نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

1806. بیزاری از ستم

أعجب من ذلک طارق طرقنا بملفوفة فی وعائها، و معجونة شنئتها، کأنما عجنت بریق حیة أوقیئها، فقلت: أصلة، أم زکاة، أم صدقة؟ فذلک محرم علینا أهل البیت، فقال: لا ذا و لا ذاک، و لکنها هدیة. فقلت: هبلتک الهبول! أعن دین الله أتیتنی لتخدعنی؟ أمختبط أنت أم ذو جنة، أم تهجر؟ والله لو أعطیت الاقالیم السبعة بما تحت أفلاکها، علی أن أعصی الله فی نملة أسلبها جلب شعیرة ما فعلته .
(آن جا که از ستم بیزاری می جوید، می فرماید:) شگفت تر از این، قصه آن شخصی است که شبانگاهی در خانه ما را کوبید و در دستش ظرف سرپوشیده (پر از حلوایی لذیذ) بود، چنانش ناخوش نفرت داشتم که گویی با آب دهان یا استفراغ ماری در آمیخته است؟ به او گفتم: آیا این صله است یا زکات یا صدقه؟ زیرا که این ها بر ما خاندان حرام است!
گفت: نه این است و نه آن. بلکه هدیه ای است.
گفتم: زن فرزند مرده (مادرت) بر تو بگرید! آیا از طریق دین خدا وارد شده ای تا مرا بفریبی؟ ابله شده ای یا دیوانه، یا هذیان می گویی؟ سوگند به خدا، که اگر هفت اقلیم را با آن چه در زیر افلاک آن هاست به من دهند تا با بیرون کشیدن پوست جوی از دهان مورچه ای خدا را نافرمانی کنم هرگز نخواهم کرد. (1800)

1807. مهلت دادن به ستمگر

لئن أمهل الظالم فلن یفوت أخذه، و هو له بالمرصاد علی مجاز طریقه، و بموضع الشجی من مساغ ریقه .
اگر هم خداوند به ستمکار مهلت بدهد، گرفتن و کیفر خداوندی از او فوت نمی گردد و خداوند در گذرگاه ستمکار در کمین است و گلوی آنها را در دست گرفته تا از فرورفتن آب دریغ دارد هشیار باشید. (1801)

1808. انتقام گرفتن از ستمگر

فی وصیته للحسنین علیهماالسلام: کونا للظالم خصما، و للمظلوم عونا .
دشمن ستمگر و یاور مظلوم باشید. (1802)