نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

2093. حق دو جانبه است!

الحق اوسع الاشیاء فی التواصف، و اضیقها فی التناصف، لا یجری لاحد الا جری علیه، و لا یجری علیه الا جری له. و لو کان لاحد ان یجری له و لا یجری علیه، لکان ذلک خالصاً لله سبحانه .
دایره حق در توصیف و گفتار گسترده ترین چیزهاست، اما در عمل تنگ ترین دایره ها است. کسی را حقی نیست جز آن که بر او نیز حقی است بر او حقی نیست جز آن که او نیز (بر دیگری) حقی است. اگر بنا بود کسی را حقی باشد، اما بر او حقی نه، آن کس فقط خدای سبحان بود. (2084)

2094. معیار شناخت حق و باطل

لما اتاه الحارث بن حوط فقال: اترانی اظن اصحاب الجمل کانوا علی ضلاله؟! فقال علیه السلام: یا حارث، انک نظرت تحتک و لم تنظر فوقک فجرت! انک لم تعرف الحق فتعرف من اتاه، و لم تعرف الباطل فتعرف من اتاه .
حارث بن حوط نزد امام علی علیه السلام آمد و عرض کرد: آیا فکر می کنی که من اصحاب جمل را گمراه می کنم. حضرت فرمود: ای حارث! تو زیر پایت را نگریسته ای و بالای پیرامونت را نگاه نکرده ای و از این رو در حیرت و سرگردانی به سر می بری. تو حق را نشناختی تا اهلش را بشناسی و باطل را نشناختی تا باطل گرایان را بشناسی. (2085)

2095. حب عدالت

قال عبدالله بن عباس - : رضی الله عنه: دخلت علی امیر المومنین علیه السلام بدی قار و هو یخصف نعله فقال لی: ما قیمه هذا النعل؟
فقلت: لا قیمه لها!
فقال علیه السلام: و الله لهی احب الی من امرتکم، الا ان اقیم حقا، او ادفع باطلاً .
عبدالله بن عباس رضی الله می گوید: در ذی قار خدمت امیر المومنین علیه السلام رسیدم. آن حضرت علیه السلام مشغول تعمیر کفش خود بود.
به من فرمود: ارزش این کفش چه قدر است؟
عرض کردم: ارزشی ندارد!
حضرت علیه السلام فرمود: به خدا سوگند، این کفش را بیش از فرمانروایی بر شما دوست دارم. مگر آن که به وسیله آن حکومت حقی را برپا دارم یا باطلی را براندازم. (2086)