فهرست کتاب


مهر و قهر

محمدرضا سبحانی نیا , سعید رضا علی عسگری

بنشیند ناهار بخورد

آقای عیسی جعفری: یک روز موقع ناهار بود که دختر بچه یکی از محافظین بیت را پیش امام بردیم. امام بعد از این که او را نوازش کردند گفتند: بنشیند ناهار بخورد و بعد برود. (170)

آزادی بچه ها

خانم زهرا مصطفوی: امام روزی سه مرتبه قدم می زنند. مشغول قدم زدن که هستند بچه ها دست امام را می گیرند این طرف و آن طرف می برند تا هر وقت که خود بچه ها رها کنند. امام به آزادی بچه ها کاملاً معتقدند و می گویند: اگر بچه شیطنت نکند مریض است. (171)

آقا را هل می دادم

نوه امام: گاهی که امام در منزل قدم می زند، من از پشت سر، آقا را هل می دادم، امام هم از شیطونی من خوشش می آمدم، می خندی و چیزی نمی گفت. (172)