فهرست کتاب


مهر و قهر

محمدرضا سبحانی نیا , سعید رضا علی عسگری

تمام اعیاد را عیدی می دادند

خانم زهرا مصطفوی: امام تمام اعیاد را به ما عیدی می دادند از زمان بچگی. البته به مطابق زمان تغییر کرده و امروز رسیده به سیصد تومان. عیدها به ما سیصد تومان می دهند. نه ما، هر کسی توی خانه باشد، از خانم گرفته تا کار گر توی منزل. مهمان اگر باشد به همه می دهند، بچه ها صد تومان، بزرگترها سیصد تومان. (388)

پول شخصی ندارم

خانم زهرا مصطفوی: یادم است وقتی در نجف بودم امام آن جا دو دینار عیدی می دادند. یک روزی که صبح عید بود (یکی از این اعیاد حالا یا مذهبی یا عید بزرگ غیر مذهبی فرق نمی کرد) منتظر بودیم ایشان عیدی بدهند. اما امام گفتند: من امروز عیدی ندارم. گفتم: چطور شما عیدی ندارید؟ گفتند: من از پولی که مخصوص خودم باشد و پول شخصی ام است به شما عیدی می دهم، حالا پول شخصی ندارم، طبیعتاً نمی توانم عیدی بدهم. خوب ما که نمی توانستیم صرف نظر کنیم، قرار بر این شد همشیره بزرگم قرض بدهد به ایشان تا ایشان به ما عیدی بدهند، تا بعد اگر پولی پیدا کردند قرضشان را بدهند. امام گفتند: شاید پولی پیدا نکردم، اگر پیدا نکردم قرضتان می ماند. ما هم گفتیم: ان شاء الله پیدا می کنید و خواهر بزرگم رفت پولی از خودشان آورد به آقا قرض داد. ایشان آن را به ما عیدی دادند و بعد هم ایشان قرضشان را ادا کردند. (389)

امام عطر هدیه می دادند

خانم عاطفه اشراقی: در یکی از عیدها به یکی از نواده های دختریشان عطر هدیه دادند. (390)