نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

2061. شایسته ترین خلق

اولی الناس بالکرم من عرفت به الکرام .
شایسته ترین مردم به کرامت کسی است که مردمان با کرامت به وسیله او شناخته می شوند. (2052)

2062. بهترین بندگان خدا

عباد الله! ان من احب عباد الله الیه عبداً اعانه علی نفسه... مصباح ظلمات، کشاف عشوات، مفتاح مبهمات، دفاع معضلات، دلیل فلوات، یقول فیفهم، و یسکت فیسلم... و اخر قد تسمی عالماً و لیس به، فاقتبس جهائل من جهال، و اضالیل من ضلال، و نصب للناس اشراکاً من حبائل غرور، و قول زور... یقول: اقف عند الشبهات، و فیها وقع؛ و یقول: اعتزل البدع، و بینها اضطجع، فالصوره صوره انسان، و القلب قلب حیوان، لا یعرف باب الهدی فیتبعه، و لا باب العمی فیصد عنه. و ذلک میت الاحیاء .
همانا از محبوب ترین بندگان خدا، نزد او بنده ای است که خداوند او را در برابر نفسش یاری رسانده است... چراغ تاریکی هاست، برطرف کننده کوری ها، کلید مبهمات، زداینده مشکلات و راهنمای بیابان ها. می گوید و می فهماند و به موقع خاموش می شود و سالم می ماند...
و دیگری که خود را دانشمند می نامد، ولی دانشمند نیست، او از نادان ها و گمراهان، نادانی ها و گمراهی ها را فرا گرفته و دام هایی از ریسمان های فریب و گفتار دروغ برای مردم گسترده است...
می گوید: به گاه شبهات درنگ می کنم در حالی که در آن ها فرو افتاده است، می گوید از بدعت ها کناره می گیرم، در حالی که میان آن ها خفته است، چهره اش نه چهره انسان را می شناسد تا به دنبال آن برود و نه باب کوری دل را تا از آن جلوگیری کند. او مرده ای است در میان زندگان. (2053)

2063. هر که بر اساس آنچه خدا نازل کرده است داوری نکند

ان ابغض الخلائق الی الله رجلان: و رجل جلس بین الناس قاضیاً ضامناً لتخلیص ما التبس علی غیره، فان نزلت به احدی المبهمات هیا لها حشوا رثا من رایه، ثم قطع به، فهو من لبس الشبهات فی مثل نسج العنکبوت. لا یدری اصاب ام اخطا... تصرخ من جور قضائه الدماء، و تعج منه المواریث .
بدترین مردم در نظر خدا دو دسته اند:
مردی که در میان مردم به قضاوت و حل مشکلات که ضامن آن گردیده می نشیند، اگر مطلب مبهمی پیش آمد، رای ضعیف و نظر بی ارزشی می دهد و از روی قطع هم نظر خود را صادر می کند، چنین فردی در مسائل مبهم مثل تنیدن عنکبوت است، نمی داند عملش صحیح است یا غلط!...
خون های ریخته شده از ظلم قضاوتش به فریاد آمده و فریاد میراث بر باد رفتگان (که به ناحق تقسیم شده) بلند است. (2054)