نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

1896. توصیف گمراهان

فی صفه اهل الضلال - : دعاهم ربهم فنفروا و ولوا، و دعاهم الشیطان فاستجابوا و اقبلوا!
در توصیف گمراهان می فرماید: پروردگارشان دعوت کرد، از آن دعوت رمیدند و پشت گرداندند و شیطان آنان را خواند، اجابتش کردند و به آن روی آوردند. (1890)

1897. ارتداد و واپس گرایی

حتی اذا قبض الله رسوله صلی الله علیه و آله، رجع قوم علی الاعقاب، و غالتهم السبل، و اتکلوا علی الولائج .
پس از آن که رسول خدا صلی الله علیه و آله رحلت کرد، گروهی به عقب برگشتند و راه های ناهموار، آنان را به هلاکت افکند و بر افکار نادرست خویش تکیه کردند. (1891)

1898. گمراهی آراسته

من کتابه الی معاویه - : اما بعد فقد اتتنی منک موعظه موصله، و رساله محبره، نمقتها بضلالت، و امضیتها بسوء رایک، و کتاب امری لیس له بصر یهدیه، و لا قائد یرشده، قد دعاه الهوی فاجابه، وقاده الضلال فاتبعه، فهجر لاغطاً، و ضل خابطاً .
در نامه خود به معاویه می فرماید: بعد از حمد الهی، اندرزی که از اینجا و آن جا به هم ردیف کرده بودی و نامه ای که آن را با الفاظ زینت داده بودی به دستم رسید. با گمراهی خود آن را آراسته، و به خاطر بد بودن فکرت آن را فرستاده بودی، نامه را کسی فرستاده که نه بینایی دارد که وی را هدایت کند و نه رهبری دارد که او را به راه راست بکشاند. هوای نفس او را تحریک کرده، وی هم پذیرفته است. گمراهی جلودارش شده او هم پیروی نموده است و نتیجه این شده که هذیان گفته، غلط اندازی کرده گمراه شده و اشتباه نموده است. (1892)