معاد در نهج البلاغه

احمد باقریان ساروی

گواهان محشر

هر چند در دادگاه بزرگ قیامت نیاز به محاکمه و خواستن دلیل و بینه و گواهان نیست، زیرا داور اصلی در رأس دادگاه خداوند است. و او از همه اعمال و اندیشه های پنهان و آشکار انسان ها آگاهی کامل و دقیق دارد. ولی برای اینکه بر مجرمان حجت تمام گردد و هیچ مجرم و گناهکاری بهانه اعتراض و شکایت نداشته باشد، محاکمه و داوری برقرار گردیده و بینه و گواهان درخواست می شود و از سوی داوران نیز گواهانی که از پیش از سوی خداوند در نظر گرفته شده اند علیه مجرمان گواهی می دهند، چنانکه امام علیه السلام فرمود:
کل نفس معها سائق و شهید: سائق یسوقها الی محشرها و شاهد علیها بعملها . (52)
و به همراه هر کس - در روز قیامت - یک راننده و یک گواه دهنده ای خواهد بود راننده ای که او را به محشر می راند، و گواهی دهنده ای که با گواه گرفتن عمل و کردار او بر زیان او گواهی می دهد.
و خطاب به خداوند درباره عظمت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمود:
...شهیدک یوم الدین. (53)
و او - پیامبر صلی الله علیه و آله - از سوی تو شاهد - بر اعمال امت - در روز قیامت - است.
و خطاب به مردم فرمود:
اعلموا عبادالله أن علیکم رصداً انفسکم، و عیوناً من جوارحکم و حفاظ صدق یحفظون اعمالکم و عدد أنفاسکم، لا تسترکم منهم ظلمة لیل داج، و لا یکنکم منهم باب ذور تاج، و ان غداً من الیوم قریب . (54)
ای بندگان خدا! بدانید که از خودتان دیدبانانی و از اندام هایتان جاسوسانی بر شما گمارده شده اند و نگاهدارنده هایی راستگو - فرشتگان ناظر بر اعمال شما - اعمال و تعداد نفس های شما را - در دفتر مخصوص ثبت و ضبط نموده و برای روز قیامت نزد خود - محفوظ نگه می دارند. آنگونه که تاریکی شب تار، شما را از دیدگان آنان پنهان نگه نمی دارد، و دروازه بزرگ محکم بسته شما را از آنان نمی پوشاند، و به راستی که فردا - روز قیامت - به امروز - دنیا - نزدیک است.
امام علیه السلام در این بخش از سخنان خود دو نوع گواهان روز قیامت را یادآور می شود که خداوند نیز آن دو نوع را در قرآن کریم یادآور شده است:
نوع اول: اندام های انسان، در آنجا که فرمود:
یوم تشهد علیهم ألسنتهم و أیدیهم و أرجلهم بما کانوا یعملون . (سوره 24/24)
روزی که زبان ها و دستان و پاهایشان به آنچه که به جا می آورند بر زیان آنان گواهی می دهند.
نوع دوم: فرشتگان الهی، در آنجا که فرمود:
اذ یتلقی المتلقیان عن الیمین و عن الشمال قعید. ما یلفظ من قول الا لدیه رقیب عتید . (سوره 50/17 و 18)
آنگاه که آن دو مأمور دریافت اعمال، از راست و چپ - برای ثبت و ضبط اعمال شما - بنشینند. هیچ سخنی - چه خبر و چه شر - بر زبان جاری نگردد، جز آنکه هماندم آن دو فرشته رقیب و عتید برای نوشتن آن آماده اند.
و درباره گواهی دادن قرآن کریم در دادگاه قیامت فرمود:
و کفی بالکتاب حجیجاً و خصیماً...(55)
...و همین اندازه بس است که - در روز قیامت - کتاب خدا - قرآن کریم - بر زیان انسان احتجاج نموده - شهادت دهد - و با او دشمن گردد...
...واعملوا انه شافع مشفع، و قائل(ماهل)مصدق، و انه من شفع له القران یوم القیامة شفع فیه و من محل به القران یوم القیامة صدق علیه... (56)
...و بدانید که آن - قرآن - شفاعت کننده ای است که شفاعتش پذیرفته می شود، و گوینده ای است که اگر نادرستی کردار کسی را بگوید، گفتار او مورد تصدیق واقع می شود و کسی که در روز قیامت مورد شفاعت قرآن قرار بگیرد، شفاعت درباره او پذیرفته می شود، و آنکه را که قرآن بر زیان او گواهی دهد، سخن به زیان او پذیرفته می شود...
بنابراین، گواهان روز قیامت که به سود یا زیان انسان گواهی بدهند بنابر آنچه که از نهج البلاغه به دست می آید، عبارتند از:
1 - پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله.
2 - اعضا و اندام های انسان.
3 - فرشتگان.
4 - قرآن کریم.
و بدینگونه روز حساب به پایان می رسد. گروهی در آن روز سربلند و اهل نجات گردیده و منتظر پاداش بزرگ الهی و رسیدن به بهشت جاوید دقیقه شماری می کنند، و گروهی دیگر در اثر دارا بودن اندیشه ها و باورها و کردارهای ناروا، محکوم گردیده و در انتظار دوزخ قرار می گیرند، چنان که امام علیه السلام فرمود:
...و جعلهم فریقین: أنعم علی هؤلاء و انتقم من هؤلاء... (57)
...و خداوند آنان - انسان ها - را به دو گروه تقسیم می کند، گروهی از آنان را از نعمت خود در بهشت بهره مند می گرداند و از گروهی دیگر انتقام می گیرد...
فصل پنجم

بهشت جاوید

هر نفس آواز عشق، می رسد از چپ و راست - ما به فلک می رویم، عزم تماشا که راست؟
خود زفلک برتریم، وز ملک افزون تریم - زین دو چرا نگذریم؟ منزل ما کبریاست
مولوی
از بهشت در قرآن کریم و نهج البلاغه و روایات ائمه طاهرین علیه السلام غالباً به جنة تعبیر شده است، و درباره این واژه گفته اند:
جنت به فتح جیم به معنی بهشت و بستان، و جمع آن جنان و جنات است و نیز هر باغی است که دارای درختان باشد، و زمین از درختان آن پوشیده شده باشد، و بهشت را که جنت گویند یا به خاطر شباهت به باغ های زمین است، و یا به خاطر مستور و پوشیده شدن نعمت های آن از انظار می باشد. صاحب مقاییس اللغة گوید:
جنت جایی است که مسلمین در آخرت به آنجا رفته و ثواب مستور و پوشیده ای است از آنها.
و نیز گوید:
جنت بستان است، زیرا درختان با برگ های خود آن را می پوشانند. (58)
در نهج البلاغه محورهای گوناگونی برای بهشت طرح شده است که هر محوری تحت عنوان مخصوصی تقدیم خوانندگان گرامی می گردد:

بهشت چگونه مکانی است؟

امام علیه السلام درباره تقوا پیشگان فرمود:
یخلده فیما اشتهت نفسه، و ینزله منزل الکرامة عنده فی دار اصطعنها لنفسه، ظلها عرشه، و نورها بهجته، و زوارها ملائکته و رفقائها رسله...(59)
...خداوند او - انسان پارسا و با تقوا - را در آنجا که خود می خواهد زندگی جاوید می دهد، و در نزد خود در جایگاه گرامی و با ارزش منزل می دهد، در سرایی که خداوند آنان را برای - دوستان - خود برپا ساخته است، سایبان آن عرش او، و روشنایی آن، خوشنودی او، و دیدار کنندگان آن، فرشتگان، و دوستان آن، پیامبران می باشند...