فهرست کتاب


مهر و قهر

محمدرضا سبحانی نیا , سعید رضا علی عسگری

ده روز درد کشنده

خانم زهرا اشراقی: ساعت 10 و 20 دقیقه شب بود که نوار صاف شد. پاسداران ریختند و شروع به گریه کردند، صورت امام گرم گرم بود. چقدر این صورت لاغر و مریض، درشت و روشن شده بود. چقدر نورانی بود. ده روز درد کشنده داشتند، ولی حرف نمی زدند. هر بار می پرسیدیم: آقا چطورید؟ می گفتند: ان شاء الله تو سلامت باشی. (512)

مرتب ذکر می گفتند

حجت الاسلام والمسلمین رحمانی: امام، در شب رحلت از صبح یکسره مشغول نماز بودند. هر وقت که به ایشان سر می زدیم امام را در حال نماز می یافتیم، مرتب سبحان الله و تکبیر می گفتند. (513)

مرتب ذکر می گفتند

حجت الاسلام والمسلمین رحمانی: امام، در شب رحلت، از صبح یکسره مشغول نماز بودند. هر وقت که به ایشان سر می زدیم امام را در حال نماز می یافتیم، مرتب سبحان الله و تکبیر می گفتند. (514)