معاد در نهج البلاغه

احمد باقریان ساروی

نعمت های بهشت:

...فلور میت ببصر قلبک نحوما یوصف لک منها لعزقت نفسک عن بدائع ما أخرج الی الدنیا من شهواتها و لذاتها، و زخارف مناظرها و لذهلت بالکفر فی اصطفاق أشجار غیبت عروقها فی کثبان المشک علی سواحل أنهارها، و فی تعلیق تغلیق کبائس اللولوء الرطب فی عسالیجها و أفنائها و طلوع تلک الثمار مختلفة فی غلف أکمامها، تجنی من غیر تکلف فتأتی علی منیة مجتنیها و یطاف علی نزالها فی أفنیة قصورها بالأعسال المصفقة، و الخمور المروقة قوم لم تزل الکرامة تتمادی بهم حتی حلوا دار القرار و أمنوا نقلة الأسفار، فلو شغلت قلبک أیها المستمع بالوصول الی ما یهجم علیک من تلک المناظر المونفة، لزهقت نفسک شوقاً الیها و لتحملت من مجلسی هذا الی مجاورة أهل القبور استعجالاً بها، جعلنا الله و ایاکم ممن یسعی بقبله الی منازل الأبرار برحمته . (61)
...پس اگر با دیده دل به آنچه از بهشت برای تو وصف شده است نگاهت را بدوزی، جان تو از آنچه از دنیا، همچون شهوت ها و خوشی ها و زیورها و منظره های دل انگیز و زیبای آن که برای تو آفریده شده است بیزاری جسته و با اندیشیدن در صدای برگ های درختانی که در اثر وزش نسیم پدید می آید و ریشه های آن درختان در درون تپه هایی از مشک بر ساحل جوی های بهشت پنهان گردیده است، و نیز با اندیشیدن در خوشه های مروارید، و شاخه های تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن میوه ها به صورت های گوناگون، در پوست شکوفه های آن درختان، جان تو حیران و سرگردان و از خود بیخود می گردد. اندیشیدن در آن میوه هایی که بدون زحمت چیده شده و به آن گونه که چیننده بخواهد حاضر می شود و برای ساکنان آن در گرداگرد کاخ های آن، عسل های صاف و خالص، و شراب های تصفیه شده به چرخش در می آید. اهل بهشت گروهی هستند که همواره بزرگواری شامل آنان شده تا اینکه به سرای آرامش - بهشت جاوید - رسیده و از نقل مکان ها و سفرها آسوده گردند، پس ای شنونده! اگر دل خود را از هر چیزی بازداشته، و به رسیدن به آن منظره های شگفت انگیز مشغول گردانی، جان تو در اشتیاق بهشت پرواز نموده و برای تعجیل در رسیدن به آن، مجلس سخنرانی مرا رها نموده و همسایگی به گور خوابیدگان را بر خواهی گزید. خداوند ما و شما را از کسانی قرار بدهد که با رحمت خداوند و با تمام وجود برای رسیدن به جایگاه نیکان تلاش می نمایند.
...فاما أهل الطاعة فاثابهم بجواره، و خلدهم فی داره، حیث لا یظعن النزال، و لا تتغیربهم الحال و لا تنوبهم الأفزاع و لا تنالهم الأسقام و لا تعرض لهم الأخطار و لا تشخصهم الأسفار... (62)
...پس آنان که پیرو و مطیع خداوند هستند، خداوند به آنان پاداش همجواری با خود را بخشیده و در سرای خود آنان را زندگانی جاوید داده است. آن جایی که وارد شوندگان آن بیرون نیایند و حال آنان دگرگون نشود، ترس ها بدانان روی نیاورد و بیماری ها به آنان نرسد و به خطرها گرفتار نگردند و سفرها آنان را به رنج نیندازد...
کفی بالجنة ثواباً و نوالاً. (63)
...بهشت به عنوان پاداش و رسیدن به نعمت ها بس است...
...و لیس شی ء بخیر من الخیر الا ثوابه، و کل شی ء من الدنیا سماعه أعظم من عیانه، و کل شی ء من الأخرة عیانه أعظم من سماعه فلیکفکم من العیان السماع و من الغیب الخیر، و اعلموا أن ما نقص من الدنیا و زاد فی الاخرة خیر مما نقص من الاخرة و زاد فی الدنیا . (64)
...و هیچ نیکی بهتر از نیکی دیگر نیست جز پاداش خداوند، و هر چیزی از - نعمت های - دنیا شنیدنش بزرگتر - مهمتر و با عظمت تر - از دیدن آن، و هر چیزی از آخرت، دیدن آن، بزرگتر از شنیدنش است - نعمت های دنیا وصفشان بهتر از دیدنشان، ولی نعمت های آخرت دیدنشان بهتر از وصفشان است - پس - هم اکنون که در دنیا زندگی می کنید و شما را یارای دیدن نعمت های آخرت نیست - به شنیدن نعمت های آخرت به جای دیدن نعمت های آن، و نیز به خبرهای غیبی - از جهان رستاخیز - به جای دیدن آنچه که اکنون - از دیدگان - شما پنهان است بسنده کنید، و بدانید آنچه از دنیا کاهش یافته و بر آخرت افزوده گردد، بهتر است از آنچه که از آخرت کاهش یافته و بر دنیا افزوده گردد...
...لا ینقطع نعیمها، و لا یهرم خالدها و لا یبأس ییأس ساکنها . (65)
...نعمت های آن زوال ناپذیر است، کسی که در بهشت جاوید جای بگیرد، پیر و شکسته نمی شود و کسی که در آن سکونت گزیند، نیازمند ناامید نخواهد شد...

درجات بهشتیان:

...درجات متفاضلات و منازل متفاوتات...(66)
...بهشت دارای درجه ها و رتبه هایی است که برخی بر برخی دیگر برتری دارد، و دارای جایگاه هایی است که از یکدیگر متمایزند...
از این سخن به روشنی به دست می آید که اهل بهشت همه در یک پایه نیستند، بلکه بر اساس اعتقاد و عمل و فکر، دارای پایه ها و مراتب و درجات گوناگون می شوند، گروهی در بالاترین رتبه های بهشت، و گروهی دیگر در پایین ترین رتبه های آن، و گروهی نیز در میانه این دو دسته قرار دارند و این گروه نیز خود دارای درجات گوناگون می باشند. چنانکه امام علیه السلام درباره فضیلت جهاد و مجاهدان فرمود:
فان الجهاد باب من أبواب الجنة، فتحه الله لخاصة أولیائه... (67)
پس به راستی که پیکار در راه خدا دروازه ای از دروازه های بهشت است که خداوند آن را برای دوستان مخصوص خود گشوده است...
ظاهراً مقصود امام علیه السلام از دروازه همان جایگاه و درجه و رتبه ارزش و عظمت نعمت ها است، و گرنه تنها ورود از یک دروازه نمی تواند ملاک ارزش باشد. بنابراین، مقصود از دروازه های بهشت، درجات بهشت است، و دروازه جهاد، درجه ای از بهشت است که ویژه دوستان مخصوص خداوند است و آنان همان رزمندگان راه خدا هستند.

عوامل ورود به بهشت:

در اینجا دانستن این موضوع از ارزش به سزایی برخوردار است که چه عواملی موجب ورود به بهشت می شود؟ و به دیگر سخن: بهشتیان چه ویژگی هایی در دنیا دارند؟ فایده و اثر مهم پی بردن به پاسخ این پرسش، فراهم آمدن زمینه عملی انسان برای نیل به این ویژگی ها است. این ویژگی ها عبارتند از:
1 - معرفت خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیه السلام
...فانه من مات منکم علی فراشه و هو علی معرفة حق ربه و حق رسوله و أهل بیته مات شهیداً و وقع أجره علی الله، و استوجب ثواب مانوی من صالح عمله و قامت النیة مقام اصلاته لسیفه... (68)
...پس راستی چنین است که اگر یکی از شما در بستر خود در حالتی بمیرد که به حق پروردگار و حق پیامبر و اهل بیت پیامبر آشنا باشد، او شهید از دنیا رفته - پاداش شهیدان را دارد - و پاداش او - در روز قیامت - بر عهده خداوند متعال است، و ثواب آن کار نیک که انجام آن را در دل داشته و قصد آن را نموده بود، خواهد برد و آن قصد او - برای جنگیدن در راه خدا و انجام کار نیک - جایگزین و جانشین از نیام بر کشیدن شمشیرش می شود...
مقصود امام علیه السلام از قصد انجام کار، آن قصد و اراده ای است که اگر هنگام عمل فرا رسد انسان از انجام آن هیچ باکی نداشته باشد، و تنها موانع خارج از اراده و اختیار او باز دارنده او از آن کار باشد، چنین قصد و اراده ای صاحب خود را تا آنجا بالا می برد که اگر در بستر خود و با مرگ معمولی نیز بمیرد در جایگاه شهیدان قرار خواهد گرفت. مشروط بر اینکه عارف به مقام خداوند و پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیه السلام باشد.
و در خطبه ای دیگر فرمود:
...لا یدخل الجنة الا من عرفهم و عرفوه... (69)
...در بهشت داخل نمی شود جز کسی که امامان را بشناسد و آنان امامان نیز او را بشناسند...
علمای علم بلاغت در فن معانی - یکی از فنون سه گانه علم بلاغت - گفته اند: که نفی و استثنا مفید حصر است. بنابراین، می توان گفت: آنانکه امامان معصوم علیه السلام را نشناسند و یا امامان علیه السلام او را به عنوان پیرو و به شمار نیاورند در بهشت داخل نمی شوند هر چند در فروع و احکام دین به وظایف شرعی خود عمل نمایند.
بنابراین معرفت نسبت به خداوند و پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیه السلام ویژگی اصل انسان برای ورود به بهشت جاوید است. چنانکه متقابلاً شرط است که اهل بیت علیه السلام نیز او را به عنوان شیعه و مؤمن راستین بشناسند.
2 - یاری و دوستی اهل بیت علیه السلام
هر چند شناختن خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیه السلام ویژگی اصلی بهشتیان است، ولی تمام ویژگی آنان نیست، بلکه ویژگی های دیگری دارند که دوست داشتن اهل بیت علیه السلام و یاری کردن آنان از جمله آن ویژگی ها است. چنانکه امام علیه السلام فرمود:
ناصرنا و محبنا ینتظر الرحمة...(70)
...آنکه ما را یاری رساند، و ما را دوست داشته باشد، رحمت خداوند در انتظار او است...
3 - پارسایی:
...ان التقوی فی الیوم الحرز و الجنة و فی غد الطریق الی الجنة... (71)
...به راستی که پارسایی - تقوا - برای امروز - زندگی دنیا - پناه و سپر - در برابر لغزش ها و گناهان - و برای فردا - روز رستاخیز - راه به سوی بهشت است...
...فهم والجنة کمن قدر آها، فهم فیها منعمون . (72)
...آنان - پارسایان - و بهشت مانند کسی است که آن - بهشت - را دیده باشد، پس آنان - گویا از هم اکنون - در آن - بهشت - از نعمت های خداوند بهره مند هستند.
اوصیکم عبادالله بتقوی الله و طاعته، فانها النجاة غداً، والمنجاة أبداً... (73)
ای بندگان خدا! شما را به پارسایی - تقوای الهی - و پیروی از او - خداوند - سفارش می کنم، به راستی که آن - پارسایی - سبب رستگاری فردا - قیامت - و رهایی - از عذاب و کیفر - همیشگی است...
...اوصیکم عبادالله بتقوی الله التی هی الزاد و بها المعاد المعاذ زاد مبلغ و معاد منجح... (74)
...ای بندگان خدا! شما را سفارش می کنم به پارسایی که توشه - برای سفر آخرت - است و روز بازگشتن به وسیله آن رونق می یابد(و پناهگاه است)، توشه ای که رساننده انسان - به مقصد قیامت - و پناهگاه رهایی بخشنده - از کیفر دوزخ - است...
پرهیزگار باش که دادار آسمان - فردوس جای مردم پرهیزگار کرد
سعدی
این پرسش که پارسایان چگونه انسان هایی هستند و چه ویژگی هایی دارند؟ سخنی است که پاسخ آن طولانی و گسترده بوده و ما را از میدان بحث معاد و بهشت و دوزخ بیرون می برد. (75)
4 - مطابقت عمل با عقیده:
چنانکه بیان شد مهمترین ویژگی بهشتیان شناخت خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیه السلام است، چنانکه در برابر: امامان و اهل بیت نیز آنان را بشناسند، و معنی شناختن، شناختن ظاهری و صوری نیست، بلکه مقصود این است که انسان شایستگی خود را به اندازه ای برساند که امامان اهل بیت علیه السلام او را به عنوان شیعه و پیرو بپذیرند، و به دیگر سخن: اعمال او مطابق سیره و روش آنان باشد، چنانکه امام علی علیه السلام فرمود:
ان الله سبحانه أنزل کتابا هادیا بین فیه الخیر و الشر فخذوا نهج الخیر تهتدوا، واصدفوا عن سمت الشر تقصدوا، الفرائض الفرائض! ادوها الی الله تؤدکم الی الجنة... (76)
خداوند، کتاب راهنمایی را فرستاده است که نیک و بد در آن بیان گردیده است. پس روش نیک را برگزینید تا هدایت گردید، و از بدی دوری نمایید تا راه مستقیم و درست را بپیماید. واجبات را رعایت کنید! واجبات را رعایت کنید - آنها را به گونه ای پسندیده انجام بدهید -! حق خداوند را در مورد آنها بپردازید، که - رعایت واجبات و رعایت حق خداوند در آنها - شما را به بهشت می کشاند...
و آنگاه که درباره اسلام سخن می گوید، می فرماید:
...والجنة سبقته...(77)
...و بهشت جایزه اسلام است - که برای انسان برنده در مسابقه اسلام در نظر گرفته شده است
بنابراین، انجام واجبات الهی به گونه ای شایسته که رضایت خداوند در آن باشد و به دیگر سخن: مطابقت اعتقادات و باورها با اعمال انسان از ویژگی های انسان هایی است که در روز قیامت جایگاه آنان بهشت جاوید خواهد بود و چنانکه در خطبه ای دیگر فرمود:
و انما الأجر فی القول باللسان والعمل بالأیدی و الأقدام... (78)
و همانا پاداش انسان در گفتار به وسیله زبان، و در کردار به وسیله کار و تلاش با دستان و پاها است...
و درباره نقش پیروی از خداوند فرمود:
...فاجعلوا طاعة الله...جنة لیوم فزعکم و مصابیح لبطون قبور کم وسکنا لطول وحشتکم و نفساً لکرب مواطنکم فان طاعة الله حرز من متالف مکتنفة و مخاوف متوقعة و أوار نیران موقدة... (79)
...پس پیروی از خداوند را...سپری برای روز ترس - قیامت - خود، و چراغ هایی برای درون گورهای خود، و آرامش گری برای ترس دراز مدت خود - روز محشر - و گشایشی برای جایگاه های اندوه خود قرار بدهید، پس به راستی که پیروی از خداوند، نگاهدارنده از جایگاه های تباهی، در بر گیرنده ترس گاه های مورد انتظار، و شعله های بر افروخته آتش دوزخ است...
مردی از امام علیه السلام درخواست کرد که وی را پند دهد، امام علیه السلام بدینگونه او را پند داد:
لا تکن ممن یرجوا الاخرة بغیر عمل و یرجی التوبة بطول الأمل...یحب الصالحین و لا یعمل عملهم و یبغض المذنبین و هو أحدهم یکره الموت لکثرة ذنوبه...ان عرضت له شهوة أسلف المعصیة و سوف التوبة...و یخشی الخلق فی غیر ربه و لا یخشی ربه فی خلقه . (80)
از آنان مباش که بدون عمل خوب، امیدوار به آخرت نیک است، و با آرزوی درازی که - برای زندگی دنیای خود - دارد توبه به درگاه الهی را به تأخیر می اندازد...انسان های درستکار را دوست دارد ولی عمل آنان را ندارد، از گناهکاران کینه دارد، در حالی که خود یکی از آنان - گناهکاران - است، به سبب گناهان فراوانی که دارد، مرگ در نگاه او ناخوشایند است...اگر شهوتی به او عرضه گردد اقدام به معصیت و گناه می کند، و برای توبه کردن امروز و فردا می کند...از مردم در غیر راه پروردگارش می ترسد - از ترس مردم کاری را انجام می دهد که خدا آن را نمی پسندد - و از پروردگارش در کار مردم نمی ترسد - بدون بیم از خداوند به مردم زیان می رساند
5 - پیکار در راه خدا:
...و من استقام فالی الجنة...(81)
...و هر کس - برای جهاد در راه خدا و پیکار با دشمنان او - استقامت و پایداری نماید به بهشت می رود...
فان الجهاد باب من أبواب الجنة فتحه الله لخاصة أولیائه . (82)
پس راستی چنین است که جهاد دروازه ای از دروازه های بهشت است که خداوند این دروازه را برای دوستان مخصوص خود گشوده است...
6 - نیت خالص:
اعمال انسان دارای ظاهری و باطنی است، اگر انسان اعمالش درست باشد و همه کارهای خود را مطابق فرمان خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله و اولیای دین انجام بدهد و از انجام آنچه که مورد نهی آنان است خودداری بورزد نمی توان گفت که او شایسته بهشت است، زیرا ممکن است انسان های منافق صفت و کفر باطن نیز این اعمال را برای فریب مردم انجام بدهند. از این رو ملاک و ظابطه ای دیگر لازم است که این اعمال را ارزش بخشیده و انسان را شایسته ورود به بهشت نماید و آن چیز نیت خالص است که امضای درستی و صحت اعمال انسان به شمار آمده است. امام علیه السلام در این باره فرمود:
...و ان الله سبحانه یدخل بصدقه النیة و السریرة الصالحة من یشاء من عباده الجنة . (83)
...و خداوند به وسیله درستی و صداقت در نیت و درون شایسته هر که از بندگانش را که بخواهد در بهشت داخل می کند.
آنچه را که خوانده اید، اوصاف و ویژگی های اهل بهشت در دنیا بود که از کلام علی علیه السلام در نهج البلاغه به دست آمده است و به یقین اوصاف ذکر شده بسیار دقیق و پراهمیت و قابل توجه است و انسان آراسته شده به این اوصاف نه تنها از نعمت های بهشت بهره مند خواهد شد، بلکه در زندگی دنیا نیز فردی سعادتمند و خوشبخت - به معنی واقعی - خواهد بود، هر چند دیگران او را ذلیل و خوار پنداشته، و برای او ارزشی قایل نباشند. چه باک او را که او مرد خدا است. هم او از خدا راضی و هم خدا از او راضی است، اینگونه انسان هر چند در دنیا مستمند و فقیر باشد، احساس کمبود نمی کند، زیرا به موجود بی نیاز مطلق پیوند خورده است، و هر چند در دریای مشکلات و سختی های زندگی دست و پا بزند، در برابر خداوند ناسپاسی نکرده، و سرانجام خود را به ساحل نجات می رساند، و با یاد خدا آن مشکلات را تحمل نموده و برای خود آرامش پدید می آورد، زیرا او در این میان جز معشوق راستین چیزی را نمی بیند، و خودیت خود را نابود ساخته و خود اندر میانه هیچ شده است، اینچنین انسان زبان حالش همان است که باباطاهر همدانی سروده است:
غم عالم نصیب جان ما بی - به درد ما فراغت کیمیا بی
رسد آخر به درمان درد هر کس - دل ما بی که درمانش بلا بی
همه بند تنم مانند نی بی - مدامم درد هجرانت ز پی بی
مرا سوز و گداز تا قیامت - خدا دونه قیامت تا به کی بی