نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

1762. هوای نفس و معصیت خداوند

ما من طاعة شی ء الا یأتی فی کره. و ما من معصیة الله شی ء الا یأتی فی شهوة. فرحم الله امرأ نزع عن شهوته، و قمع هوی نفسه؛ فان هذه النفس أبعد شی ء منزعا. و انها لا تزال تنزع الی معصیة فی هوی .
در هیچ چیز نمی توان خدا را معصیت کرد مگر با میل و رغبت. پس خداوند رحمت کند کسی را که شهوت خود را مهار کند و هوای نفس را ریشه کن سازد؛ زیرا هوای این نفس را کندن، بسیار دشوار است و این نفس همواره به مقتضای هواطلبی خود، میل به معصیتی دارد. (1756)

1763. فرار از هر چیز و رسیدن به آن

أیها الناس! کل امری لاق ما یفر منه فی فراره. (و) الاجل مساق النفس؛ و الهرب منه موافاته .
ای مردم! هر فردی از آنچه فرار می کند در حال فرار آن را ملاقات خواهد کرد و اجل سرآمد نفس و فرار از آن رسیدن به آن است. (1757)

1764. دعوت به اصلاح نفس

أیها الناس! تولوا من أنفسکم تأدیبها، و اعدلوا بها عن ضراوة عاداتها .
ای مردم! به تأدیب نفس خویش و اصلاح خود بپردازید و نفس را از دلیری و گستاخی بر خوی ها و عادات زشت بازدارید. (1758)