معاد در نهج البلاغه

احمد باقریان ساروی

خواهان بهشت نمی خوابد!

...ألا و انی لم أرکالجنة نام طالبها. (86)
...آگاه باشید که من چیزی جز بهشت را ندیده ام که خواهان - جوینده - آن در خواب - غفلت - فرو برود
مقصود امام علیه السلام این است که انسان های جویای بهشت، غالباً در اثر گرایش به دنیا آنچنان دچار غفلت و بی خبری می شوند که همانند خوابیدگان، برای رسیدن به بهشت گامی بر نمی دارند، و کمتر کسی است که در این راه بیدار بوده و با تلاش و کوشش و دوری نمودن از هواهای نفسانی و بریدن از دنیا خود را آماده بهشت می نماید.
حافظا خلد برین خانه موروث من است - اندرین منزل ویرانه نشیمن چه کنم؟!
حافظ
فصل ششم:

دوزخ

دوزخ، جایگاه کیفر بدکاران و ناشایستگانی مانند کافران، مشرکان، منافقان و گناهکاران غیر قابل آمرزش است، که در نهج البلاغه غالباً با کلمه نار از آن سخن به میان آمده است. انسان های دوزخی پس از محاکمه در دادگاه بزرگ قیامت و محکوم شدن، رهسپار دوزخ می گردند، چنانکه امام علیه السلام فرمود:
...و أما أهل المعصیة فأنزلهم شر دار. (87)
...و اما معصیت کاران، پس خداوند آنان را در بدترین سرای فرود می آورد...
تصویر دوزخ:
به تصویر کشیدن و تبیین جایگاه ندیده، و دور از جولانگاه عقل و اندیشه آدمی کاری ناممکن است، از این رو برای این هدف باید منابع مرتبط به وحی و عصمت را جستجو کرد و پس از قرآن کریم، نهج البلاغه بهترین و معتبرترین و جامع ترین کتاب برای این منظور است، که در موارد متعدد، آتش سوزان دوزخ و سختی ها و دشواری ها و شکنجه های آن را به تصویر کشیده است:
1 - ...فکانت معالجه القتال أهون علی من معالجة العقاب، و موتات الدنیا أهون علی من موتات الأخرة . (88)
...پس درمان جنگ - تحمل مشکلات آن - بر من آسانتر از درمان کیفر خداوند - آسانتر از کیفر اخروی است که حاصل هماهنگی و تبعیت از انسان های مقام طلب و ناشایست می باشد - و مرگ های دنیا - دشواری های جنگ - برای من آسانتر از مرگ - عذاب ها - ی آخرت است...
2 - و أما أهل المعصیة فأنزلهم شر دار، و غل الایدی الی الأعناق و قرن النواصی بالأقدام و ألبسهم سراییل القطران و مقطعات النیران، فی عذاب قد اشتد حره، و باب قد أطبق علی أهله، فی نار لها کلب و لجب و لهب ساطع و قصیف هائل، لا یظعن مقیمها، و لا یفادی اسیرها، و لا تفصم کبولها لا مدة للدار فتفنی و لا أجل للقوم فیقضی . (89)
...و اما آنان که اهل معصیت و نافرمانی - در برابر خداوند - باشند، خداوند آنان را در بدترین سرای جای داده و دستان آنان را به گردنشان بسته و موهای پیشانی آنان را به پاهایشان پیوند زند، و پیراهن هایی از قیر و پاره هایی آتش بر آنان بپوشاند، در عذابی که حرارت آن بسیار دشوار است، و در دروازه ای که بر روی آنان بسته و در آتشی که دارای زبانه های بلند و صداهای ترساننده و شعله های افروخته و صداهای بسیار بلند سرگردان کننده است، آنکه در آن آتش جای بگیرد توانایی کوچیدن از آن را ندارد، و آنکه در اسارت آن باشد رها شدنی نیست، و زنجیرهای آن بریده نمی شود، برای سرای دوزخ زمانی نیست که سپری گردد، و ساکنان آن برای سکونت در آن، وقت معینی ندارند که به پایان برسد...
3 - و کفی بالنار عقاباً و وبالاً و کفی بالله منتقماً و نصیراً . (90)
...و همین اندازه بس است که آتش دوزخ، کیفر و دشواری - برای گناهکاران - و خداوند، انتقام گیرنده - از آن گناهکاران - و یاری دهنده - برای نیکان - باشد...
4 - ...نار شدید کلبها، عال لجبها، ساطع لهبها، متغیظ زفیرها، متأجح سعیرها، بعید خمودها، ذاک و قودها، مخوف و عیدها، عم قرارها، مظلمة أقطارها، حامیة قدورها، فظیعة أمورها... (91)
...آتشی که در بلعیدن سیری ندارد، و پر اضطراب و متلاطم است و شعله آن بلند، و صدای آن هیجان آور و خشمناک و سوزندگی آن، زبانه دار و فرو نشستن شعله های آن بسیار دور، - دیر خاموش می شود - و هیزم آن پر شعله، و تهدید آن ترس آور و - به سبب تاریک و ژرف بودن آن - جایگاه آن - برای دوزخیان - فراگیر، و همه اطراف آن، تاریک، و دیگ های آن داغ و سوزان، و کارها - کیفرهایی که در آن انجام می گیرد، رسوا کننده است...
5 - ...و اتقوا ناراً حرها شدید و قعرها بعید و حلینها حدید و شرابها صدید . (92)
...و بپرهیزید از آتشی که سوزش آن سخت و دشوار، و بسیار ژرفناک است و زیور آن آهن گداخته، و نوشیدنی آن، آب چرکین است.
آنچه خوانده اید گوشه هایی از سخنان امام علیه السلام در تصویر آتش دوزخ و کیفرهای آن بوده است.

عوامل گرفتاری به آتش دوزخ:

اکنون این پرسش پیش می آید که دوزخیان چه ویژگی هایی دارند، تا ما بدینوسیله بتوانیم خود را از آن ویژگی ها دور نماییم؟ و به دیگر سخن: چه عواملی موجب گرفتار شدن به آتش دوزخ می شود تا با دانستن آنها، خود را از آنها دور نموده، تا در قیامت از دوزخیان نباشیم؟
پاسخ به این پرسش در سخنان امام علیه السلام به روشنی بیان گردیده است. این سخنان در این نوشتار تحت عنوان های مخصوصی به خود تقدیم خوانندگان گرامی می گردد:
1 - لغزش ها:
...ألا و ان الخطایا یا خیل شمس حمل علیها أهلها، و خلعت لجمها، فتقحمت بهم فی النار... (93)
...آگاه باشید که خطاها - بی تقوایی ها - همانند اسبان سرکش لجام گسیخته ای می باشد که صاحبان آنها - بی تقوایان - بر آنها سوار گردیده و همراه آنها در آتش دوزخ فرو افتند...
2 - اهمیت ندادن به نماز:
تعاهدوا أمر الصلوة، و حافظوا علیها، و استکثروا، و تقربوا بها فانها کانت علی المؤمنین کتاباً موقوتاً، ألا تسمعون الی جواب أهل النار حین سئلوا ما سلککم فی سقر؟ قالوا: لم نک من المصلین - سورة المدثر /42 و 43 - و انها لتحت الذنوب حت الورق و تطلقها باطلاق الربق... (94)
نماز را رعایت، و بر آن محافظت نمایید و آن را بسیار به جا آورید، و به وسیله آن به خداوند نزدیک گردید، که آن برای مومنان در هنگام مخصوصی واجب گردیده است، آیا پاسخ دوزخیان را نمی شنوید در آن هنگام که از آنان پرسش می شود: (چه چیز شما را به دوزخ کشانیده است؟ می گویند: ما از نماز گزاران نبوده ایم)، به راستی که نماز گناهان را می ریزد، همانند ریخته شدن برگ درخت، و نماز انسان را از کیفر گناه رها می گرداند همانند رها شدن زنجیر از گردن انسان به زنجیر بسته شده...
3 - نپرداختن زکات:
...ثم ان الزکاة جعلت مع الصلوة قرباناً لأهل الاسلام، فمن أعطاها طیب النفس بها، فانها تجعل له کفارة، و من النار حجازاً حجاباً و وقایة... (95)
...سپس پرداخت زکات اموال همراه با نماز برای مسلمانان به عنوان وسیله و ابراز نزدیک شدن انسان به خداوند قرار داده شده است، پس هر که به میل و رغبت آن را بپردازد، سبب کفاره گناهان و مانع و نگهدارنده انسان در برابر دوزخ می شود...
4 - خیانت در امانت:
...ثم أداء الأمانة، فقد خاب من لیس من أهلها... (96)
...سپس ادای امانت است، پس آنکه اهل آن - امانت - نباشد، زیان نموده است...
...و من استهان بالأمانة، و رتع فی الخیانة، و لم ینزه نفسه و دینه عنها، فقد أحل أخل بنفسه الذل و الخزی فی الدنیا، و هو فی الأخرة أذل و أخزی و ان أعظم الخیانة خیانة الامة و أفظع الغش غش الأئمة . (97)
...و هر که امانت را سبک بشمارد و - همانند چهارپایان - چراگاه خود را در وادی خیانت قرار بدهد، و خود و آیین خود را از آن پاک نگرداند، در دنیا خود را خوار - زبون و پست - و رسوا گردانیده و در روز واپسین خوارتر و رسواتر خواهد بود، و به راستی که بزرگترین خیانت، خیانت به امت، و زشت ترین دغلکاری، دغلکاری زمامداران است.
امام علیه السلام در این نامه، که آن را برای یکی از کارگزاران نوشته است، دایره امانت را توسعه بخشیده، و پس از بیان نتیجه خیانت در امانت در دنیا و آخرت، بزرگترین امانت برای کارگزاران را امانت امت اسلامی دانسته است. و در نتیجه، خیانت به این امانت را بزرگترین خیانت به شمار آورده است.
5 - سرکشی و فساد در روی زمین:
...فلما نهضت بالأمر نکثت طائفة و مرقت أخری و قسط آخرون، کأنهم لم یسمعوا کلام الله، حیث یقول: تلک الدار الاخرة نجعلها للذین لا یریدون علوا فی الأرض و لا فساداً و العاقبة للمتقین. - سورة القصص/83 - بلی و الله لقد سمعوها و وعوها، ولکنهم حلیت الدنیا فی أعینهم و راقهم زبرجها... (98)
... پس چون به امر خلافت برخاستم گروهی پیمان - بیعت - خود با مرا شکستند - از ناکثین اصحاب جمل شدند که جنگ جمل را برپا کردند - و گروهی دیگر از حق خارج گردیدند - از مارقین خوارج شدند که جنگ نهروان را پدید آوردند - و گروهی - بر حکومت حق علی علیه السلام - ستم روا داشتند - از قاسطین - معاویه و یارانش - شدند که جنگ صفین را برپا کردند - گویا آنان - این سه گروه - سخن خداوند را نشیدند در آنجا که فرمود: آن سرای آخرت را برای کسانی قرار می دهیم که در روی زمین نخواهند سرکشی کنند و - نخواهند - فساد پدید آورند و سرانجام نیک از آن پارسایان است. آری به خداوند سوگند که این آیه را شنیدند و آن را فهمیدند، ولی دنیا در برابر دیدگان آنان زیبا جلوه کرد، و زیور دنیا آنان را فریب داد...
این سخن قسمتی از خطبه معروف شقشقیه است که امام علیه السلام در آن، سه گروه را نام برده و مورد سرزنش قرار داده و آنان را مصداق منفی آیه ای از قرآن دانسته است که خداوند در آن آیه بهشت را ویژه کسانی قرار داده است که نخواهند در روی زمین سرکشی و فساد نمایند، و سه گروه نامبرده با جنگی که در برابر علی علیه السلام به راه انداخته بودند از مصادیق سرکشی در برابر خداوند و فسادگری در روی زمین به شمار آمدند و در نتیجه از بهشت محروم گردیده و سرانجام آنان دوزخ خواهد بود.
6 - لغزش و گریز از میدان جهاد:
در مقام تشویق به جهاد و پیکار در راه خدا فرمود:
...لقد حملتکم علی الطریق الواضح التی لا یهلک علیها الا هالک، من استقام فالی الجنة، و من زل فالی النار . (99)
...من شما را بر راهی روشن - جهاد در راه خدا - فرا خوانده ام که در برابر آن، تنها کسی به هلاکت می رسد که - به سبب سرشت فساد آلود خود - اهل هلاکت باشد، کسی که - در میدان جهاد - استقامت داشته باشد به بهشت می رود، و کسی که - در این راه - بلغزد به دوزخ می رود.
و در مقام آموزش جنگیدن به یارانش که گویا آن را در لیلةالهریر و یا آغاز جنگ صفین بیان کرده است، از جمله فرمود:
...فعاودا الکر، واستحیوا من الفر فانه عار فی الأعقاب و نار یوم الحساب... (100)
...پس - بر دشمن - یورش پی در پی ببرید، و از گریختن - از میدان جهاد - شرم نمایید، که گریز - از میدان جهاد - برای نسل آینده تان ننگ را، و برای روز حسابتان آتش دوزخ را در پی خواهد داشت...
7 - خشم:
در آن هنگام که عبدالله بن عباس را به عنوان جانشین و کار گزار خود در بصره منصوب کرد به او نوشت:
سع منع الناس بوجهک و مجلسک و حکمک و ایاک والغضب فانه طیرة من الشیطان. و اعلم أن ما قربک من الله یباعدک من النار، و ما باعدک یباعدک من الله یقربک من النار . (101)
با مردم به هنگام روبرو شدن و نشستن و داوری کردن به نیکی برخورد کن با آنان گشاده روی و خوش برخورد و همنشین خوبی باشد و به هنگام داوری در اختلافات در میان آنان از حق دوری مگزین و به داد و عدل داوری کن. و از خشم بر مردم بپرهیز! که آن خشم گونه ای از سبک مغزی - و ره آوردی - از شیطان است، و بدان که آنچه تو را به خداوند نزدیک گرداند تو را از آتش دوزخ دور، و آنچه تو را از خداوند دور گرداند به آتش دوزخ نزدیک می گرداند.
8 - انکار حقانیت ائمه علیه السلام
پیش از این درباره ویژگی های بهشتیان از امام علیه السلام نقل شد که تنها کسانی در بهشت داخل می شوند که امامان معصوم علیه السلام را بشناسند و امامان علیه السلام نیز آنان را بشناسند،در ادامه آن سخن فرمود:
...و لا یدخل النار الا من أنکرهم و أنکروه... (102)
و در دوزخ داخل نمی شود جز کسی که آنان - امام معصوم - را - به عنوان پیشوایان بر حق مسلمانان و جانشینان پاک پیامبر اسلام - باور نداشته، و امامان نیز او را - به عنوان انسان مؤمن و مسلمان درستکار - پذیرا نباشند...
از این سخن به دست می آید که دوزخ تنها جایگاه کسانی است که امامان معصوم علیه السلام را به عنوان پیشوایان بر حق و جانشینان واقعی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله باور نداشته باشند و آنانکه امامان معصوم علیه السلام را باور داشته و بر این باور آنگونه باشند که امامان علیه السلام نیز آنان را تصدیق نموده و بپذیرند در دوزخ داخل نمی شوند.
پاسخ به یک پرسش:
در اینجا این پرسش به ذهن می آید که آیا تنها باور داشتن برای نجات از دوزخ کفایت می کند؟ ظاهر سخن امام علیه السلام با چشم پوشی از سخنان دیگر آن حضرت چنین است. ولی به همانگونه که در آیات قرآن، آیه ای تفسیر آیه ای دیگر واقع می شود، سخنان امام علی علیه السلام نیز، تفسیر سخن دیگر آن حضرت واقع می شود، از این رو برای پاسخ به پرسش مزبور باید سخنان دیگر علی علیه السلام را از نگاه خود بگذرانیم، سخنانی که در آن ویژگی های دیگر اهل دوزخ بیان گردیده است، چنانکه توجه به سخنانی که برای ویژگی های بهشتیان بیان گردیده بود نیز برای یافتن پاسخ درست مؤثر است.
از این رو با توجه به مجموعه ویژگی ها و اوصاف بهشتیان و دوزخیان که بیان گردیده است، می توانیم بگوییم که انسان معتقد به امامان معصوم علیه السلام کسی است که در میدان عمل نیز به گونه ای باشد که امامان علیه السلام او را به عنوان شیعه و پیرو واقعی مورد پذیرش و قبول خود قرار بدهند، و به دیگر سخن: سیره عملی او به میزان تواناییش سیره عملی امامان علیه السلام باشد. البته موضوع شفاعت شافعان در مورد برخی از گناهان با حفظ باور و اعتقاد به حقانیت امامان علیه السلام را نمی توان از نظر دور نگه داشت. که البته آن هم خود دارای شرایطی است که از موضوع بحث ما در این کتاب بیرون بوده و نیازمند بررسی مستقل و جداگانه است.
9 - دشمنی با بندگان خدا:
ستم بر بندگان خداوند در آیین اسلام، بسیار ناپسند بوده و خداوند انسان ستمگر را در روز قیامت به دوزخ گرفتار می نماید، چه اینکه آن ستمگر خداوند را باور داشته و خود را پیرو آیینی همانند آیین اسلام بداند، و چه منکر بوده و آیینی را پایبند نباشد، که اینک به فرازهایی از سخنان علی علیه السلام در این باره توجه می نمایید:
بئس الزاد الی المعاد العدوان علی العباد . (103)
بدترین توشه برای روز رستاخیز، دشمنی و ستم بر بندگان خدا است.
و لئن أمهل الله الظالم فلن یفوت أخذه و هو له بالمرصاد... (104)
و اگر خداوند انسان ستمگر را مهلت دهد، هرگز از کیفر او دست بر نخواهد داشت و او - خداوند - در کمینگاهش قرار دارد...
10 - گناه پیشگی:
هر انسانی در زندگی دنیای خود هدفی را برگزیده و برای رسیدن به آن در میدان مسابقه قرار می گیرد، ولی برخی از انسان ها هدف را نادرست برگزیده و سراب را به جای آب، و هوای نفس را به جای خدا مقصود خود پنداشته اند، از این رو گناهکاران که با ارتکاب گناه، قصد بهره مند شدن از نعمت ها را به هر گونه که بخواهند در سر می پرورانند، در وادی سراب گام برداشته و هوای نفس خود را خدای خویش می پندارند، و آنگاه که به سرای دیگر رهسپار گردند، جایگاهشان در دوزخ خواهد بود، چنانکه امام علیه السلام فرمود:
...والنار غایة المفرطین...(105)
...و آتش دوزخ، پایان - مقصد حقیقی - کسانی است که - در دنیا - راه افراط - گناه - را در پیش گرفته اند - و آنچه را که نباید انجام بدهند، انجام می دهند - ...
البته هر انسان معمولی - غیر از معصومین علیه السلام - در زندگی خود احیاناً دچار گناهانی می شود، و مقصود علی علیه السلام این نیست که همه گناهکاران به آتش دوزخ می افتند، بلکه بسیاری از گناهان به توبه واقعی از میان رفته و انسان گناهکار از آن گناه پاک می شود و برخی از گناهکاران با شایستگی هایی که دارند در روز قیامت مورد شفاعت شافعان قرار می گیرند.
بنابراین مقصود امام علیه السلام از کلمه مفرطین آن گناهکارانی است که در اثر گناهان بسیار، شایستگی توبه و شفاعت را از دست داده اند، گناهکارانی که از انجام گناه باکی نداشته، و به آسانی آن را مرتکب می شوند، و از ارتکاب آن دچار احساس ندامت نشده و توبه نمی نمایند و بر گناه خود اصرار می ورزند.