فهرست کتاب


مهر و قهر

محمدرضا سبحانی نیا , سعید رضا علی عسگری

بازی با بچه ها

آیت الله خلخالی: امام غالباً با نوه های خود و نبیره ها با اسباب بازی، بازی می کردند و آنها را دور خود جمع کرده و با آنها شریک بازی می شدند و از آنها می پرسیدند که راجع به درس و حساب چگونه هستند. اگر در میان آنها کسی بود که نمره خوبی آورده بود، امام او را تشویق می کردند و به او جایزه می دادند، مثلاً یک شیشه عطر. (191)

مهربانانه و دلنشین

آقای سید عماد الدین طباطبایی (نتیجه امام): من وقتی وارد اتاق امام می شدم به ایشان سلام می کردم، ولی امام سعی می کردند زودتر به من سلام کنند و من هم جواب می دادم. خیلی مهربانانه و دلنشین با من حرف می زدند و رفتار می کردند که مرا خیلی خوشحال می کرد. (192)

اول علی استخاره کند

آقای عیسی جعفری: علی - فرزند حاج احمد آقا - خیلی با امام مأنوس بود و سعی می کرد کارهای امام را تقلید کند. امام هم به ایشان خیلی علاقه داشت. بعضی ها به من می سپردند که امام عرض کنم استخاره ای برای آنها بگیرند. تا به امام می گفتم، می گفتند: اول بدهید علی استخاره کند، بعداً من استخاره می کنم. علی هم استخاره می کرد و می گفت خوب است یا بد است، بعد امام استخاره می کردند. (193)