نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

1959. اختلاف و نابودی

ان لبنی امیه مروداً یجرون فیه، و لو قد اختلفوا فیما بینهم ثم لو کادتهم الضباع لغلبتهم .
همانا بنی امیه را میدان مهلتی است که در آن می تازند و آن گاه که در میانشان اختلاف افتد، کفتارها بر آنان چیره گردند. (1953)

1960. دلیل اختلاف دعوت ها

ما اختلفت دعوتان الا کانت احداهما ضلاله .
هیچ گاه دو دعوت بر خلاف یکدیگر نشد، مگر این که یکی از آن دو گمراهی بود. (1954)

1961. اختلاف کیفری الهی است

لما قال له بعض الیهود: مادفنتم نبیکم حتی اختلفتم فیه! فقال علیه السلام: انما اختلفنا عنه لا فیه، و لکنکم ما جفت ارجلکم من البحر حتی قلتم لنبیکم، اجعل لنا الها کما لهم الهه فقال انکم قوم تجهلون .
یک نفر یهودی به علی علیه السلام گفت: هنوز پیامبر خود را دفن نکرده، درباره او دچار اختلاف شدید!
حضرت فرمود: ما در جانشینی او اختلاف کردیم نه درباره خود او. اما شما هنوز پاهایتان از آب دریا نخشکیده بود که به پیامبرتان گفتید: همچنین که آنان را خدایان است برای ما نیز خدایی در نظر بگیر، پس او گفت شما مردمی نادانید. (1955)