فهرست کتاب


مهر و قهر

محمدرضا سبحانی نیا , سعید رضا علی عسگری

شوخی و تفریح

با امام گرم می گرفتند و مزاح می کردند

آقای سید رحیم میریان: بعد از ظهرها که می شد خانواده امام، نوه ها، دخترها و عروس می آمدند و دور ایشان می نشستند و چنان با امام گرم می گرفتند و شوخی و مزاح می کردند که تصور چنین حالتی برای یک رهبر سیاسی با آن همه مشغله شاید غیر ممکن است.
من بعضی از روزها شاهد بودم که امام با این سن و سال و مشغله کاری با علی بازی می کرد. ایشان یک طرف اتاق می ایستاد و علی در طرف دیگر و با علی توپ بازی می کرد. (455)

تو شهید نشدی ما را ببرند سوریه؟!

حجت الاسلام والمسلمین سید حسن خمینی: امام شوخی با مزه ای با آقا مسیح، نوه شان، کرده بودند؛ روزی که مسیح از جبهه برگشته و به خدمت امام رسیده بود، امام خطاب به او گفتند: تو شهید نشدی که بنیاد شهید ما را یک سفر به سوریه بفرستد؟! (456)