فهرست کتاب


مهر و قهر

محمدرضا سبحانی نیا , سعید رضا علی عسگری

طلبه شدن حاج احمد آقا

حجت الاسلام والمسلمین سید محمود دعایی: امام، فرزندانشان را اعم از زن و مرد در انتخاب هر شیوه و هر مشی که خودشان مصلحت می دانستند، آزاد می گذاشتند. خود این آزادی انتخاب و حرکت، بیانگر بینش امام نسبت به مسایل اجتماعی در خصوص مرد و زن است.
معروف است بعد از آنکه حاج احمد آقا دیپلم گرفت، می توانست وارد مشاغل اجتماعی بشود. امام به دامادشان مرحوم اشراقی گفتند: به احمد بگویید اگر مایل است طلبه بشود و در سلک روحانیت باشد، من می توانم از موجوده شرعیه و یا امکانات مالی که هست و دارم به او کمک کنم والا او دیگر به حدی رسیده که بتواند برای خودش راهی را انتخاب کند و طبیعتاً در آمدنش را نیز کسب کند.
اوایل، داماد امام رویشان نمی شد که به فرزند امام این پیغام را برسانند، یعنی بگوید شما یا بروید کار بگیرید و یا بیایید روحانی بشوید. امام احساس کردند که شاید دامادشان نگوید، این بود که خودشان به صراحت برای احمد آقا نوشتند: یکی از دو راه را انتخاب کنید. اگر می خواهید روحانی شوید، مشمول کسانی می شوید که لیاقت و شایستگی دریافت وجود را دارند، والا راهی دیگر را انتخاب کنید و ادامه بدهید. (357)

برای فهیمه خریدم

خانم زهرا مصطفوی: در دوران بچگی: امام به مناسبتی ما را تنبیه کردند - ما آن موقع متوجه نمی شدیم ولی حالا که به گذشته بر می گردیم، به یاد می آوریم که هر بار یکی را می زدند، شب یک جوری از دلش در می آوردند - شب آن، نقل خریدند و آوردند و گفتند: این را برای فهیمه خریدم.(358)

قاشق برای ماست هست

خانم زهرا مصطفوی: بچه که بودم نانم را در داخل کاسه ماست زدم و خوردم.
همین که می خواستم بزنم توی ماست انگشتم به ماست خورد. آقا زدند روی دست من. خیلی کوچک بودم پنج تا شش ساله بودم. طبیعتاً متوجه شدند که من ناراحت شدم و دستم را کشیدم کنار. بعد دست مرا گذاشتند تو دهانشان و گفتند: من از دست تو بدم نمی آید اما ما باید سر سفره ای که جمعی نشسته اند دقت داشته باشیم که قاشق برای ماست هست. یعنی نظافت را خیلی رعایت می کنند در عین سادگی. (359)