فهرست کتاب


مهر و قهر

محمدرضا سبحانی نیا , سعید رضا علی عسگری

حاضرم ثواب عبادتم را عوض کنم

خانم فریده مصطفوی: امام به دختر من که از شیطنت بچه خود گله می کرد، می گفتند: من حاضرم ثوابی را که تو از تحمل شیطنت حسین می بری با ثواب تمام عبادات خودم عوض کنم. (338)

گوش به حرف مادر

خانم زهرا مصطفوی: روزی مادرم به من که 12-13 ساله بودم یک چیزی را گفتند از اطاق به من بده. من خیلی راحت گفتم: نه نمی دهم؛ و اطاعت نکردم. امام صحبت مادرم را از توی حیاط شنیدند، البته از جهت تربیتی قدمها را آرام آرام به طرف من برداشتند، اما در عین حال این که قیافه نشان می داد که دستها را بالا می زدند که یعنی می خواهند مرا کتک بزنند - چرا، چو گوش به حرف مادرم ندادم - مرا ترساندند. اما این فرصت را می دادند که در عین این که می ترسم فرار کنم و کتک نخورم، اما من فرار نکردم و ایشان به من رسیدند و من کتک خوردم، این هنوز به یادمان است که اگر مادرمان به ما کاری گفتند، بگوییم: چشم. (339)

احترام به مادر

خانم زهرا مصطفوی: امام بارها به من می گفتند: این که می گویند بهشت زیر پای مادران است، یعنی باید این قدر جلوی پای مادر صورت به خاک بمالی تا خدا تو را به بهشت ببرد. (340)