فهرست کتاب


مهر و قهر

محمدرضا سبحانی نیا , سعید رضا علی عسگری

ذکر خدا و یاد مولا علی

حجت الاسلام والمسلمین کروبی: تقریباً چهل و هشت ساعت قبل از رحلت امام بود که من بالای سر ایشان رفتم. احساس کردم امام تحلیل می روند. درد شدیداً اذیتشان می کرد. فرمودند: درد، خیلی اذیتم می کند یکی، دو تا از متخصصان به من گفتند که آلودگی خون به شدت زیاد می شود. به گفته همه نزدیکان و پزشکان، عکس العمل ایشان در برابر درد، ذکر خدا و یاد مولا علی علیه السلام بوده است. (504)

نه آمدنش چیزی هست و نه رفتنش

حجت الاسلام والمسلمین امام جمارانی: روحیه امام تا آخرین نفس و تا آخرین لحظه حیات هیچ تغییری نکرده و همانطوری که آن روز حرف می زدند، در مقابل مرگ نیز همان طور بسیار عادی برخورد می کردند. یکی از بستگان امام به ایشان گفته بود که: این چیزی نیست و حال شما خوب خواهد شد؛ امام فرموده بودند: نه آمدنش چیزی هست و نه رفتنش چیزی هست و نه مرگش چیزی هست، هیچ کدام از اینها چیزی نیست.(505)

فردایی در کار نیست

خانم زهرا اشراقی: صبح دوشنبه آمدم بیت، ناهار را با شادی و خوشی خوردیم.
هنوز تصمیم عمل جراحی امام حتمی نبود. بعد از ظهر این مساله قطعی شد.
همان شب هم قدری قلبشان ناراحتی پیدا کرد. من جرات نگاه کردن به صورت آقا را نداشتم. امام به خانم گفتند: خانم، نصیحت می کنم در مرگ من هیاهو نکنید، صبر کنید.
خانم گفتند: این چه حرفهایی است که می زنید؟ آبگوشتشان را بخورید. فردا عملتان می کنند و من خودم به زور به شما غذا می دهم. امام فرمودند: نه، آبگوشتم را نمی خورم، فردایی هم در کار نیست.
موقع رفتن به بیمارستان که شد، امام همان طور که از سرازیری کوچه پایین می رفتند، گفتند: این سرازیری که می روم، دیگر بالا نمی آیم.
این جملات را با لبخندی بیان می کردند که معنای آن، روحانیت و آرامش ایشان در مساله مرگ بود. (506)