نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

1943. آلوده شدن به دروغگویی

لا تحدث الناس بکل ما سمعت به، فکفی بذلک کذباً .
هر چه را شنیدی برای مردم حکایت مکن، که همین برای آلودگی به دروغگویی کافی است. (1937)

1944. راستگویی امام (ع)

و الله ما کتمت و شمه، و لا کذبت کذبه .
به خدا سوگند، کلمه ای را نهان نداشتم دروغی هم بر زبان نراندم. (1938)

1945. چون مرده در بین زندگان

و آخر فد تسمی عالماً و لیس به، فاقتبس جهائل من جهال، و اضالیل من ضلال... فالصوره صوره انسان، و القلب قلب حیوان، لا یعرف باب الهدی فیتبعه، و لا باب العمی فیصد عنه. و ذلک میت الاحیاء .
انسانی دیگر نیز وجود دارد که نام عالم به خود گرفته و عالم نیست (این نابخرد) نادانی هایی را از نادانان و گمراهی هایی را از گمراهان کسب کرده است. صورتش صورت انسانی است، ولی قلبی چون قلب حیوانی در درونش است. این نابکار در ورودی رشد و هدایت را نمی شناسد، (که از آن وارد شود) و از رشد و هدایت پیروی نماید. نیز (این انسان ها) در ورودی نابینایی را نمی داند تا از ورود به آن امتناع بورزد و اوست مرده ای در میان زندگان. (1939)