فهرست کتاب


نهضت آزادی

علی رضوی ‏نیا

نهضت آزادی و مصدق

دکتر محمد مصدق در تفکر و اندیشه نهضت آزادی از اهمیت و جایگاه ویژهای برخوردار است، افزون بر وابستگی فکری و سیاسی که رهبران نهضت آزادی به مصدق داشتند، از نام وی برای طرح سازمان نوپای خود، در محافل مردمی و دانشگاهی و دست یابی به یک هویت مستقل سیاسی، سود می جستند. مهندس بازرگان در نامه ای که به تاریخ بیست و یکم اردیبهشت ماه سال 1340 به مصدق، که آن زمان در ملک ییلاقی خود در احمد آباد به سر می برد، می نویسد، تاسیس نهضت آزادی را به طور رسمی به او اطلاع می دهد و از وی تقاضای پشتیبانی و راهنمایی کرده و وی را پیشوای بزرگ خود می خواند.
وانگهی در مرامنامه نهضت آزادی مصدقی بودن و پیروی از آراء و اندیشه های مصدق، به روشنی وارد شده است:
مصدقی هستیم و مصدق را از خادمین بزرگ افتخارات ایران و شرق می دانیم... ما مصدق را به عنوان یگانه رئیس دولتی که در طول تاریخ ایران، محبوبیت داشت و منتخب واقعی اکثریت مردم و قدم در راه خواسته های ملت برداشت و توانست پیوند میان دولت و ملت را برقرار سازد و مفهوم دولت را بفهماند و به بزرگترین موفقیت تاریخ اخیر ایران یعنی شکست استعمار نایل گردد، تجلیل می کنیم و به این سبب از تز و راه مصدق پیروی می کنیم. (7)
نهضت آزادی که بیشتر در سال های دهه پنجاه، سنگ جریان های اسلامی را به سینه می زند و خود را در راستای جنبش دینی و اسلامی می خواهد، همچنان نام مصدق را بزرگ می داشت و او را می ستود و می گفت: درود به دکتر محمد مصدق، رهبر ما و سردار بزرگ رزمندگان نهضت ملی ایران. حتی پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز دیدگاه جالبی از سوی نهضت آزادی مطرح می شود:
انقلاب اسلامی، ادامه حرکت مصدق است و بزرگداشت مصدق به منزله بزرگداشت مبارزات بر حق ملت ایران است. (8)
اما حضرت امام با فراست کامل و آگاهی از این که جریان ها و گروههایی با اهداف و مقاصد مختلف، همواره سعی دارند تا نام مصدق را در عرصه سیاست، زنده نگه دارند، به نقش دکتر مصدق و آیت الله کاشانی در تاریخ معاصر ایران پرداخته و درباره مصدق گفتند:
مصدق به ما خیلی سیلی زد و می خواست به اسلام سیلی بزند. (9)
موضع گیری حضرت امام باعث نشد که نهضت آزادی در الگوسازی خود از مصدق تجدیدنظر کند، بلکه همچنان به تجلیل و تکریم از وی ادامه داد و هم اکنون نیز مصدقی بودن در مقدمه مرامنامه نهضت، به عنوان اصلی اساسی و بنیادین مطرح می باشد. پیروی نهضت آزادی از مصدق، افزون بر آن که ضعف ها و ناتوانی های اعتقادی و سیاسی وی را به نهضت آزادی نیز انتقال می دهد، از نوعی رابطه منطقی و مستحکم میان نهضت آزادی و جبهه ملی پرده برمی دارد. زیرا از دکتر مصدق همواره به عنوان پدر جبهه ملی یاد می شود و بازرگان نیز تصریح کرده که نهضت آزادی فرزند جبهه ملی است.

نهضت آزادی و آیت الله طالقانی

نام مرحوم آیت الله طالقانی به عنوان یکی از بنیان گذاران نهضت آزادی در همه اسناد این سازمان به چشم می خورد. در بیانیه ای که ایشان به مناسبت تاسیس نهضت آزادی داده است، نکته ای قابل ملاحظه وجود دارد. در این بیانیه آمده است:
اینجاست اگر چه از کوتاهی در انجام وظیفه خود نزد خدا و اولیاء اسلام و نیکان بزرگوارم، شرمسارم ولی پیوسته در صف مبارزه با فساد و مفسدین، باقی مانده و به این سبب، دعوت همکاری با بنیان گذاران نهضت آزادی را پذیرفتم.(10)
جمله فوق نشان می دهد که وی برای همکاری با بنیانگذاران نهضت آزادی دعوت شده بوده و می توان استنباط کرد که از آغاز در جریان تاسیس نهضت آزادی نبوده و به نقش تعیین کننده ای نداشته است. اما پس از شکل گیری نهضت آزادی و آغاز فعالیت های سیاسی آن تا زمان انشعاب سازمان مجاهدین خلق ایران از نهضت آزادی در بحبوحه مبارزه با رژیم شاهنشاهی، همواره در صف نهضت آزادی بوده است.
بافت اصلاح طلبی نهضت آزادی که به مبارزه پارلمانی معتقد بود، باعث شد که از پذیرش مبارزه مسلحانه سر باز زند و از آن شانه خالی کند. شجاعت و جسارت آیت الله طالقانی، او را به تایید مبارزه مسلحانه کشاند و راه طالقانی از نهضت آزادی جدا شد. وانگهی همکاری آیت الله طالقانی با فدائیان اسلام و جبهه ملی در کنار نهضت آزادی می تواند نمایانگر این نکته باشد که وی با توجه به ضرورت اصل مبارزه با رژیم، در چهارچوب نهضت آزادی قرار گرفته و وابستگی کامل به خط مشی و اندیشه اعتقادی و سیاسی نهضت نداشته است. شالوده تفکر نهضت آزادی، سالها پس از تاسیس نهضت، آن هم توسط بازرگان در زندان ریخته شد و نمی توان طالقانی را در چهارچوب تشکیلات سیاسی و مسائل اعتقادی که ما اکنون از نهضت آزادی سراغ داریم، قرار داد. افزون بر این که شخصیت های مذهبی و سیاسی و اجتماعی، هیچگاه در غالب حزب یا گروه خاصی نمی گنجند و نمی توان به دلیل وجود شخصیت هایی چون طالقانی، دکتر شریعتی و دکتر چمران - که شعبه نهضت آزادی در اروپا و آمریکا را تاسیس کردند - در نهضت آزادی، افکار و سلیقه های اعتقادی و سیاسی این سازمان را توجیه نمود.

مرامنامه نهضت آزادی

در مرامنامه نهضت آزادی می خوانیم: به حکم مبادی عالیه دین مبین اسلام و قوانین اساسی ایران و اعلامیه حقوق بشر و منشور ملل متحد، نهضت آزادی ایران برای تعقیب هدف های مشروحه زیر فعالیت خود را آغاز می نماید:
الف - از لحاظ سیاست داخلی
اصل اول: 1 - احیای حقوق اساسی ملت ایران با استقرار حکومت قانون به منظور تعیین حدود اختیارات و مسئولیت های قوای مختلف مملکت و برای تامین حکومت مردم بر مردم.
2 - تفویض قدرت ملی و قانونی حکومت به افرادی که صلاحیت رهبری سیاست مملکت را در دنیای مترقی امروز و در ردیف کشورهای بیدار جهان داشته باشند.
اصل دوم: 1 - ترویج اصول اخلاقی و اجتماعی و سیاسی بر اساس مبادی دین مبین اسلام، با توجه به مقتضیات سیاسی و فرهنگی عصر حاضر.
2 - تشویق اصل درستی و تقوی و مبارزه شدید علیه منهیات و اعتقادات و انتشارات مضره.
3 - از بین بردن عوامل نادرستی و فساد، خصوصاً مظاهر اتکای به خارجی و طرد جمیع عناصری که سد راه فعالیت های موثر و اصیل و سریع اصلاحی هستند یا موجبات تضعیف شخصیت فردی و اجتماعی ایرانی را فراهم می سازند.
4 - مبارزه علیه دشمنان سلامت جسمی و فکری و روحی مردم، یعنی غلبه بر ترس، یأس، فقر، جهل، عقب ماندگی و نفاق
اصل سوم: آماده کردن تدریجی و اصولی مردم برای شرکت در اداره امور عمومی. همچنین برای حسن استفاده از دمکراسی و استیفای حقوق ملی.
اصل چهارم: 1 - تامین استقلال اقتصادی. ایجاد رژیم صحیح مالی، بازرگانی، اجتماعی، فرهنگی، بهداشتی، کشاورزی و صنعتی.
2 - برقراری مناسبات متکی بر عدل و مسالمت بین کارگر و کارفرما و بین کشاورز و مالک.
3 - توسعه بیمه های اجتماعی، تهیه و اجرای طرح بیمه کشاورزان.
4 - تخصیص عایدات نفت، اعتبارات و وام های خارجی به اجرای برنامه های کشاورزی و صنعتی و عمرانی. عایدات و اعتبارات و وام های مذکور از بودجه کل کشور.
5 - ایجاد امنیت مالی و اقتصادی به منظور تشویق اعاده سرمایه های خصوصی موجود در بانک های خارجی به داخل کشور.
اصل پنجم: 1 - اصلاح تدریجی و اصولی قوانین کشور با تاسیس سازمان واحد تهیه قانون.
2 - رعایت کامل اصول استقلال قوه قضائیه. تعمیم و توسعه صلاحیت محاکم عمومی و حذف محاکم اختصاصی.
3 - تکمیل و اصلاح سازمان های قضائی و انتظامی کشور به منظور استقرار امنیت اجتماعی و جلب اعتماد و علاقه مردم نسبت به این سازمان ها.
اصل ششم: 1 - استفاده از نیروی انسانی کلیه افراد مملکت به عنوان سرمایه های اصلی ملی. ایجاد ایمان و اعتقاد قوی به اصل زندگی بهتر، نتیجه فعالیت مفید بیشتر.
2 - مبارزه علیه بیکاری، خودخواهی، تن پروری و امتیازات ناشی از تبعیض.
اصل هفتم: تامین وسایل حسن اداره کشور از طریق:
- تثبیت مشاغل بر اساس رعایت استقلال شاغلین خدمت و تشویق آنان به احراز تخصص و صلاحیت بیشتر.
- تربیت مدیر و تقویت سازمان های علوم اداری، آمار، بررسی و تحقیق در تمام شئون کشور. استفاده از روشهای مدرن مترقی کار.
- فراهم ساختن وسایل رفاه مادی و معنوی متصدیان امور.
ب - از لحاظ سیاست خارجی:
اصل ششم: کوشش برای انتقال حق تعیین سرنوشت دنیا از ملل بزرگ به سازمان ملل متحد به منظور تامین آزادی و استقلال ملل کوچک. عدالت بین المللی. صلح جهانی.
اصل نهم: مجاهدت برای تامین بیطرفی ایران.
اصل دهم: تنظیم روابط خارجی بر پایه منشور ملل متحد. ایجاد حسن تفاهم پایدار بین ایران و کلیه کشورها خصوصاً ممالک همجوار.
اصل یازدهم: کوشش برای ایجاد همبستگی بیشتر بین کشورهای صلح جوی بیطرف که دارای علایق مشترک تاریخی، جغرافیایی و فرهنگی و اجتماعی یا مذهبی هستند و مجاهدت برای اتحاد ممالک اسلامی در جهت کمک موثر به اجرای مقاصد مذکور.
اصل دوازدهم: 1 - قبول مسئولیت و اشتراک مساعی در کوشش های بین المللی برای رفع اختلافات جهانی از طرق مسالمت آمیز.
2 - حمایت از نهضت های اصیل ملی و پشتیبانی از استقلال و آزادی ملت ها. (11)
سران نهضت آزادی در ماههای نزدیک پیروزی انقلاب بر ترسیم یک جریان اسلامی در نهضت آزادی تأکید داشتند و در دی ماه 1357 در مرامنامه خود تجدیدنظر می کنند و می نویسند:
نهضت آزادی ایران، مرامنامه تجدیدنظر شده خود را که همواره ناشی و متکی بر پایه های سه گانه زیر است اعلام می دارد:
1 - اصول عالیه اسلامی با فرائض و مسئولیت های فردی و اجتماعی ناشی از آن.
2 - قانون اساسی ایران و متمم آن که به بهای خون شهدای آزادی و استقلال ایران به دست آمده است. با توجه به اصلاح آن که در جهت تحقق حاکمیت اساسی ملت ایران ضرورت دارد.
3 - اعلامیه جهانی حقوق بشر. (12)
با وجود اصرار و تاکیدی که سران نهضت در بحبوحه پیروزی انقلاب اسلامی و پس از آن از خود نشان می دادند، از نخستین روز بنیانگذاری نهضت آزادی، دین اسلام نقش اصلی و اساسی را به عنوان اندیشه اعتقادی و سیاسی حاکم بر آن، ایفا نمی کرد و بیشتر رنگ و بوی ملی داشت.
شهید بهشتی (ره) در این باب می گوید:
وقتی نهضت آزادی تشکیل شد با خوشحالی از این خبر استقبال کردم و وقتی در اساسنامه از اسلام به عنوان یک مکتب و از نهضت آزادی به عنوان یک حزب اسلامی تمام عیار یاد نشده بود، به دوستان بنیانگذار نهضت آزادی انتقاد کردم و گفتم که این حزب مکتبی نیست. اسمش را هم گذاشته اید: نهضت آزادی. آزادی که همه اسلام نیست. از مسائل مهم بشری است از ارکان اسلام، ولی همه اسلام نیست. دوستان گفتند: برای اینکه ما می خواستیم آنان که آلرژی دارند روی عنوان اسلام، از این تشکیلات فرار نکنند. قصه این بود که مرامنامه نشان می داد که یک عده مسلمان آمده اند یک حزب درست کرده اند. اما در این تشکیلات سیاسی، اسلام را به عنوان یک مکتب تمام عیار مطرح نکرده اند. (13)
ذکر اعلامیه حقوق بشر و تکیه بر قانون اساسی مشروطه در مقابل اصول عالیه اسلام، نشانگر این است که اسلام به عنوان یک مکتب تمام عیار مطرح نشده و معرف کامل نهضت آزادی نیست.
وانگهی اصرار و تأکید بر اعلامیه حقوق بشر که زاییده افکار اومانیستی غربی است، خود جای بحث و بررسی دارد.