فهرست کتاب


مهر و قهر

محمدرضا سبحانی نیا , سعید رضا علی عسگری

توجه به طلاب مستمند

یکی از خدمتگزاران بیت امام: امام در نجف قبل از این که جلسه درس شروع شود و ایشان وارد اتاق گردند، با درنگی کوتاه، نگاهی به اطراف محل درس می انداختند. یک روز در میان کفشها متوجه کفشی شدند که فقط نیمی از آن سالم بود و به هیچ وجه قابل استفاده نبود. امام از این موضوع ناراحت شده بعد از درس به یکی از آقایان فرمودند: فردا صبح می روی در میان کفشها، آن کفش را پیدا می کنی و بعد آن جا می ایستی تا صاحبش را ببینی. آن وقت منزل او را پیدا کن و به من بگو. آن شخص می گفت: فردای آن روز من به فرمایش آقا عمل کردم و منزل آن شخص را که یک طلبه یزدی بود پیدا کردم. موضوع را به عرض آقا رساندم.
ایشان ترتیبی دادند که او صاحب یک دست لباس کامل و کفش شد. (284)

قرض فلانی ادا شود

حجت اسلام والمسلمین محتشمی: وقتی امام مطلع شدند یکی از افراد مورد شناختشان برای خرید منزل مقروض شده و در باز پرداخت آن دچار مشکلی گردیده است، دستور دادند قرض او ادا شود. شخص مزبور با تشرف به خدمت امام و ضمن تشکر و معذرت از جسارت حرف زدن روی حرف امام به عرض رساند: حقیر تا کنون سعی کرده ام در زندگی خود از وجوه شرعیه استفاده نکنم و اگر اجازه بدهید می خواهم این روش را همچنان ادامه دهم.
امام در آن وقت چیزی نگفتند، ولی چند روز بعد بخشی از مبلغ را از وجوه متعلق به خودشان لطف فرمودند و حدود دو سه هفته بعد از نیز از تتمه بدهی شخص مزبور سراغ گرفته و سپس آن را نیز پرداخت فرمودند. (285)

حالشان خیلی منقلب شد

آیت الله شهید محلاتی: در روز قبل از این که امام در تهران به قم تشریف ببرند، در مدرسه رفاه فیلم کاخ و کوخ را نشان دادند که وضع بد زندگی مردم را در حلبی آبادها نشان می داد. امام حالشان خیلی منقلب شد. (286)