فهرست کتاب


مهر و قهر

محمدرضا سبحانی نیا , سعید رضا علی عسگری

از شما می خواهم از من بگذرید

آقای محسن رفیق دوست: در یکی از همان روزهای اول ورود امام به تهران وقتی داشتند از نماز بر می گشتند کنار ایشان بودم و دست مبارکشان در دست من بود.
ناگهان ایشان دستشان را از دست من بیرون کشیدند. طوری که حس کردم عمداً دستشان را کشیدند. برای من که عشق عجیبی به امام داشتم این تصور پیش آمد که من چه کار کرده ام که امام با این حالت دستشان را از دستم جدا کردند؟ حالت گریه به من دست داد و به شدت ناراحت شدم. دیدم نمی توانم تحمل کنم؛ خدمت جناب حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ حسن صانعی که پشت در اتاق امام ایستاده بود رسیده و داستان را برای ایشان تعریف کردم که چنین اتفاقی افتاده و من دارم از ناراحتی قبض روح می شوم. از آقا بپرسید که آیا از دست من ناراحتی دارند؟ آیا کار بدی کرده ام؟ ایشان به اتاق امام رفته و مطلب را به اطلاع آقا رساندند. آقا فرمودند: بیاید تو. رفتم خدمتشان و دستشان را بوسیدم.
فرمودند: گویا شما از دست من ناراحت شدید؟
عرض کردم: آقا من فکر کردم شما از من ناراحت شده اید!
فرمودند: نه، این جور که آقا گفتند، مثل این که من دستم را از دست شما کشیده ام، دقت نداشتم، در آن شلوغی متوجه نبودم، حالا به هر صورت اگر دستم را از دست شما کشیدم و شما ناراحت شده اید، از شما می خواهم که از من بگذرید.
عرض کردم: نه آقا من بیشتر ناراحت بودم که شاید شما از من ناراحت شده باشید. موقعی که می خواستم از خدمتشان مرخص شوم سوال کردند: آیا از من گذشتید؟ (152)

پزشکان امام

حتی یک سوال از ما نکردند

دکتر ایرج فاضل: وقتی خدمت امام مشرف شدیم و به ایشان توضیح دادیم که این خونریزی اخیر شما بعد از آزمایشهایی که انجام شده که مربوط به زخمهایی است که در معده هست و بعد از بحثهای مفصلی که درباره نحوه درمان این زخمها انجام داده ایم به این نتیجه رسیده ایم که بهترین راه درمان این زخمها عمل جراحی است لذا خدمت شما رسیده ایم که کسب اجازه کرده و کار را شروع بکنیم. امام با سادگی به ما نگاه کرده، فرمودند: هر طور صلاح است عمل بکنید. ایشان در برخوردهایشان همیشه همین طور بودند. امام مطیع ترین مریضی بودند که من به عمرم دیده ام، همیشه دستورات پزشکی را به همین شکل اجرا می کردند و هیچ وقت نگرانی ابراز نمی کردند. در صورتی که در موارد مشابه اگر به مریضی که حتی عمل جراحی برای او خطری نداشته باشد، گفته شده که یک عمل جراحی لازم است با نگرانی زیاد دهها سوال را جمع به عوارض، خطر و نوع خود سوال می کند، اما امام حتی یک سوال هم از ما نکردند. (153)