نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

1804. پرهیز از ستمگری

الله الله فی عاجل البغی، و آجل و خامة الظلم، و سوء عاقبة الکبر .
برحذر باشید از خدا، بترسید از خدا، درباره نتایج دنیوی ظلم و وخامت اخروی آن و بدی عاقبت کبر. (1798)

1805. زودی بازخواست ستمکار

سینتقم الله ممن ظلم، مأکلا بمأکل، و مشربا بمشرب، من مطاعم العلقم و مشارب الصبر و المقر .
زود باشد که خداوند از کسی که ظلم کرده است انتقام بکشد، درباره خوراک و آشامیدنی که با ستم به خود اختصاص داده است، به وسیله خوراک های تلخ و شرنگبار و آشامیدنی های چون صبر تلخ زهرآگین. (1799)

1806. بیزاری از ستم

أعجب من ذلک طارق طرقنا بملفوفة فی وعائها، و معجونة شنئتها، کأنما عجنت بریق حیة أوقیئها، فقلت: أصلة، أم زکاة، أم صدقة؟ فذلک محرم علینا أهل البیت، فقال: لا ذا و لا ذاک، و لکنها هدیة. فقلت: هبلتک الهبول! أعن دین الله أتیتنی لتخدعنی؟ أمختبط أنت أم ذو جنة، أم تهجر؟ والله لو أعطیت الاقالیم السبعة بما تحت أفلاکها، علی أن أعصی الله فی نملة أسلبها جلب شعیرة ما فعلته .
(آن جا که از ستم بیزاری می جوید، می فرماید:) شگفت تر از این، قصه آن شخصی است که شبانگاهی در خانه ما را کوبید و در دستش ظرف سرپوشیده (پر از حلوایی لذیذ) بود، چنانش ناخوش نفرت داشتم که گویی با آب دهان یا استفراغ ماری در آمیخته است؟ به او گفتم: آیا این صله است یا زکات یا صدقه؟ زیرا که این ها بر ما خاندان حرام است!
گفت: نه این است و نه آن. بلکه هدیه ای است.
گفتم: زن فرزند مرده (مادرت) بر تو بگرید! آیا از طریق دین خدا وارد شده ای تا مرا بفریبی؟ ابله شده ای یا دیوانه، یا هذیان می گویی؟ سوگند به خدا، که اگر هفت اقلیم را با آن چه در زیر افلاک آن هاست به من دهند تا با بیرون کشیدن پوست جوی از دهان مورچه ای خدا را نافرمانی کنم هرگز نخواهم کرد. (1800)