نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

2201. ناتوانی آشکار

ان تضییع المرء ما ولی، و تکلفه ما کفی، لعجز حاضر، و رای متبر .
به راستی تباه ساختن وظیفه ای که به عهده انسان است و خود را به رنج افکندن در امری که به عهده او نیست، هر آینه ناتوانی آشکار و اندیشه ای است هلاک کننده. (2192)

2202. کم شدن شهوت

اذا کثرت المقدره، قلت الشهوه.
چون توانایی دست یافتن به چیزی بسیار باشد، شهوت به آن چیز کم می شود. (2193)

2203. ناتوانی و ناتوان

فی صفه الله سبحانه -: اول قبل الاشیاء بلا اولیه، و آخر بعد الاشیاء بلا نهایه. عظم عن ان تثبت ربوبیته باحاطه قلب او بصر. فاذا عرفت ذلک فافعل کما ینبغی لمثلک ان یفعله فی صغر خطره، و قله مقدرته و کثره عجزه، و عظیم حاجته الی ربه، فی طلب طاعته .
امام علی علیه السلام ضمن وصیت به فرزند بزرگوارش امام حسن علیه السلام در توصیف خدای سبحان می فرماید: پیش از همه چیز است و او را، خود، آغازی نیست و آخر همه چیز است و او را، خود، آخر و نهایتی نیست، بزرگ تر از آن است که ربوبیت او با احاطه دل یا دیده ثابت شود. اکنون که اینها را دانستی، آن گونه که از چون تویی ناچیز و کم توان و پرعجز و بسیار نیازمند به پروردگار سزاوار است در پی طاعت او برآی! (2194)