نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

1811. پرهیز از ستمگری

و الله لان ابیت علی حسک السعدان مسهدا، او اجر فی الاغلال مصفدا، احب الی من ان القی الله و رسوله یوم القیامه ظالماً لبعض العباد، و غاصباً لشی ء من الحطام، و کیف اظلم احداً لنفس یسرع الی البلی قفولها، و یطول فی الثری حلولها؟!
سوگند به خدا، اگر شب را در حال بیداری روی خار سعدان به صبح برسانم، یا بسته در زنجیرهای آهنین و سنگین بار کشیده شوم، برای من بهتر از آن است که خدا و رسول او را در روز قیامت ملاقات کنم، در حالی که بر بعضی از بندگان ظلم روا داشته ام و چیز بی ارزشی از پس مانده های کاه و علف دنیا را غصب نموده باشم. چگونه ظلم روا بدارم به کسی، به خاطر نفسی که برگشت آن به سرعت برای پوسیدن است و قرار گرفتنش در خاک طولانی. (1805)

1812. ستم، خانمان برانداز است!

لیس شی ء ادعی الی تغییر نعمه الله و تعجیل نقمته من اقامه علی ظلم؛ فان الله سمیع دعوه المضطهدین و هو للظالمین بالمرصاد .
(آگاه باش که) هیچ چیزی بیش از حرکت بر مبنای ظلم موجب دگرگونی نعمت خداوندی و سرعت انتقام او نیست؛ زیرا خداوند شنونده دعای ستمدیدگان است، و در کمین ستمکاران. (1806)

1813. بدترین توشه قیامت

بئس الزاد الی المعاد، العدوان علی العباد .
بدترین توشه ها برای روز قیامت، ظلم و ستم بر بندگان خداست. (1807)