نماز عارفانه

نویسنده : میرزا جواد ملکی تبریزی

سخنی با خوانندگان:

انسان، این بی نهایت کوچک، در برابر آفریدگار مهربان خویش که بی نهایت بزرگ است، حتی کمتر از قطره ای در برابر اقیانوس و ذره ای در مقایسه با کهکشان است. آنچه این هیچ را با آن همه پیوند می دهد نماز و نیایش است. نماز و نیایش، نشانه خضوع جان در برابر جانان است. وقتی آسمان دل می گیرد و ابری می شود، تنها حضور در معبد و محراب و سجود در برابر خداوند و باران اشک و نسیم نیایش و نماز است که انسان را سبک می کند و گل های معطر یاد خدا و آرامش را در بوستان دل می رویاند. نیایش به درگاه آفریدگار، عبادتی است که از روح نیازمند انسان به آستان بلند خدا سرچشمه می گیرد. کسی که به عبادت هستی آفرین نپردازد، از سنگ بی احساس تر است. آنان که در برابر خدا و عظمت او، رکوع و سجود نکنند، در برابر بندگانی مانند خود، حقیرانه به زمین خواهند افتاد و زبون و ذلیل آنان خواهند شد. نماز، حضور موسای نیاز، در طور رحمت و میقات نور است، پیمودن راه دراز خاک تا خدا با بال نماز و پرواز عشق میسر است.
با بال نماز سوی نور آمده ایم - عبدیم و به میقات حضور آمده ایم
تا توسن فرعون درون رام شود - موسای نیازیم به طور آمده ایم
استوارترین رکن و پایه مسلمانی بندگی و عبودیت در پیشگاه خداست که هر چه داریم از اوست. نماز عالی ترین رمز و رازی است که اطاعت و بندگی را نشان می دهد و در قران به نام یاد خدا از آن تعبیر شده است که باز دارنده از گناهان و پستی هاست و پاداش آن آخرت در آخرت بهشت است، به شرط آنکه با روح و محتوا، با حضور قلب و با توجه باشد، تا اثر ترتیبی آن آشکار شود و نمازگزار در محراب وسیع عبادت که این جهان است، خود را با همه کائنات، همدل و همداستان و هماهنگ کند و قطره وار در این دریا محو شود.
نوای شوق ز نای دل، عاشقانه بر آور
خدای عالمیان را
ز عمق جان دل خویش، عاشقانه صدا کن
مبند دل به کسی به جز به مهر آن معبود
بپوش جامعه اخلاص و در حریم خشوع
ز خلق و خود بگذر، رو به آستان خدا
تویی که بنده آن آفریدگار کریمی
دل از تباهی و غفلت، ز دام و دانه جدا کن
به اشک نیمه شبی، یا رب به سجده شکری
سپاس نعمت بی منتهایش ، ادا کن... (1)
عبادتی چنین والا و فریضه ای به این اهمیت، بی شک تنها در گفتن جملاتی و انجام حرکاتی به نام اذکار و افعال نماز، خلاصه نمی شود. نماز رمز و راز و اسرار و درسها و پیامها و عبرت هایی دارد که جز با شناختن آنها، اثر مطلوب نمی بخشد. در آیات قرآن و روایات بسیاری که در باره نماز آمده است، به اسرار معنوی نماز و معنای حرکات و اعمال آن اشاره شده است. علمای وارسته اسلام، از دیرباز برای تبیین و تشریح اسرار و گشودن رازها و پرده برداشتن از چهره باطنی، به تألیف کتابهای مختلفی در سطوح گوناگون پرداخته اند. این حرکت هنوز ادامه دارد و پیوسته شاهد نگارش آثار جدید در باره این فرضیه بزرگیم، خدا را شکر و سپاس! یکی از جذاب ترین آثار در این زمینه، کتاب ارزشمند و پر نکته و عرفانی اسرار الصلوه از عارف وارسته و عالم ربانی و سالک راستین، مرحوم میرزا جواد ملکی تبریزی است که به زبان عربی بارها به چاپ رسیده است. اکنون ضمن اشاره به زندگی نامه آن زنده یاد، توضیحی در باره اثر حاضر خواهیم داشت.
مولف بزرگوار کتاب، میرزا جواد آقا ملکی تبریزی، بیش از 120 سال در خانواده ای معروف و محترم در تبریز به دنیا آمد، در جوانی مقدمات علوم اسلامی را در همان شهر فرا گرفت. روح عطشناکش او را به نجف کشاند و به جوار قبر مولایش حضرت امیر علیه السلام هجرت کرد تا در حوزه علمیه نجف اشرف و از محضر پر فیض استادان برجسته آن، سیراب شود. در فقه و اصول، از محضر شیخ انصاری و در علوم عقلی و فلسفی از مکتب ملا هادی سبزواری و در علوم اخلاق و تذهیب از محضر سید علی تستری بهره ها گرفت. بزرگ ترین استاد وی، عارف والا قدر و فقیه ربانی و معلم بزرگ اخلاق و عرفان، آخوند ملا حسینقلی همدانی بود که به نقلی چهارده سال از محضر او استفاده کرده و از فرصتهای ملکوتی و نابی بود که برای او پیش آمده بود. پس از آن که در نجف به درجه اجتهاد رسید، در سال 1321 قمری به ایران آمد و برای خدمت به هموطنان خویش به تبریز رفت و در سال های اقامت در آن شهر به تدریس اخلاق و تربیت انسان های وارسته همت گماشت و در سالهای پر آشوب مشروطیت که اوضاع تبریز آشفته بود، مخفیانه به تهران آمد و مدتی در جوار حضرت عبدالعظیم در شهر ری ماند. سپس در سال 1329 قمری به قم مهاجرت کرد و آن جا را به عنوان وطن دوم خویش برگزید و تا آخر عمر در آن شهر ماند. شهر قم برای این عالم وارسته و عارف شیدای حق، پایگاهی بود برای گسترش معنویات و روحیات عرفانی بود. گاهی در مسجد بالا سر و گاهی در مدرسه فیضیه نماز جماعت می خواند و با درسهایی اخلاق و ناله های جانسوزش در عبادت و نماز شب خاطرات فراموش نشدنی را از حالات عارفان واصل در حافظه تاریخ و یاد شاگردانش به جای گذاشته است.او اهل مکاشفه بود و به حقایقی از جهان غیب و از غیب جهان دست یافته بود. راه رسم سلوک و آداب پیمودن راه معنا و وادی عرفان را از اهلش آموخته بود و دم مسیحایی و نفس تاثیر گذار او در تربیت و ساختن و بالنده نمودن روح های مستعد و جانهای حق جو شگفت انگیز بود. این نکته از دستور العمل اخلاقی که به مرحوم آیت الله غروی اصفهانی نوشته مشهود است. (2) مرحوم میرزا محمود ملکی تبریزی، بیش از اندازه، مراقب تقوا و پرهیزگاری بود و لحظه ای از یاد خدا بیرون نمی رفت در قنوت نافله هایش این شعر را بسیار می خواند:
ما را ز جام باده هستی خراب کن - زان پیش تر که عالم فانی شود خراب
یکی از علما که محضر او را درک کرده بود، در باره او و شیدایی و شیفتگی اش نسبت به خداوند گفته است: شب که می شد دیوانه می شد و در صحن خانه دیوانه وار قدم می زد و مترنم بود که:
گر بشکافند سرا پای من - جز تو نیابند در اعضای من
عمر پر برکت داشت و آثار مختلفی نگاشت که مشهورترین آنها در قلمرو مباحث معنوی و عرفانی است، مانند رساله لقاءالله، المراقبات و اسرار الصلوه. کتاب اخیر که خلاصه ای از آن پیش روی شماست محصول ایام اقامتش در قم است و تالیف آن به سال 1338 قمری 85 سال پیش برمی گردد. اما کتابی که در دست دارید:
کتاب نفیس اسرارالصلوه که متن عربی آن 318 صفحه دارد، آکنده از گوهرهای حکمت و ادب و عرفان است. گرچه از این کتاب، قبلاً ترجمه ای کامل چاپ نشده است، ولی به دلیل اهمیت کتاب از یک سو. حجم زیاد آن : از سوی دیگر و ضرورت تخلیص کتاب های ارزشمند و مفصل برای استفاده بیش تر جوانان عزیز، اقدام به ترجمه خلاصه از این کتاب شد. از این رو با استفاده از متن اصلی کتاب، فشرده مباحث آن ترجمه شد تا شما عزیزان از نکات سودمند آن بهره مند شوید. امیدواریم به برکت این کتاب و تاثیر روح والا مولف وارسته و سالک عاشق گامی بیش تر در مسیر کسی ملکات اخلاقی و آراستن خود به زینت صدیقان و پاکان برداریم. قم، جواد محدثی، مرداد 1377

طهارت

از پاکیزگی تا پاکی

پاکی و طهارت از کلیدهای نماز است و پاکی درون و پاکی بیرون، زمینه ساز سعادت است. خدا پاکیزگان و پاک جویان را دوست دارد. دوست داشتن خدا، حجاب را از دل بنده می زداید و او نور و سعادت را می یابد. نیمی از ایمان، پاک سازی خویش از موجبات تیرگی ها و آلودگی های ظاهر و باطن است؛ نیم دیگر، آراستن خود به خوبی ها و فضیلت هاست، چه به صورت وضو و عطر، چه با دوری از گناه و انجام نیکی ها و آراستگی به اخلاق شایسته. البته طهارت باطنی و پاکیزگی درون از آلایشهای معصیت و پستی ها و آلودگی های اخلاقی، مهم تر از طهارت بدن است. چگونه ممکن است خداوند، طهارت لباس را در نماز خواسته باشد، بی آنکه پاکی درون، مطلوب او نباشد؟!