نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

1857. تعصب پسندیده

و قال علیه السلام فی الخطبه القاصعه - : و لقد نظرت فما وجدت احداً من العالمین یتعصب لشی ء من الاشیاء الا عن عله تحتمل تمویه حجه تلیط بعقول السفهاء غیرکم. فانکم تتعصبون لامر ما یعرف له سبب و لا عله. اما ابلیس فتعصب علی آدم لاصله. و طعن علیه فی خلقته، فقال: انا ناری و انت طیبی. و اما الاغنیاء من مترفه الامم فتعصبوا لاثار مواقع النعم. فقالوا: نحن اکثر اموالا و اولادا و ما نحن بمعذبین فان کان لابد من العصبیه فلیکن تعصبکم لمکارم الخصال، و محامد الافعال، و محاسن الامور التی تفاضلت فیها المجداء و النجداء من بیوتات العرب و یعاسیب القبائل؛ بالاخلاق الرغیبه، و الاحلام العظیمه، و الاخطار الجلیله، و الاثار المحموده. فتعصبوا لخلال الحمد من الحفظ للجوار، و الوفاء بالذمام، و الطاعه للبر، و المعصیه للکبر، و الاخذ بالفضل، و الکف عن البغی، و الاعظام للقتل، و الانصاف للخلق، و الکظم للغیظ، و اجتناب الفساد فی الارض .
امام علی علیه السلام در خطبه قاصعه می فرماید: من نگریستم، اما احدی از جهانیان را نیافتم که درباره چیزی تعصب ورزد، مگر این که تعصب او علتی داشت که نادانان را به اشتباه می افکند، یا دلیلی که به اندیشه نابخردان می چسبد؛ جز شما که برای چیزی تعصب به خرج می دهید، که هیچ سبب و علتی برایش شناخته نمی شود. اما ابلیس به خاطر اصل و گوهر خویش در برابر آدم عصبیت نشان داد و بر او به دلیل خلقتش از گل خرده گرفت و گفت: من از آتشم و تو از گلی، و اما توانگران و امت های مرفه و عیاش، به خاطر فراوانی نعمت (اموال و اولاد) تعصب ورزیدند و گفتند که: ما دارایی ها و فرزندان بیشتری داریم و هرگز به عذاب گرفتار نخواهیم شد.
پس، اگر چاره ای از داشتن تعصب نیست، باید تعصبتان به خاطر خصلت های والای انسانی و کردارهای پسندیده و امور نیکویی باشد که خاندان های شرافتمند و بزرگوار و دلیر عرب و بزرگان و مهتران قبایل در آن ها بر یکدیگر برتری می جستند؛ یعنی خلق های پسندیده بردباری به هنگام خشم فراوان و کردار و رفتار زیبا و درست و خصلت های نیکو تعصب به خرج دهید، خصلت هایی چون: نگاهداشت حق و حرمت همسایگی و پایبندی به عهد و پیمان ها و فرمان بردن از نیکی ها و مخالفت با تکبر و گردنفرازی و اقدام به احسان و نیکوکاری و خویشتنداری از زورگویی و تجاوز و بزرگ شمردن قتل نفس و انصاف داشتن با مردم و فرو خوردن خشم و دوری از ایجاد تباهی در جامعه. (1851)

1858. تعصب پسندیده

اما دین یجمعکم؟! و لا حمیه تشحذکم! او لیس عجباً ان معاویه بدعو الجفاه الطغام فیتبعونه علی غیر معونه و لا عطاء .
آیا دینی نیست که شما را گردهم آورد و غیرت و تعصبی وجود ندارد که شما را برانگیزد؟ آیا شگفت نیست که معاویه آن مردمان خشن فرومایه را فراخواند و بی آنکه به آن ها کمک و بخششی کند، از او پیروی می کنند. (1852)

بخش دهم: خشم