نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

1928. مانع عیب گویی

ما یمنع احدکم ان یستقبل اخاه بما یخاف من عیبه، الا مخافه ان یستقبله بمثله. قد تصافیتم علی رفض الاجل و حب العاجل .
آن چه مانع هر یک از شما می شود که عیب برادرش را پیش روی او بگوید، این است که می ترسد او نیز عیبش را رو به رویش بگوید. شما در راه دور افکندن آخرت و دوستی دنیا با هم رفیق شده اید. (1922)

1929. دیده فرو بر به گمان خویش!

طوبی لمن شغله عیبه عن عیوب الناس .
خوشا به حال آن کس که عیب خودش، او را از پرداختن به عیب های مردم بازدارد. (1923)

1930. دوری از عیب جویان

من کتابه للاشتر لما ولاه مصر - : ولیکن ابعد رعیتک منک و اشناهم عندک اطلبهم لمعائب الناس؛ فان فی الناس عیوباً. الوالی احق من سترها، فلا تکشفن عما غاب عنک منها، فانما علیک تطهیر ما ظهر لک، والله یحکم علی ما غاب عنک. فاستر العوره ما استطعت، یستر الله منک ما تحب ستره من رعیتک .
در فرمان استانداری مصر به مالک اشتر می فرماید: باید دورترین افراد ملت از تو و دشمن ترین آن ها نزد تو، عیبجوترین آن ها از مردم باشد؛ زیرا مردم (خواه ناخواه) عیب هایی دارند و زمامدار سزاوارترین کس به پوشاندن آن هاست. بنابراین، درباره آن دسته از عیب هایی مردم که بر تو پوشیده است، پی جویی و کنجکاوی مکن؛ زیرا آن چه بر عهده توست پاک کردن عیب ها و زشتی هایی است که بر تو آشکار می باشد و قضاوت درباره عیب ها و گناهانی که بر تو پوشیده می باشد، به عهده خداست. پس تا می توانی جرم پوش باش تا خداوند نیز عیب و جرم های تو را که دوست داری از ملتت پوشیده بماند، بپوشاند. (1924)