نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

نمود و پوشاکی از بیم بر خود پوشید، نیتجه چنین شد که چراغ هدایت در دلش برافروخت. (1748) 1755. معاویه فریب خورده هوی

من کتابه الی معاویة -: ان نفسک قد أولجتک شرا، و أقحمتک غیا، و أوردتک المهالک، و أوعرت علیک المسالک .
نامه ای است از آن حضرت به معاویه -: همانا نفس تو، تو را به شر و فساد وارد کرد و به گمراهی کشاند و در مهلکه ها غوطه ور ساخت و همه راه ها را برای تو سنگلاخ نمود. (1749)

1756. نفس خوارشده مؤمن

(المؤمن) أوسع شی ء صدرا، و أذل شی ء نفسا .
(مؤمن) سینه اش از هر چیزی گشاده تر و هوس های نفسانی اش از هر چیزی نزد او خوارتر است. (1750)

1757. تحذیر مالک از هوای نفس

من کتابه للاشتر لما ولاه مصر -: أمری بتقوی الله، و ایثار طاعته... و أمره أن یکسر نفسه من الشهوات و یزعها عند الجمحات، فان النفس أمارة بالسوء، الا ما رحم الله... فاملک هواک، و شح بنفسک عما لا یحل لک، فان الشح بالنفس الانصاف منها فیما أحبت أو کرهت .
فرمان مبارک امیرالمؤمنین علیه السلام به مالک اشتر نخعی، وقتی که او را از والی مصر و اطراف آن ساخت:
دستور می دهد او را به تقوای الهی و تقدیم اطاعت خداوندی بر همه چیز و (دستور می دهد) که نفس خود را از شهوت بکشد و از طغیان ها بازبدارد؛ زیرا نفس آدمی سخت به بدی وادار می کند، مگر آن که خدا رحم کند. پس هوایت را مالک باش و نفست را از اقدام به آن چه برای تو حلال نیست سخت بازدارد؛ زیرا انصاف و عدالت درباره نفس، جلوگیری جدی از اقدام نفس است در هر چه که بخواهد یا نخواهد. (1751)