نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

1961. اختلاف کیفری الهی است

لما قال له بعض الیهود: مادفنتم نبیکم حتی اختلفتم فیه! فقال علیه السلام: انما اختلفنا عنه لا فیه، و لکنکم ما جفت ارجلکم من البحر حتی قلتم لنبیکم، اجعل لنا الها کما لهم الهه فقال انکم قوم تجهلون .
یک نفر یهودی به علی علیه السلام گفت: هنوز پیامبر خود را دفن نکرده، درباره او دچار اختلاف شدید!
حضرت فرمود: ما در جانشینی او اختلاف کردیم نه درباره خود او. اما شما هنوز پاهایتان از آب دریا نخشکیده بود که به پیامبرتان گفتید: همچنین که آنان را خدایان است برای ما نیز خدایی در نظر بگیر، پس او گفت شما مردمی نادانید. (1955)

1962. پایه های کفر

الکفر علی اربع دعائم: علی التعمق، و التنازع، و الزیغ و الشقاق. فمن تعمق لم ینب الی الحق؛ و من کثر نزاعه بالجهل دام عماه عن الحق؛ و من زاغ ساءت عنده الحسنه؛ و حسنت عنده السیئه، و سکر سکر الضلاله؛ و من شاق و عرت علیه طرقه، و اعضل علیه امره، و ضاق علیه مخرجه .
کفر بر چهار پایه استوار است: کنجکاوی، تنازع، کج دلی و تفرقه اندازی، پس کسی که راه کنجکاوی از اسرار دیگران را در پیش گیرد، به راه حق باز نگردد و کسی که از روی نادانی به نزاع و ستیزه برخیزد، همواره از دیدن حق نابینا مانده و کسی که کج دلی دارد، نیکی را بد شمارد و کار بد را نیک پندارد و در مستی گمراهی به سر برد و کسی که در میان مردم تفرقه اندازد و تک روی کند، به راه های سخت و هراسناک افتد و کارها بر او غیر قابل حل گردد و در تنگنایی افتد که نتواند از آن بیرون آید. (1956)

1963. همداستانی بر تفرقه

اجتمع القوم علی الفرقه، و افترقوا علی الجماعه، کانهم ائمه الکتاب و لیس الکتاب امامهم .
مردم بر جدایی هم داستان شدند و از جماعت گشتند، گویی آنان پیشوای قرآن اند نه قرآن پیشوای آنان. (1957)