نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

1836. خطای گناهکار

یا ایها الانسان، ما جراک علی ذنبک ... اما ترحم من نفسک ما ترحم من غیرک؟
هان! ای انسان! چه چیز تو را در گناه ورزی گستاخ کرده است ...؟! چرا همچنان که به دیگران رحم می کنی به خودت رحم نمی کنی؟ (1830)

1837. نخستین آدم متکبر

لا تکونوا کالمتکبر علی ابن امه من غیر ما فضل جعله الله فیه سوی ما الحقت العظمه بنفسه من عداوه الحسد، و قدحت الحمیه فی قلبه من نار الغضب، و نفخ الشیطان فی انفه من ریح الکبر الذی اعقبه الله به الندامه .
مانند قابیل مباشید که به فرزند مادرش (برادرش هابیل) تکبر ورزید، بدون فضیلتی که خدا به او داده باشد، جز این که او خود را بزرگ پنداشت؛ زیرا حسد او را به عداوت با برادرش واداشت و تعصب در دل او آتش غصب را شعله ور ساخت و شیطان در بینی او از باد کبر دمید که پشیمانی را به دنبال داشت. (1831)

1838. سرپوش عیوب

المساله خباء العیوب، و من رضی عن نفسه کثر الساخط علیه .
سوال کردن سرپوش عیب ها است و آن کس که از خود راضی باشد، دشمنانش زیاد خواهند شد. (1832)