فهرست کتاب


مهر و قهر

محمدرضا سبحانی نیا , سعید رضا علی عسگری

صورت ما را می بوسیدند

آقای رهبران (جانباز 70 درصد): در ملاقاتی که با چند تن از جانبازان بالای 70 درصد قطع نخاعی با امام داشتیم، به سر یکایک ما دست کشیدند و صورتمان را بوسیدند. یکی از بچه ها آن قدر گریه کرد که او را از اطاق بیرون بردند؛ ولی نمی دانم امام به آقای توسلی چه گفتند که آن جانباز را باز هم به داخل آوردند. در این حال امام حرفی زدند که هیچ وقت یادمان نمی رود. ایشان فرمودند: من که نمی توانم چیزی بگویم فقط می گویم که خدا اجرتان بدهد. با شنیدن این عبارات ما دیگر نمی توانستیم احساسات خودمان را که کنترل بکنیم و مثل باران اشک می ریختیم و به دست امام بوسه می زدیم.
قابل توجه این بود که دوتا از برادران، قطع نخاع بودند و با وجود این که نمی توانستند روی چرخ بنشینند ولی به خاطر عشق به امام مدتی نشستند و درد تحمل کردند. (319)

فوراً تحقیق کنید

حجت الاسلام والمسلمین انصاری کرمانی: امام مقید به مطالعه همه روزنامه ها بودند. یک روز در قم، امام زیر قسمتی از یک روزنامه نوشته بودند: شما فوراً راجع به این شخص تحقیق کنید تا به کارش رسیدگی شود. در آن جا یک مجروح از بی توجهی مسوولین به امام شکایت کرده و خواستار کمک شده بود. امام دستور اکید دادند و همه ما بسیج شدیم که به قول یکی از دوستان اگر می بایست سیم تلفن یا موج در هوا بشویم، ناچار بودیم این شخص را به سرعت پیدا کنیم. (320)

با صندلی چرخدار عیادت می کردند

روزنامه اطلاعات: امام که به علت عارضه قلبی در بیمارستان قلب تهران بستری شدند، اظهار تمایل کردند علی رغم نقاهتی که دارند با بیمارستان ملاقات و از آنها عیادت کنند؛ لذا با اجازه پزشکان مبنی بر این که می توانند تخت خود را ترک کنند با صندلی چرخدار در محوطه بخش از بیمارستان عیادت فرمودند. (321)