نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

1882. یاران گمراهان

... هو فی مهله من الله یهوی مع الغافلین، و یغدو مع المذنبین، بلا سبیل قاسد و لا امام قائد، حتی اذا کشف لهم عن جزاء معصیتهم، و استخرجهم من جلابیب غفلتهم، استقبلوا مدبراً، و استدبروا مقبلاً، فلم ینتفعوا بما ادرکوا من طلبتهم، و لا بما قضوا من وطرهم .
(در وصف شخص غافل می فرماید:) او در این چند صباحی که خداوند مهلتش داده است، با غافلان سرگرم و روز خود را با گناهکاران سپری می کند، بی آنکه راه راستی را بپیماید و پیشوایی راهنما داشته باشد... تا آن که خداوند کیفر گناهانشان را به آنان نشان داد و از پس پرده های غفلت بیرونشان آورد، به آن چه بدان پشت کرده بودند (مرگ و آخرت) روی نهادند و به آن چه بدان روی آورده بودند (دنیا) پشت کردند و نه از آن چه طلبیدند و بدان رسیدند سودی بردند و نه از خواسته های خود که به آن ها دست یافتند بهره ای یافتند. (1876)

1883. نشانگر راه راست

اقمت لکم علی سنن الحق، فی جواد المضله، حیث تلتقون و لا دلیل، و تحتفرون و لا تمیهون .
در آن وقت که در جاده های گوناگون گمراهی گام برمی داشتید، من نشانه های راه راست و واضح حق را برای شما به پا داشتم و این در حالی بود که همه سرگردان به یکدیگر برخورد می کردید و از این سوی به آن سوی می رفتید، اما راهنمایی نمی یافتید. زمین را می کندید، اما آبی پیدا نمی کردید. (1877)

1884. معاویه، پیشوای گمراهان

من کتابه الی معاویه - : اردیت جیلاً من الناس کثیراً؛ خدعتهم بغیک، و القیتهم فی موج بحرک، تغشاهم الظلمات، و تتلاطم بهم الشبهات، فجازوا عن وجهتهم، و نکصوا علی اعقابهم، و تولوا علی ادبارهم .
در نامه خود به معاویه می فرماید: گروهی از مردم را (مقصود مردم شام است) فراوان هلاک ساختی و با گمراه ساختن ایشان فریبشان دادی و آن ها را در امواج دریای فساد و نفاق خویش افکندی که تاریکی های فریبکاری تو چشم بصیرت آن ها را فرو می گیرد و موج های شبهه به آنان پهلو می زند. پس (در اثر شبهه هایی که به ایشان القا کردی) از راه راست و درست حق برکنار گردیدند و به عقب برگشتند. (1878)