نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

1902. ویران کننده پایه های گمراهی

ان هذا الاسلام دین الله الذی اصطفاه لنفسه... و هدم ارکان الضلاله برکنه .
این اسلام آن دین خداوندی است که برای خود برگزید... و ارکان گمراهی را ویران نمود. (1896)

1903. گمراهی آشکار

من کتابه الی معاویه - : فقد سلکت مدارج اسلافک بادعائک الا باطیل... فراراً من الحق، و جحوداً لما هو الزم لک من لحمک و دمک؛ مما قد وعاه سمعک، و ملی به صدرک، فماذا بعد الحق الا الضلال المبین، و بعد البیان الا اللبس؟
امام علی علیه السلام در نامه خود به معاویه می فرماید: به دروغ طالب چیزی (خلافت) هستی که شایسته آن نیستی. می خواهی از این راه از حق فرار کنی و منکر چیزی بشوی (ریاست امام علی علیه السلام) که از گوشت و خون تو برای تو ثابت تر است؛ زیرا گوش تو مطالب (خلافت علی علیه السلام) را شنیده، مغز تو از آن مطالب پر است. پس از درک حق و ترک آن، چیزی غیر از گمراهی نیست و بعد از واضح بودن مطلب و راه کج را پیش گرفتن موضوع غیر از انحراف نخواهد بود. (1897)

1904. گمراهی از صراط مستقیم

اخذوا یمیناً و شمالاً ظعناً طعناً فی مسالک الغی، و ترکاً لمذاهب الرشد .
گمراهان برای حرکت در مسیرهای گمراهی و رها کردن طرق رشد و کمال به راست و چپ زدند. (1898)