نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

2166. خیر واقعی

لیس الخیر ان یکثر مالک و ولدک، ولکن الخیر ان یکثر علمک و ان یعظم حلمک، و ان تباهی الناس بعباده ربک .
خیر آن نیست که دارایی و فرزندت زیاد شود؛ بلکه خیر آن است که علمت افزون و حلم و بردباری ات بزرگ گردد و بتوانی در میان مردم به پرستش پروردگارت مباهات کنی. (2157)

2167. مخزن راز خردمند

صدر العاقل صندوق سره.
سینه خردمند، مخزن راز اوست. (2158)

2168. سینه مملو از دانش

یا کمیل! ها، ها ان هاهنا لعلما جما و اشار بیده الی صدره لو اصبت له حمله! بلی اصبت لقنا غیر مامون علیه، مستعملا اله الدین للدنیا، و مستظهرا بنعم الله علی عباده، و بحججه علی اولیائه؛ او منقادا لحمله الحق، لا بصیره له فی احنائه، ینقدح الشک فی قلبه لاول عارض من شبهه. الا! لاذا و لا ذاک! او منهوما باللذه، سلس القیاد للشهوه، او مغرما بالجمع و الادخار، لیسا من رعاه الدین فی شی ء اقرب شی ء شبها بهما الانعام السائمه! کذلک یموت العلم بموت حاملیه .
ای کمیل! بدان در این جا (با دست اشاره به سینه مبارکش کرد) دانش فراوانی است، ای کاش افراد شایسته ای می یافتم و از این دانش به آنها تعلیم می دادم. آری! شاگردانی برای آموختن دارم، اما افرادی زود آموزند و غیر مطمئن؛ زیرا دین را ابزار دنیا قرار می دهند و از نعمت قدرت دانش بر ضد بندگان خدا کمک می گیرند و از آن شمشیری علیه اولیای خدا می سازند و یا افرادی تسلیم و مطیع پیشوایان حق اند؛ اما بصیرتی ندارند و آغازی که شبهه آنها را می لرزاند و به شک می اندازد.
آگاه باش نه این طایفه به درد می خورد و نه آن. و نه طایفه سوم که حریص بر لذتهای دنیا و مهارشان به دست شهوت است و نه طایفه چهارم که پول پرست و شیفته اندوختن زر و سیم و دنبال پس انداز مال اند، پس این دو طایفه هم به هیچ وجه دین نگهدار نیستند و شبیه ترین موجودات به آنها چارپایان هستند که برای چرا رها شده اند. آری! چنین علمی با مرگ حاملشان می میرد. (2159)