نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

1801. اتمام حجت بر امام علی (ع)

لولا حضور الحاضر و قیام الحجة بوجود الناصر، و ما أخذ الله علی العلماء الا یقاروا علی کظة ظالم، و لا سغب مظلوم، لالقیت حبلها علی غاربها .
اگر نبود همایش آن جمعیت انبوه و این که با وجود یار و یاور حجت تمام است و اگر نبود که خداوند از دانشمندان پیمان گرفته است که در برابر سیری ستمگر و گرسنگی ستمدیده آرام ننشیند و بدان رضایت ندهند، هر آینه مهار شتر خلافت را بر کوهان آن می انداختم. (1795)

1802. پرهیز از ستمگری

لزیاد بن أبیه و قد استخلفه لعبد الله بن العباس علی فارس و أعمالها، فی کلام طویل کان بینهما، نهاه فیه عن تقدم الخراج -: استعمل العدل، واحذر العسف و الحیف، فان العسقف یعود بالجلاء، والحیف یدعو الی السیف .
وقتی زیاد بن ابیه را به جای عبدالله بن عباس کارگزار فارس کرد، در ضمن سخنرانی مفصل او را از گرفتن خراج اضافی منع کرد و فرمود: عدل و داد را به کار بند و از سختگیری و بیداد بپرهیز؛ زیرا سختگیری ناروا مردم را آواره می کند و ستمگری مایه شورش و خونریزی می شود. (1796)

1803. ستمگران دنیاطلب

لما نهضت بالامر نکثت طائفة، و مرقت أخری، و قسط آخرون: کأنهم لم یسمعوا الله سبحانه یقول: (تلک الدار الاخرة نجعلها للذین لا یریدون علوا فی الارض و لا فساد و العاقبة للمتقین) بلی! والله لقد سمعوها و عوها، و لکنهم حلیت الدنیا فی أعینهم وراقهم زبرجها .
چون خلافت را به دست گرفتم، گروهی پیمان شکستند و گروهی از دین خارج شدند و دسته ای دیگر ستم پیشه کردند؛ گویی این سخن خدای سبحان را نشنیدند که: آن سرای آخرت را برای کسانی قرار می دهیم که خواهان سرکشی و فساد در زمین نباشند و آینده از آن پرهیزگاران است. آری! سوگند به خدا که آن را شنیدند و فهمیدند؛ اما دنیا در چشم آن ها زیبا شد و زیب و زیورهای آن خوشایندشان گردید. (1797)