فهرست کتاب


نهضت آزادی

علی رضوی ‏نیا

نهضت آزادی و جبهه ملی

ارتباط فکری و تشکیلاتی نهضت آزادی با جبهه ملی، نه تنها در لایه های ابهام پوشیده نمانده، بلکه از سوی رهبران نهضت آزادی، به صراحت و روشنی، بیان شده است. یکی از حلقه های این ارتباط، نهضت مقاومت ملی می باشد که پیشتر از آن سخن به میان آمد. نهضت آزادی بر این نکته تأکید می ورزد که:
رهبران و فعالان و مبارزان نهضت مقاومت ملی، همان کسانی بودند که بعدها در اردیبهشت سال 1340 نهضت آزادی را تاسیس کردند. (3)
پیش از تشکیل نهضت آزادی، بازرگان و همفکرانش به نمایندگی از نهضت مقاومت ملی در جبهه ملی دوم شرکت داشتند. پس از شکل گیری نهضت آزادی نیز تماس های تشکیلاتی میان نهضت آزادی و جبهه ملی دوم برقرار شد ولی بازرگان و دیگر اعضای نهضت آزادی در نشست جبهه ملی دوم نه به عنوان نمایندگان نهضت آزادی بلکه به عنوان افراد مستقل شرکت کردند.
اما پس از تشکیل جبهه ملی سوم،، نهضت آزادی به عنوان یک سازمان به این جریان پیوست. شکل گیری نهضت آزادی در راستای جبهه ملی بود و می خواست سازمانی سیاسی با هویتی ملی پدید آورد و آرمان خواهی، هویت ملی، مشروطه خواهی، و آزادی خواهی جبهه ملی را کامل تر کند. به دیگر سخن، نهضت آزادی فرزند جبهه ملی است و در بستر تشکیلاتی و تفکر حاکم بر آن و از درون آن زاده شده است. بازرگان به این نکته تصریح می کند:
از درون جبهه ملی، نهضت آزادی به وجود آمد که هم وارث نهضت مقاومت ملی بود و هم فرزانده و بلندکننده شعار: شاه سلطنت کند نه حکومت.(4)
در نشریه داخلی نهضت آزادی در تاریخ 21/3/1340 نیز چنین آمده است:
تاسیس نهضت آزادی ایران، منطبق با هدف و مرام و اساسنامه جبهه ملی ایران و در جهت تایید و پشتیبانی و تقویت آن است... به هر حال، یکی از هدف های تاسیس نهضت آزادی ایران، تقویت و اعتلای نام جبهه ملی ایران است.(5)
بازرگان در جلسه تاسیس نهضت آزادی، ضمن اعلام این که نهضت آزادی از جبهه ملی تقاضای عضویت کرده است، گفت:
نهضت آزادی به هیچ وجه من الوجوه درصدد ایجاد دکانی در مقابل جبهه ملی ایران، در عرض آن نیست، بلکه در طول آن و یکی از عناصر تشکیل دهنده و تکمیل کننده آن است. اگر ما را به عضویت پذیرفتند، تشریک مساعی و همکاری صمیمانه خواهیم کرد. اگر نپذیرفتند، لجاج و دشمنی نخواهیم کرد. به هر حال، ما در طریقی قدم گذاشته ایم که مردم، طی چنان طریقی را از جبهه ملی انتظار دارند.(6)
در بیش از سیصد صفحه اسنادی که از فعالیت های نهضت آزادی در اوایل دهه چهل بر جای مانده، بیش از پنجاه بار به روابط با جبهه ملی، اشاره شده است. بازرگان نگران بود که نهضت آزادی، پس از تاسیس، عنوان رقیب جبهه ملی را به خود بگیرد و باعث تضعیف آن شود. نهضت آزادی اختلاف عقیدتی و ماهوی با جبهه ملی نداشت و بیشتر انتقادهایی که به آن وارد می کرد، پیرامون مسائل سطحی و تشکیلاتی بود. مهمترین انتقاد نهضت آزادی از جبهه ملی در زمینه فعالیت های سیاسی، فقدان یک برنامه روشن مشخص و مدون بود.
نهضت آزادی در طول مبارزات سیاسی خود هیچگاه در برابر جبهه ملی نایستاد، یا به تعبیر خود را در برابر آن قرار نداد. حتی در رویدادها و صحنه های حساس پس از پیروزی انقلاب نیز همواره خود را در کنار جبهه ملی به چشم می خوردند. حمایت ها و پشتیبانی های غیر رسمی نهضت آزادی از جبهه ملی تا آنجا پیش رفت که حتی پس از آنکه حکم ارتداد جبهه ملی توسط امام خمینی (ره) صادر شد، نهضت آزادی موضع صریح و قاطعی در برابر حکم ارتداد نگرفت و به نوعی از موضع گیری طفره رفت.

نهضت آزادی و مصدق

دکتر محمد مصدق در تفکر و اندیشه نهضت آزادی از اهمیت و جایگاه ویژهای برخوردار است، افزون بر وابستگی فکری و سیاسی که رهبران نهضت آزادی به مصدق داشتند، از نام وی برای طرح سازمان نوپای خود، در محافل مردمی و دانشگاهی و دست یابی به یک هویت مستقل سیاسی، سود می جستند. مهندس بازرگان در نامه ای که به تاریخ بیست و یکم اردیبهشت ماه سال 1340 به مصدق، که آن زمان در ملک ییلاقی خود در احمد آباد به سر می برد، می نویسد، تاسیس نهضت آزادی را به طور رسمی به او اطلاع می دهد و از وی تقاضای پشتیبانی و راهنمایی کرده و وی را پیشوای بزرگ خود می خواند.
وانگهی در مرامنامه نهضت آزادی مصدقی بودن و پیروی از آراء و اندیشه های مصدق، به روشنی وارد شده است:
مصدقی هستیم و مصدق را از خادمین بزرگ افتخارات ایران و شرق می دانیم... ما مصدق را به عنوان یگانه رئیس دولتی که در طول تاریخ ایران، محبوبیت داشت و منتخب واقعی اکثریت مردم و قدم در راه خواسته های ملت برداشت و توانست پیوند میان دولت و ملت را برقرار سازد و مفهوم دولت را بفهماند و به بزرگترین موفقیت تاریخ اخیر ایران یعنی شکست استعمار نایل گردد، تجلیل می کنیم و به این سبب از تز و راه مصدق پیروی می کنیم. (7)
نهضت آزادی که بیشتر در سال های دهه پنجاه، سنگ جریان های اسلامی را به سینه می زند و خود را در راستای جنبش دینی و اسلامی می خواهد، همچنان نام مصدق را بزرگ می داشت و او را می ستود و می گفت: درود به دکتر محمد مصدق، رهبر ما و سردار بزرگ رزمندگان نهضت ملی ایران. حتی پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز دیدگاه جالبی از سوی نهضت آزادی مطرح می شود:
انقلاب اسلامی، ادامه حرکت مصدق است و بزرگداشت مصدق به منزله بزرگداشت مبارزات بر حق ملت ایران است. (8)
اما حضرت امام با فراست کامل و آگاهی از این که جریان ها و گروههایی با اهداف و مقاصد مختلف، همواره سعی دارند تا نام مصدق را در عرصه سیاست، زنده نگه دارند، به نقش دکتر مصدق و آیت الله کاشانی در تاریخ معاصر ایران پرداخته و درباره مصدق گفتند:
مصدق به ما خیلی سیلی زد و می خواست به اسلام سیلی بزند. (9)
موضع گیری حضرت امام باعث نشد که نهضت آزادی در الگوسازی خود از مصدق تجدیدنظر کند، بلکه همچنان به تجلیل و تکریم از وی ادامه داد و هم اکنون نیز مصدقی بودن در مقدمه مرامنامه نهضت، به عنوان اصلی اساسی و بنیادین مطرح می باشد. پیروی نهضت آزادی از مصدق، افزون بر آن که ضعف ها و ناتوانی های اعتقادی و سیاسی وی را به نهضت آزادی نیز انتقال می دهد، از نوعی رابطه منطقی و مستحکم میان نهضت آزادی و جبهه ملی پرده برمی دارد. زیرا از دکتر مصدق همواره به عنوان پدر جبهه ملی یاد می شود و بازرگان نیز تصریح کرده که نهضت آزادی فرزند جبهه ملی است.

نهضت آزادی و آیت الله طالقانی

نام مرحوم آیت الله طالقانی به عنوان یکی از بنیان گذاران نهضت آزادی در همه اسناد این سازمان به چشم می خورد. در بیانیه ای که ایشان به مناسبت تاسیس نهضت آزادی داده است، نکته ای قابل ملاحظه وجود دارد. در این بیانیه آمده است:
اینجاست اگر چه از کوتاهی در انجام وظیفه خود نزد خدا و اولیاء اسلام و نیکان بزرگوارم، شرمسارم ولی پیوسته در صف مبارزه با فساد و مفسدین، باقی مانده و به این سبب، دعوت همکاری با بنیان گذاران نهضت آزادی را پذیرفتم.(10)
جمله فوق نشان می دهد که وی برای همکاری با بنیانگذاران نهضت آزادی دعوت شده بوده و می توان استنباط کرد که از آغاز در جریان تاسیس نهضت آزادی نبوده و به نقش تعیین کننده ای نداشته است. اما پس از شکل گیری نهضت آزادی و آغاز فعالیت های سیاسی آن تا زمان انشعاب سازمان مجاهدین خلق ایران از نهضت آزادی در بحبوحه مبارزه با رژیم شاهنشاهی، همواره در صف نهضت آزادی بوده است.
بافت اصلاح طلبی نهضت آزادی که به مبارزه پارلمانی معتقد بود، باعث شد که از پذیرش مبارزه مسلحانه سر باز زند و از آن شانه خالی کند. شجاعت و جسارت آیت الله طالقانی، او را به تایید مبارزه مسلحانه کشاند و راه طالقانی از نهضت آزادی جدا شد. وانگهی همکاری آیت الله طالقانی با فدائیان اسلام و جبهه ملی در کنار نهضت آزادی می تواند نمایانگر این نکته باشد که وی با توجه به ضرورت اصل مبارزه با رژیم، در چهارچوب نهضت آزادی قرار گرفته و وابستگی کامل به خط مشی و اندیشه اعتقادی و سیاسی نهضت نداشته است. شالوده تفکر نهضت آزادی، سالها پس از تاسیس نهضت، آن هم توسط بازرگان در زندان ریخته شد و نمی توان طالقانی را در چهارچوب تشکیلات سیاسی و مسائل اعتقادی که ما اکنون از نهضت آزادی سراغ داریم، قرار داد. افزون بر این که شخصیت های مذهبی و سیاسی و اجتماعی، هیچگاه در غالب حزب یا گروه خاصی نمی گنجند و نمی توان به دلیل وجود شخصیت هایی چون طالقانی، دکتر شریعتی و دکتر چمران - که شعبه نهضت آزادی در اروپا و آمریکا را تاسیس کردند - در نهضت آزادی، افکار و سلیقه های اعتقادی و سیاسی این سازمان را توجیه نمود.