نهضت آزادی

نویسنده : علی رضوی نیا

مقدمه

بحران های سیاسی و اجتماعی در دهه های اخیر تاریخ معاصر ایران، به ویژه در دوران شکوهمند انقلاب اسلامی، انگیزه عنایت و اهتمام نویسندگان و تاریخ نگاران به این خطه از خاک پهناور خاورمیانه شده است. بررسی و تحلیل شخصیت ها و احزاب سیاسی و مذهبی، می تواند پایه و مبنای قضاوت و راهگشای آرمان خواهی نسل های آینده این مرز و بوم باشد.
نهضت آزادی ایران از جمله احزاب و گروههایی است که به دلیل ادعای درآمیختن ارزشهای اسلامی با مبانی تمدن غرب و شکل دادن به نوعی اصلاح طلبی نوین مذهبی در ایران، شایسته نقد و بررسی است. نهضت آزادی در حقیقت، نمونه بارز و برجسته و سردمدار گروهها و سازمان های التقاطی مذهبی است که پس از کودتای بیست و هشت مرداد 1332 شکل گرفتند. شکست سیاسی جریان نهضت آزادی و اندیشمندان و سیاست مداران آن در برابر آرمان خواهی مردم مسلمان ایران، نشان از عدم موفقیت این اندیشه و تفکر در میان ایمان داران استوار و معتقدی است که بار سنگین مشکلات و بحران های انقلاب را به دوش کشیده و با فداکاری و جانبازی و ایثار خون، بر این نکته پای فشردند که ایران اسلامی اندیشه های ره آورد غرب را برنمی تابد و از اصول و مبانی اعتقادی خود، عدول نمی کند.
نهضت آزادی ایران که به عنوان یک سازمان سیاسی در مبارزه با رژیم شاهنشاهی نقش داشت، با ظهور و پیدایش انقلاب اسلامی، رشته های قدرت سیاسی کشور را در قالب دولت موقت به دست گرفت اما خودباختگی در برابر غرب و تساهل در اجرای احکام اسلامی و دارا نبودن نگاه انقلابی که مقتضای یک حکومت انقلابی بود، باعث شده به انزوای سیاسی کشیده شده و از صحنه سیاست ایران شوند و در سال های اخیر با اتخاذ سیاست مظلوم نمایی به حضوری هر چند کم رنگ در محفل سیاسی، بسنده کنند.
مرحوم مهندس مهدی بازرگان به عنوان شکل دهنده اصلی نهضت آزادی که خدماتی در راه آگاهی و بیداری سیاسی مردم ایران و پیدایی انقلاب اسلامی داشت، ناخواسته عامل اجرای اندیشه ها و افکاری شد که تلاش می کرد هویت اسلامی انقلاب ایران را از بین برده و ایران را دوباره به کام غرب فرو برد.
تلاش او در راه اثبات دین از راه علوم تجربی و درآمیختن اصول و آرمان های مذهبی با تکنولوژی نوین غرب و اندیشه های لیبرالیستی و اومانیستی، هر چند که به انگیزه اثبات حقانیت دین، صورت می گرفت، اما در عمل به ابزاری برای هویت زدایی انقلاب اسلامی مبدل شد. ملاک و معیار ما در بررسی و تحلیلی که پیش رو دارید، همواره اهتمام به خط فکری و سیاسی امام خمینی (ره) به عنوان بزرگ ترین احیاگر دینی قرن حاضر بوده و تلاش کرده ایم تا گوشه ای از تاریخ سیاسی انقلاب را در برابر دیدگان فرزندان انقلابی و مسلمان ایران، به تصویر بکشیم. (1)

شکل گیری نهضت آزادی

نهضت مقاومت ملی

نهضت آزادی ایران در اوایل دهه چهل به ابتکار مهندس مهدی بازرگان شکل گرفت. برای شناخت زمینه های سیاسی و اجتماعی شکل گیری نهضت آزادی، نگاهی گذرا به تحولات سیاسی دهه سی ضروری می نماید.
از کودتای آمریکایی بیست و هشتم مرداد 1332 تا آغاز دهه چهل، رژیم شاه بیش از پیش قدرت گرفت. نیروهای محافظه کار، قدرت سیاسی را به شکل فزاینده ای به دست گرفتند. پیامد چنین تحولی، پیشروی نیروهای طرفدار حکومت استبدادی و عقب نشینی نیروهای اصلاح طلب و سرکوبی تندروهای انقلابی بود. در کشاکش این دوران، نخست وزیر وقت یعنی دکتر محمد مصدق، دستگیر، زندانی و سپس تبعید شد. رهبران جبهه ملی بازداشت شدند و بیش از همه، رهبران و طرفداران فدائیان اسلام، مورد اذیت و آزار قرار گرفتند و تعدادی نیز اعدام شدند. شاه برای توسعه حیطه نفوذ سیاسی خود، ابزار اعمال قدرت اجتماعی، یعنی ادارات دولتی را تحت سلطه شخصی خود درآورد، و آنها را گسترش داد. تشکیلات دولتی، به ویژه نیروهای انتظامی که پس از اشغال ایران توسط نیروهای بیگانه، ضعیف و ناتوان شده بودند، بار دیگر جان گرفتند. در این دو رده، دو مجلس و سه کابینه تشکیل شد اما جز حزب دولتی ملیون به رهبری منوچهر اقبال و حزب مردم به رهبری اسد الله علم هیچ تشکیلاتی حق فعالیت سیاسی یا شرکت در انتخابات را پیدا نکرد.
در این دوره، آمریکا به تدریج، عمده ترین متحد خارجی ایران شد و به حمایت گسترده مالی و نظامی از شاه دست زد. هدف آمریکا، حفظ رژیم و پافشاری بر جنبه ضد کمونیستی و مقتدرانه آن بود. اوضاع اقتصادی پس از کودتا عادی شد و از سرگرفتن صدور نفت و کمک های مالی آمریکا، رژیم شاه را یاری کرد تا دوره رکود اقتصادی را پشت سر گذارد.
در حوزه سیاسی، رژیم می خواست تصویری لیبرال و آزادمنشانه از خود ترسیم کند و تلاش می کرد تا ایران را مدرن، دمکراتیک و غربی نشان دهد. اتحاد سیاسی با غرب و گرایش فرهنگی و اقتصادی به غرب از ویژگیهای برجسته این دوره تاریخی به شمار می آید.
به دیگر سخن، آمریکا به عنوان کشوری غیر امپریالیستی که به ایران کمک مالی و نظامی می کند، جلوه کرد و شوروی به عنوان قدرت جدید امپریالیستی و عامل تحریک و خراب کاری کمونیستی مطرح شد. گرایش به غرب به معنای تغییرات سریع اجتماعی در جهت تنظیم فرهنگ ایرانی با تکنولوژی جدید و سازگار کردن تکنولوژی نوین با فرهنگ ایرانی بود. در حوزه فعالیت های سیاسی، احزاب سیاسی مخالف، به نوعی ناتوانی و بی تفاوتی سیاسی و روحیه یأس و هراس، گرفتار آمدند که جبهه ملی از آن جمله بود.
پس از کودتای بیست و هشتم مرداد، در بحبوحه فضای سیاسی یاد شده، نهضت مقاومت ملی به دست باقی مانده های جبهه ملی که در ماه های آخر حکومت مصدق، دچار از هم پاشیدگی و پراکندگی شده بودند، به وجود آمد. فکر تشکیل نهضت مقاومت ملی از عباس رادنیا بود. وی از فعالان جبهه ملی و از بازاریان تهران به شمار می آمد. مهندس بازرگان که هنگام کودتای بیست و هشتم مرداد، در سازمان آب تهران به کار اشتغال داشت، چند روز پس از کودتا، فعالانه وارد صحنه سیاسی شد و مسئولیت دبیری شورای مرکزی و سازماندهی امور نهضت مقاومت ملی را به عهده گرفت و به خاطر فعالیت های سیاسی در سال 1332 زندانی و پس از گذشت پنج ماه، آزاد شد. در سال 1336 نیز بار دیگر به زندان افتاد. دستگیری سران نهضت مقاومت ملی و فشار سازمان امنیت، زمینه فروپاشی این گروه سیاسی را فراهم آورد و در اواخر دهه سی به طور کامل از هم پاشید.
تفکر و اندیشه نهضت مقاومت ملی، در حقیقت، استمرار اندیشه جبهه ملی بود که مصدق برای نشریه ارگان نهضت مقاومت ملی می تواند گویای نفوذ تفکر سیاسی مصدق در این حزب سیاسی باشد. جبهه ملی و نهضت مقاومت ملی، خود را وارثان انقلاب مشروطه می دانستند و با شعار طرفداری از قانون اساسی و اعطای آزادی های سیاسی، در پی برگزاری انتخابات آزاد بودند. بررسی اسناد بر جای مانده از نهضت مقاومت ملی، نشان می دهد که دین، نقش مهمی در ساختار فکری این نهضت نداشته است. به طور اجمال می توان گفت که کمتر از یک درصد از گفتارها و نوشتارهای نهضت مقاومت ملی که از آنها بیشتر به عنوان عناصر درجه دو تعبیر می شود، موضوع مذهب را جدی تر می گرفتند.
به هر روی، با این که نهضت مقاومت ملی در کسب قدرت توفیقی نیافت ولی تفکر ملی را زنده نگه داشت و باعث شد تا در صحنه سیاسی ایران به عنوان یک جریان بانفوذ، مطرح باقی بماند که رواج آن به نوعی با گسترش اندیشه های ملی گرایی و وطن خواهی پس از جنگ دوم جهانی، در کشورهای استعمارزده، ارتباط دارد. (2)