخی اماکن فساد و قمارخانه ها و وعده انحلال ساواک و برقراری آزادی و امنیت، تلاش کرد تا نظر مردم را جلب کند و از ناآرامی ها بکاهد. وعده برگزاری انتخابات آزاد از سوی شریف امامی باعث شد که نهضت آزادی مفتون شده و خود را برای انتخابات آماده سازد.
بازرگان در این زمینه می گوید:
عقیده ماها،نهضت آزادی ها و سایرین این بود که انتخابات یک مائده الهی است. دولت وقتی به مرحله ای رسیده است که می گویند، می خواهیم آزادی انتخابات بدهیم، چه بهتر از این؟ اول کاری که ما می کنیم به دولت خواهیم گفت که اگر راست می گوئی و انتخابات آزاد است باید اجازه بدهی که ما باشگاه داشته باشیم. یا می دهد یا نمی دهد، اگر داد، این باشگاه وسیله ای می شود که ما دور هم جمع بشویم. اگر نداد، همان جا مچش را می گیریم و می گوییم پس تو دروغ می گویی. وقتی که باشگاه داد آن وقت می گوییم، خیلی خوب، آزادی انتخابات است، اجازه بده ما کاندیدا بدهیم، مردم مسلماً به کاندیدای ملیون رای خواهند داد. ملیون مثلاً یعنی مخالفین و آن وقت روی کاندیداها می توانیم حرف بزنیم. دیگر چیست که آدم نگوید.(20)
بی تردید زمزمه انتخابات آزاد، نوعی فریب بود و به رژیم این فرصت را می داد که پایه های حکومت را محکم سازد و توانایی سرکوب مردم را بیابد و آرامش سیاسی را مستقر سازد. اما امام (ره) موضعی کاملاً متفاوت با نهضت آزادی اتخاذ کردند و در حقیقت مخاطب امام، نهضت آزادی و دیگر همفکران آنان بودند. ایشان تصریح کردند که:
شاه با طرح مسئله انتخابات مسیر حرکت اسلامی ایران را که سرنگونی این دودمان است، تغییر دهد و ملت را اغفال نماید. (21)
نهضت آزادی از حمایت خود از شریف امامی درس نگرفت و با وجود آن که روحیه سازش ناپذیر امام خمینی (ره) را می شناخت، برای پیاده کردن اهداف خود، از دولت بختیار نیز استقبال کرد. برخی از رهبران نهضت آزادی تلاش های زیادی کردند تا امام را وادار به پذیرش بختیار - که خود از نیروهای ملی بود و همسنگر و همفکر رهبران نهضت، قلمداد می شد - کنند و حتی رادیو نیز خبر پذیرش بختیار از سوی امام خمینی (ره) را پخش کرد. اما امام در اعلامیه ای در تاریخ هشتم بهمن ماه سال 1357 چنین می گویند:
آنچه که ذکر شده است که شاپور بختیار را به سمت نخست وزیری، من پذیرفتم، دروغ است. بلکه تا استعفا نداده است او را نمی پذیرم. حضرت آقایان به ملت ایران بفرمایید که توطئه ای در دست اجراست و از این امور جاریه گول نخورند.(22)
طبق اسناد لانه جاسوسی، حمایت نهضت آزادی از بختیار تا جایی پیش می رود که به بختیار کمک می کنند تا کابینه اش را جمع و جور کند.
بدینسان، نهضت آزادی در طول سالهای پیش از انقلاب، همواره سعی در سازش و کنار آمدن با رژیم را داشته و با شکلی ساده لوحانه، حوادث را تحلیل می کرده و از این روی، در بسیاری از اوقات مخاطب امام قرار می گرفته است. (23)
با پیروزی انقلاب اسلامی و انتخاب بازرگان به عنوان نخست وزیر دولت موقت از سوی امام و تکیه زدن برخی از بنیانگذاران و رهبران نهضت آزادی بر مناصب مهم و کلیدی کشور، فرصت مناسبی در اختیار آنان بود تا با تصیح مواضع و نگرش خود و درک واقعیت های انقلاب، خاطره ای خوب از خود بر جای گذاشته و به اسلام و ملت مسلمان خدمت کنند.
اما نه تنها این فرصت را از دست دادند بلکه با موضع گیری های نامناسب در برابر حوادث و رویدادهای انقلاب اسلامی، به کنج انزوای سیاسی فرو غلتیدند.

دولت موقت

سیاست گام به گام تساهل

مسئولیت اداره دولت موقت انقلاب اسلامی ایران از سوی امام خمینی (ره) به رهبر و متفکر و شخص اول نهضت آزادی یعنی مهندس مهدی بازرگان واگذار شد. هر چند که نهضت آزادی بارها اعلام کرده که به عنوان یک سازمان، نقشی در دولت موقت نداشته است و دولت موقت یک دولت نهضتی نبوده است، اما پرواضح است که این ادعا، کاملاً بی پایه و اساس بوده و اکثریت قریب به اتفاق وزرای کابینه بازرگان را همفکران وی در نهضت آزادی، تشکیل می داده اند. وانگهی بسیاری از استانداران و رؤسای نهادهای دولتی نیز از وابستگان جریان نهضت آزادی و پیروان اندیشه ملی گرایی انتخاب شده بودند و طبیعی است که سرنوشت و عملکرد دولت موقت به شکل مستقیم با سرنوشت نهضت آزادی پیوند بخورد.
در جریان عملکرد دولت موقت، چهار ویژگی اساسی به چشم می خورد. وجود همین چهار ویژگی باعث سقوط دولت موقت و انزوای سیاسی بازرگان و نهضت آزادی گردید. یکی از این چهار ویژگی، اتخاذ سیاست گام به گام و تساهل در امور بود.
طبیعی است، مردمی که با اتحاد و یکپارچگی مثال زدنی، رژیم شاهنشاهی را سرنگون ساخته اند، با توجه به قاطعیت انقلابی رهبر انقلاب، انتظار دارند که دولت منتخب امام، پاسخگوی شور و هیجان انقلابی بوده و با سرعت و کمال قاطعیت، موانع را از سر راه برداشته و با جایگزین کردن احکام اسلامی در بدنه اجرایی کشور، مرحله انتقالی را پشت سر گذاشته و زمینه استقرار نهایی حکومت اسلامی را فراهم آورد. اما بازرگان از همان مراحل آغازین پذیرفتن مسئولیت ریاست دولت موقت، نشان داد که با روحیه غیر انقلابی که دارد، نمی تواند چهارچوب های قانونی و قالب کلی رژیم گذشته را در هم بریزد و طرحی نو و همگام با مقتضیات انقلاب دراندازد.
وی در نخستین سخنرانی خود پس از پذیرش مسئولیت نخست وزیری می گوید:
طبیعت بنده و اکثریت ملت، سلم و صفا و صلح و احتراز از دشمنی و خشونت و خونریزی است. (24)
نخست وزیر دولت موقت با همین دیدگاه بر آن بود که دادگاههای انقلاب نباید نسبت به جنایتکاران رژیم پهلوی با حالت دشمنی و انتقام برخورد نمایند، بلکه باید از در مهر و عطوفت و بخشش درآید تا آبروی ایران در مجامع بین المللی ریخته نشود! وانگهی توطئه های ضدانقلاب در مناطق حساس کشور همانند کردستان، گنبد و خوزستان و تحریکات آشوب گرایانه و گروهک ها در شهرها، به برخورد قاطع دولت نیازمند بود و هر چند که امام، اتخاذ شیوه های انقلابی و قاطعانه را به دولت توصیه می کرد، ولی نخست وزیر وقعی نمی نهاد و حتی پاکسازی عوامل رژیم را نیز انتقام گیری قلمداد می کرد. مسئله کردستان و طولانی شدن آن از مصادیق آشکار همین تساهل و مسامحه دولت موقت بود که سعی داشت، بدون تکیه بر نیروهای نظامی، موضوع را با مذاکره و احترام متقابل! فیصله دهد و باعث شد خسارت های مالی و جانی فراوانی به کشور وارد آید.
موضوع تساهل دولت موقت تا آنجا پیش رفت که حتی همفکران وی در نهضت آزادی نیز به شیوه مسالمت آمیز بازرگان و همفکرانش اعتراض کرده و در بیانیه ای به مناسبت حوادث کردستان، می نویسد:
اگر دولت به جای تهدید کردن به استعفا و هدر دادن وقت و نیروی امام، در حل و فصل مسائل رفرمیستی و شکلی، به مسائل جدی و کلی توجه می کرد و در خصوص آنها در کنار امام قرار می گرفت و با قاطعیت عمل می کرد، کار ما پس از شش ماه به این جا نمی رسید که درباره انقلاب نیاز به طرح چنین حقایق تلخی باشد. (25)