نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

1781. دوری از بخل

البخل جامع لمساوی العیوب، و هو زمام یقاد به الی کل سوء .
بخل در بردارنده بدی های هر عیبی است و افساری است که (بخیل) به وسیله آن به سوی هر بدی کشانده می شود. (1775)

1782. بخیل و شایسته ولایت نیست!

قد علمتم أنه لا ینبعی أن یکون الوالی علی الفروج و الدماء و المغانم و الاحکام، و امامة المسلمین، البخیل .
شما می دانید که مسئول و زمامدار ناموس و جان و غنایم (و اموال) و احکام و پیشوایی مسلمانان، نباید شخصی بخیل باشد. (1776)

1783. توصیه به احسان

یأتی علی الناس زمان عضوض، یعض الموسر فیه علی ما فی یدیه و لم یؤمر بذلک، قال الله سبحانه: (و لا تنسوا الفضل بینکم) .
زمانی سخت بر مردم فرا می رسد که آن که توانمند است بر آن چه در دست دارد سخت امساک می کند، در حالی که او به این بخل دستور داده نشده است. خداوند سبحان فرموده است: و فضل و احسان را در میان خود فراموش مکنید. (1777)