فهرست کتاب


مهر و قهر

محمدرضا سبحانی نیا , سعید رضا علی عسگری

هیچ کس نتوانست بخوابد جز یک نفر

آقای قائدی - روزنامه نگار فرانسوی -: دو تن از همکارانم در گزارشی که برای مجله ژون افریک تهیه کرده اند، نوشته اند: در هواپیمایی که امام را به تهران می بردند همه نگران بودند که آیا می توانند در تهران فرود بیایند یا این که مورد حمله هواپیماهای شکاری رژیم شاه قرار می گیرند. هیچ کس از این نگرانی نتوانست بخوابد جز یک نفر، که آن هم شخص امام خمینی بود که به طبقه بالای هواپیما رفتند و روی زمین دراز کشیدند و تا صبح خوابیدند. (656)

مثل همیشه برخاستند

مرحوم حاج سید احمد آقا خمینی: منزل امام شبی که قرار بود فردایش عراق را ترک کنیم دیدنی بود. مادرم و خواهرم و حسین برادرزاده ام و همسرم و همسر برادرم همگی حالت غیر عادی داشتند. تمام حواس من متوجه امام بود. ایشان چون شبهای قبل سر ساعت خوابیدند و چون همیشه یک ساعت و نیم به اذان صبح برای نماز شب برخاستند. (657)

دیگه چی؟

خانم مرضیه حدیده چی: روزی که شاه رفته بود بعد از نماز صبح آمدم خدمت امام و عرض کردم: برادران می گویند شاه رفته و رادیوها خبرش را پخش کرد.
طبیعتاً همه ذوق زده شده بودند و خوشحالی می کردند. ولی جز عبارت دیگه چی؟ کلمه دیگری از امام شنیده نشد. (658)