نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

2180. عالم حیوان نما

و آخر قد تسمی عالما و لیس به... فالصوره صوره انسان، و القلب قلب حیوان، لا یعرف باب الهدی فیتبعه، و لا باب العمی فیصد عنه. و ذلک میت الاحیاء .
در مقابل بنده ای از بندگان خدا، بنده دیگری است که عالم نامیده می شود، اما عالم نیست، پس چهره چنین کسی چهره انسان، اما قلب او، قلب حیوان است. نه راه رسیدن به هدایت را می شناسد تا به دنبال او برود و نه راه رسیدن به گمراهی را می داند تا از آن روی برگرداند، پس انسانی با این صفات، مرده ای است در میان زندگان. (2171)

2181. دانشمند حقیقی

کل عالم غیره متعلم.
هر دانشمندی جز او یادگیرنده است. (2172)

2182. نیت سوال

قال علیه السلام لسائل ساله عن معضله: سل تفقها، و لا تسال تعنتا، فان الجاهل المتعلم شبیه بالعالم، و ان العالم المتعسف شبیه بالجاهل المتعنت .
امام علیه السلام به شخصی که از مساله مشکلی سوال کرد فرمود: برای فهمیدن پرسش کن، نه برای آزار دادن؛ زیرا نادان متعلم، مانند عالم است و عالم خلافگو، مانند نادان زورگو است. (2173)