فهرست کتاب


مهر و قهر

محمدرضا سبحانی نیا , سعید رضا علی عسگری

سفارش همسر

مرحوم حاج سید احمد آقای خمینی: هر وقت برای حضرت امام حادثه ای مانند بیماری اتفاق می افتاد، ایشان نزدیکان را فرا می خواندند و سفارش مادرمان را می کردند. از سختی ها و مشقاتی که مادرمان کشیده است صحبت می کردند و می فرمودند که: باید رضایت مادرتان را جلب کنید.
روزهای آخر عمر، ایشان مرا خواستند و باز سفارش مادرم را کردند و فرمودند: مادرت به جز خدا کسی را ندارد، مبادا بر خلافت میلش کاری انجام دهی. (29)

خدا حافظ خانم

آقای عیسی جعفری: در آخرین شبی که امام در منزل بودند و می خواستند ایشان را به بیمارستان ببرند من و دکتر، کنار امام ایستاده بودیم. خانم داشتند می آمدند.
سر پله ها که رسیدند امام فرمودند: خانم خداحافظ. شما دیگر زحمت نکشید.
ایشان ظاهراً متوجه نشدند یک بار دیگر امام فرمودند: خداحافظ؛ شما نیایید. و بار سوم در حالی که دست به سینه مبارکشان گرفته بودند خیلی مؤدبانه فرمودند: خداحافظ خانم!
امام همیشه با احترام و خیلی مو دب با همسرشان صحبت می کردند، همان طور که با همه مردم مؤدب بودند. (30)

تو تلافی کن

خانم خدیجه ثقفی (همسر امام): آقا به احمد جان خیلی سفارش می کردند. به او گفتند: خیلی مواظب باش، من نتوانستم تلافی کنم، تو تلافی کن. (31)