نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

1828. تعجب از کبر متکبر

عجبت للمتکبر الذی کان بالامس نطفه، و یکون غدا جیفه .
در شگفتم از متکبر، که دیروز نطفه (بی ارزشی) بود و فردا مردار گندیده ای است. (پس تکبر چرا؟) (1822)

1829. غرور طاووس

یمشی مشی المرح المختال، و یتصفح ذنبه و جناحیه، فیقهقه ضاحکاً لجمال سرباله .
طاووس همچو موجودی متکبر که به حسن خود می نازد گام برمی دارد و در زیبایی دم و دو بال خود، اندکی می نگرد، سپس با قهقهه می خندد و این قهقهه برای زیبایی جامه و رنگ آمیزی بال های وی است. (1823)

1830. حسودان خرد

عجب المرء بنفسه، احد حساد عقله .
عجب و خودپسندی مرد، یکی از حسودان خرد اوست. (1824)