فهرست کتاب


نهضت آزادی

علی رضوی ‏نیا

جبهه ملی از دیدگاه امام

امام خمینی (ره) با شناختی که از سال های دور از جبهه ملی داشتند، ماهیت این جبهه و گروههای موتلفه و سران آن را به خوبی می شناخته و همواره در پی فرصتی برای افشای آنان بودند. ایشان در همان سخنرانی که حکم ارتداد جبهه ملی را صادر کردند، در این زمینه گفتند:
قضیه قصاص در جاهایی از قرآن تصریح شده است و لایحه قصاص، همان مسایل قرآن است و در این راهپیمایی که مسلمانان را به اصطلاح خودشان دعوت کرده اند که مردم قیام کنند در مقابل قرآن، مردم قیام کنند در مقابل احکام ضروریه اسلام. آنهایی که از بعضی جبهه ها هستند، تکلیفشان معلوم است. آنها از همان اول هم، از آن وقتی که تاسیس شد، مسئله اسلام پیش شان مطرح نبوده است. آنچه مطرح بوده، اگر راست بگویند همان ملی گرایی بوده است و من در این هم شک دارم. برای اینکه افرادی که سردسته اینها بودند و به ملی گرایی معروف بودند، ما دیدیم که بر ضد ملت قیام کردند. الان هم که خارج هستند، دعوت می کنند بر ضد این ملت قدرت ها فعالیت کنند... آیا نهضت آزادی هم قبول دارد آن حرفی را که جبهه ملی می گوید؟ آنها هم قبول دارند که این حکم، حکم قصاص که در قرآن کریم و ضروریه بین همه مسلمین است، غیر انسانی است؟... شما (نهضت آزادی) یک اشتباه بزرگی دارید و آن این است که خیال می کنید که حالا در زمان محمدرضا، اگر دو تا اعلامیه بر ضدش دادید، مردم به شما علاقه پیدا کردند، حالا هم اگر چنانچه اعلامیه مثلاً ضد دولت بدهید مردم علاقه پیدا می کنند... شما حسابتان را بیایید جدا کنید. رادیو بعدازظهر را ما باز کنیم، گوش کنیم ببینیم که نهضت آزادی اعلام کرده است که این اطلاعیه جبهه ملی، کفرآمیز است. من نصیحت می کنم این جمعیت متدین نهضت آزادی را، و آقای رئیس جمهوری را. دست بردارید از این تضعیف مجلس و تضعیف روحانیت و تضعیف ملت و روحیه ملت و تضعیف روحیه ارتش. شما وکلایی هستید در مجلس، محترم هستید، متدین هستید. جدا کنید حساب را از مرتدها. آنها مرتد هستند. جبهه ملی از امروز محکوم به ارتداد است. (14)

نهضت آزادی و سلطنت

مواضع نهضت آزادی در برابر سلطنت

با بررسی مرامنامه نهضت آزادی و شعارهای بی پروای این نهضت در پیروی از مصدق و الگوسازی روشن و نمایان از این شخصیت به اصطلاح ملی ، می توان موضع نهضت آزادی را در برابر رژیم شاهنشاهی، تحلیل کرد. هر چند که تحلیل ها و تفسیرهای انتشار یافته از سوی نهضت پس از انقلاب، نشانگر این است که نهضت، جریانی ضد سلطنت بوده و با هدف براندازی رژیم شاه شکل گرفته اما با اشاره به دو نکته در مبارزات نهضت آزادی پیش از انقلاب اسلامی، نادرستی این ادعا به وضوح برملا می شود.
نکته اول این که در مرامنامه نهضت آزادی بر مسلمان بودن، ایرانی بودن، تبعیت از قانون اساسی، پیروی از مصدق، به عنوان اصول اولیه تفکر و اندیشه نهضت، تأکید می شود.
در قانون اساسی رژیم شاهنشاهی به این نکته تصریح شده که سلطنت ودیعه ای است که به موهبت الهی از طرف ملت به شخص پادشاه، مفوض شده و سلطنت مشروطه ایران از طرف ملت، به وسیله مجلس موسسان به شخص اعلیحضرت شاهنشاه رضاشاه پهلوی، تفویض شده و در اعقاب ذکور ایشان، نسلا بعد نسل برقرار خواهد بود.
از سویی، مهندس بازرگان به عنوان بنیانگذار نهضت آزادی بر پیروی از همه اجزای قانون اساسی تأکید می ورزید و هیچ اصل یا تبصره ای را استثنا نمی کرد.
تابع قانون اساسی ایران هستیم ولی منافی نومن ببعض و نکفر ببعض نبوده، از قانون اساسی به صورت واحد جامع، طرفداری می کنیم. (15)
گفتنی است که حضرت امام خمینی (ره) نیز در سخنرانی ها و اعلامیه های خود از رهگذر تأکید بر اجرای قانون اساسی، رژیم شاه را متهم می ساختند که قانون اساسی را اجرا نمی کند، اما از سوی دیگر تصریح می کردند که قانون اساسی، کامل و دقیق نیست و پرواضح است که اتخاذ چنین موضعی در برابر قانون اساسی، با موضع نهضت آزادی که تبعیت از همه اجزای قانون اساسی را در دستور کار خود قرار داده بود، تفاوت زیادی دارد.
گفتنی است که حضرت امام خمینی (ره) نیز در سخنرانی ها و اعلامیه های خود از رهگذر تأکید بر اجرای قانون اساسی، رژیم شاه را متهم می ساختند که قانون اساسی را اجرا نمی کند، اما از سوی دیگر تصریح می کردند که قانون اساسی، کامل و دقیق نیست و پرواضح است که اتخاذ چنین موضعی در برابر قانون اساسی، با موضع نهضت آزادی که تبعیت از همه اجزای قانون اساسی را در دستور کار خود قرار داده بود، تفاوت زیادی دارد. وانگهی حسن نزیه به عنوان یکی از بنیانگذاران نهضت آزادی در تشریح مرامنامه نهضت، موضوع تبعیت از قانون اساسی را شکافته و به این نکته تصریح می کند که:
در رژیم سلطنت مشروطه، شاه باید بماند و خاندانش نسلا بعد نسل سلطنت کند و تنها عاملی که می تواند این امتیاز را برای یک سلسله سلطنتی حفظ کند، احتراز جدی شاه از قبول مسئولیت و اجتناب دائم او از طرفیت با دولت و مجلس و مردم و خارجی هاست.
مهندس بازرگان نیز به هنگام دستگیری و محاکمه در سال 1341 در دادگاه رژیم شاه چنین می گوید:
نظریات ما در مورد سلطنت، هم بر رونق و دوام و مقام سلطنت خواهد افزود و هم اجازه تولید نیروهای فوق العاده ملی را می دهد... ما واقعاً طرفدار و موافق آن - سلطنت - هستیم.(16)
از سخنان صریح رهبران نهضت آزادی و نامه سرگشاده ای که نهضت به شاه نوشته و برخوردی که با رژیم شاهنشاهی داشته، چنین برمی آید که هر چند نهضت آزادی به مبارزه معتقد بوده، اما براندازی و سرنگون کردن شاه از اهداف اصلی آن نبوده و این مبارزات، جنبه اصلاحی داشته است. (17)
نکته دوم، تاکیدی است که نهضت آزادی همواره بر رهبری مصدق و الگو بودن وی برای نهضت، داشته و دارد. مصدق به اعتراف خودش، هیچگاه مقابل شاه و سلطنت نبوده، بلکه پیوسته این شعار را سر می داده که شاه باید سلطنت کند نه حکومت. مصدق در دفاع از خود در دادگاه نظامی رژیم به روشنی ابراز می دارد که مخالف شاه نیست بلکه خادم اوست. از سوی دیگر نهضت آزادی در اطلاعیه ای که به سال 1342 منتشر می کند، اعلامیه هایی که به ادعای نهضت، از سوی سازمان امنیت رژیم، انتشار یافته و نهضت را ضد سلطنت خوانده، تکذیب کرده است. رهایی بازرگان از زندان در پی عفو ملوکانه شاه به سال 1346 و پیوندی که نهضت آزادی با شریعتمداری به عنوان عنصری که رژیم سعی داشت از وی برای کم رنگ کردن رهبری امام (ره) استفاده کند، از نکات مبهم و تردیدانگیز است که خوانندگان می توانند برای آگاهی بیشتر به کتاب های مفصل تر مراجعه کنند.(18)
هنگام اوج گیری انقلاب اسلامی و پیروزی ملت بر رژیم شاهنشاهی نیز نهضت آزادی دست از سلطنت خواهی و طرفداری از شاه برنداشته و در ملاقاتی که بازرگان به همراه یدالله سحابی و محمد توسلی با مامور سیاسی سفارت آمریکا در تاریخ 9/3/1356 داشته - البته اصل ارتباط و پیوند غیر رسمی نهضت آزادی با آمریکا، سئوال برانگیز است - چنین گفته است:
نهضت آزادی به قانون اساسی معتقد است، اگر شاه حاضر باشد که تمام موارد قانون اساسی را به اجرا درآورد، ما آماده ایم که سلطنت را بپذیریم.(19)برخورد نهضت آزادی با نخست وزیری شریف امامی و بختیار نیز در زیرمجموعه مواضع نهضت پیش از انقلاب اسلامی، قابل توجه است. در بیست و نهم مرداد ماه سال 1357، شریف امامی، استاد بزرگ لژ فراماسونری در ایران با شعار دولت آشتی ملی، پست نخست وزیری را به عهده گرفت. او دو ماه فرصت خواست تا اوضاع را آرام کند. شریعتمداری که سعی می شد از رهگذر تبلیغات شاهنشاهی و رسانه های بیگانه، به قطب مبارزه مردم تبدیل شود، به شریف امامی فرصت داد و او را تایید کرد. شریف امامی با اصلاحات جزیی و فریب کارانه ای مانند رسمی کردن تاریخ شمسی به جای تاریخ شاهنشاهی و تعطیل کردن برخی اماکن فساد و قمارخانه ها و وعده انحلال ساواک و برقراری آزادی و امنیت، تلاش کرد تا نظر مردم را جلب کند و از ناآرامی ها بکاهد. وعده برگزاری انتخابات آزاد از سوی شریف امامی باعث شد که نهضت آزادی مفتون شده و خود را برای انتخابات آماده سازد.
بازرگان در این زمینه می گوید:
عقیده ماها،نهضت آزادی ها و سایرین این بود که انتخابات یک مائده الهی است. دولت وقتی به مرحله ای رسیده است که می گویند، می خواهیم آزادی انتخابات بدهیم، چه بهتر از این؟ اول کاری که ما می کنیم به دولت خواهیم گفت که اگر راست می گوئی و انتخابات آزاد است باید اجازه بدهی که ما باشگاه داشته باشیم. یا می دهد یا نمی دهد، اگر داد، این باشگاه وسیله ای می شود که ما دور هم جمع بشویم. اگر نداد، همان جا مچش را می گیریم و می گوییم پس تو دروغ می گویی. وقتی که باشگاه داد آن وقت می گوییم، خیلی خوب، آزادی انتخابات است، اجازه بده ما کاندیدا بدهیم، مردم مسلماً به کاندیدای ملیون رای خواهند داد. ملیون مثلاً یعنی مخالفین و آن وقت روی کاندیداها می توانیم حرف بزنیم. دیگر چیست که آدم نگوید.(20)
بی تردید زمزمه انتخابات آزاد، نوعی فریب بود و به رژیم این فرصت را می داد که پایه های حکومت را محکم سازد و توانایی سرکوب مردم را بیابد و آرامش سیاسی را مستقر سازد. اما امام (ره) موضعی کاملاً متفاوت با نهضت آزادی اتخاذ کردند و در حقیقت مخاطب امام، نهضت آزادی و دیگر همفکران آنان بودند. ایشان تصریح کردند که:
شاه با طرح مسئله انتخابات مسیر حرکت اسلامی ایران را که سرنگونی این دودمان است، تغییر دهد و ملت را اغفال نماید. (21)
نهضت آزادی از حمایت خود از شریف امامی درس نگرفت و با وجود آن که روحیه سازش ناپذیر امام خمینی (ره) را می شناخت، برای پیاده کردن اهداف خود، از دولت بختیار نیز استقبال کرد. برخی از رهبران نهضت آزادی تلاش های زیادی کردند تا امام را وادار به پذیرش بختیار - که خود از نیروهای ملی بود و همسنگر و همفکر رهبران نهضت، قلمداد می شد - کنند و حتی رادیو نیز خبر پذیرش بختیار از سوی امام خمینی (ره) را پخش کرد. اما امام در اعلامیه ای در تاریخ هشتم بهمن ماه سال 1357 چنین می گویند:
آنچه که ذکر شده است که شاپور بختیار را به سمت نخست وزیری، من پذیرفتم، دروغ است. بلکه تا استعفا نداده است او را نمی پذیرم. حضرت آقایان به ملت ایران بفرمایید که توطئه ای در دست اجراست و از این امور جاریه گول نخورند.(22)
طبق اسناد لانه جاسوسی، حمایت نهضت آزادی از بختیار تا جایی پیش می رود که به بختیار کمک می کنند تا کابینه اش را جمع و جور کند.
بدینسان، نهضت آزادی در طول سالهای پیش از انقلاب، همواره سعی در سازش و کنار آمدن با رژیم را داشته و با شکلی ساده لوحانه، حوادث را تحلیل می کرده و از این روی، در بسیاری از اوقات مخاطب امام قرار می گرفته است. (23)
با پیروزی انقلاب اسلامی و انتخاب بازرگان به عنوان نخست وزیر دولت موقت از سوی امام و تکیه زدن برخی از بنیانگذاران و رهبران نهضت آزادی بر مناصب مهم و کلیدی کشور، فرصت مناسبی در اختیار آنان بود تا با تصیح مواضع و نگرش خود و درک واقعیت های انقلاب، خاطره ای خوب از خود بر جای گذاشته و به اسلام و ملت مسلمان خدمت کنند.
اما نه تنها این فرصت را از دست دادند بلکه با موضع گیری های نامناسب در برابر حوادث و رویدادهای انقلاب اسلامی، به کنج انزوای سیاسی فرو غلتیدند.