فهرست کتاب


مهر و قهر

محمدرضا سبحانی نیا , سعید رضا علی عسگری

هر شب در حرم به یاد شما بودم

حجت الاسلام والمسلمین ناصری: امام در عین قاطعیت دارای آن چنان عطوفتی بودند که اگر یکی از ما به زندان می رفت همیشه از وضع او سوال می کردند و تا موقعی که مساله حل نمی شد راحت نبودند. یکبار وقتی من از زندان رژیم سعودی - که به دلیل پخش اعلامیه های ایشان در حج دستگیر شده بودم - برگشته بودم به من فرمودند: من هر شب در حرم به یاد شما بودم و دعا می کردم. (130)

مرا خواهر صدا می زدند

خانم مرضیه حدیده چی: به عنوان یک خدمتگزار چهار ماه و شانزده روز در خدمشان بودم. در همان نوفل لوشاتو به من می گفتند که: با این کشیش تماس بگیر و مسایل انقلاب را طرح کن. و یا: با آن خبرنگار بحث کن.
از یکی از عزیزان وابسته به منزلشان نیز شنیدم که در نبودنم مرا خواهر صدا می زدند. که این برای من افتخار و لطفی از جانب خدا بود. (131)

بله، من نوشته ام

در مراسم جشنی که به مناسبت آزادی امام خمینی در 21 فروردین 1343 در مدرسه فیضیه برگزار شد آقای مروارید صحبت کرد، آقای خز علی هم صحبت کرد، آشیخ علی حجتی هم یک قطعنامه 12 ماده ای را آن جا خواند که فردایش آشیخ علی را گرفتند، بعد گفتند این قطعنامه را کی نوشته؟ او هم گفته بود: آقای خمینی نوشته، در صورتی که آقای خمینی ننوشته بود.
مولوی - رییس ساواک - وقتی می آید از آقا سوال می کند مثلاً حاج آقا شما این قطعنامه را دیده اید یا آن را نوشته اید؟ ایشان می گوید آره، من نوشته ام، و قبول می کند مسوولیت آن قطعنامه را. (132)