فهرست کتاب


مهر و قهر

محمدرضا سبحانی نیا , سعید رضا علی عسگری

آقای خامنه ای را ترور کرده اند؟

دکتر پور مقدس: ساعت 30/11 بود که در دفتر با جناب آقای صانعی نشسته بودیم که ناگهان تلفنی زده شد مبنی بر این که آیت الله خامنه ای مورد ترور واقع شده اند. طبعاً این مساله باعث ایجاد اضطراب و نگرانی در همه افراد شد. این خبر بایستی به امام می رسید. جناب آقای صانعی از من به عنوان یک پزشک خواستند که ترتیبی بدهیم تا ضمن رساندن خبر به امام کمترین تاثیر سوئی بر جسم و روح ایشان نداشته باشد.
من به فکر رسید که یک قرص آرام بخش را در چای حل کنیم و خدمت ایشان بدهیم میل بفرمایند، و پس از یک ساعت که اثر دارو ظاهر شد خبر را به صورت خیلی ملایم به ایشان بگوییم. آقای صانعی هم در بدو امر، این مساله را از من پذیرفتند ولی گفتند: اجازه بدهید استخاره کنم. استخاره بد آمد که ما این روش را پیاده کنیم. بنابر این تصمیم گرفتند خودشان شخصاً بروند و خبر را به امام بگویند.
وقتی برگشتند فرمودند: وقتی خدمت امام رسیدم بسیار مضطرب بودم و نمی دانستم چگونه خبر را منتقل کنم. امام سر سجاده نشسته بودند. قبل از این که من لب به سخن بگشایم فرمودند: آقای خامنه ای را ترور کرده اند؟! وقتی فهمیدم ایشان قضیه را خبر دارند، خیلی آرام شدم...
البته آرامش امام این نبود که در مقابل این واقعه ناگوار بی تفاوت باشند، بلکه در عین حال که خیلی هم حساس بودند تحمل بسیار بالایی در برابر ناملایمات و مصائب داشتند. در عین حال بهترین راه را هم برای حل معضلات جستجو می کردند. لذا از آقای صانعی خواسته بودند که از من بخواهند هر نیمی ساعتی ظاهراً علایم حیاتی آقای خامنه ای را به ایشان گزارش کنیم منظور از علایم حیاتی میزان فشار خون، تعداد تنفس، وضعیت شخصی از نظر هوشیاری و بی هوشی و تعداد نبض در دقیقه است. این قدر برای امام مساله مهم بود که علایم حیاتی را که صرفاً پزشک ها می خواهند، ایشان نیز می خواستند بدانند که وضعیت حیاتی آیت الله خامنه ای به چه صورت است. (127)

از سخت ترین شبهای زندگی امام

مرحوم حاج سید احمد آقا خمینی: شبی که امام را به سلول انفرادی در حبس منتقل کردند مأموران رژیم برای آزار روحی ایشان فردی را در سلول مجاور شکنجه می دادند و صدای ضجه و فریاد وی بلند بود، امام برای این که دیگر آن فرد را شکنجه نکنند نذری کرده بودند. خود آقا بعدها به من فرمودند: آن شب سخت ترین شبهای زندگی ام بود. (128)

خدمت به زوار

حجت الاسلام والمسلمین سید حمید روحانی: یکی از علما نقل می کرد: یک سال تابستان به اتفاق امام و چند تن دیگر از روحانیون به مشهد مشرف شدیم و خانه دربستی گرفتیم. برنامه ما چنین بود که بعد از ظهرها پس از استراحت به طور دسته جمعی به حرم مطهر می رفتیم و پس از زیارت و دعا به خانه مراجعه و در ایوان آن خانه چای می خوردیم. برنامه امام این بود که دعا و زیارتشان را خیلی مختصر می کردند و تنها به منزل بر می گشتند و ایوان را آب و جارو کرده، فرش پهن می کردند و چای را آماده می ساختند و وقتی ما بر می گشتیم برای ما چای می ریختند. یک روز من از ایشان سوار کردم: این چه کاری است که زیارت و دعا را برای آنکه برای رفقا چای درست کنید، مختصر می کنید و با عجله به منزل بر می گردید؟ امام در جواب من فرمودند: من ثواب این کار را کمتر از آن زیارت و دعا نمی دانم. (129)