نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

1751. فراخوانده شده به هوس و گمراهی

من کتابه الی معاویة -: أما بعد أتتنی منک موعظة موصلة... و کتاب امری لیس له بصر یهدیه، ولا قائد یرشده، قد دعاه الهوی فأجابه و قاده الضلال فاتبعه .
در نامه ای به معاویه: پس از حمد و ثنای خداوندی و درود بر پیامبر و دودمان او، پندی از تو به دستم رسیده که از جملاتی به هم چسبیده، این نامه از مردی است که برای او نه بینایی هدایت کننده ای وجود دارد و نه راهنمایی که او را به رشد و کمالش برساند (نویسنده نامه) مردی است که هوی او را خوانده و او اجابتش کرده است و گمراهی او را رهبری نموده است، او هم از آن پیروی نموده است. (1745)

1852. سفارشات علی (ع) به مالک اشتر

من کتاب للاشتر -: و شح بنفسک عما لا یحل لک؛ فان الشح بالنفس الانصاف منها فیما أحبت أو کرهت... أنصف الله و أنصف الناس من نفسک و من خاصة أهلک و من لک فیه هوی من رعیتک، فانک الا تفعل تظلم!... و تفقد أمور من لا یصل الیک منهم ممن تفتحمه العیون، و تحقره الرجال. ففرغ لاولئک ثقتک من أهل الخشیة و التواضع، فلیرفع الیک أمورهم، ثم اعمل فیهم بالاعذار الی الله یوم تلقاه، فان هؤلاء من بین الرعیة أحوج الی الانصاف من غیرهم، و کل فأعذر الی الله فی تأدیة حقه الیه .
نفست را از اقدام به آن چه برای تو حلال نیست سخت بازدار؛ زیرا انصاف و عدالت درباره نفس جلوگیری جدی از اقدام نفس است در هر چه که بخواهد یا نخواهد. ما بین خدا و مردم از یک طرف و نفس و دودمان و هر کسی از رعیت که هوایی از او بر سر داری، از طرف دیگر انصاف برقرار کن، اگر انصاف برقرار نکنی ستم ورزیده ای و امور کسانی از این طبقه را که نمی توانند به حضور تو برسند و مردم به آنان با تحقیر می نگرند و مردان چشمگیر آنان را پست می شمارند، تحت نظر بگیر و برای رسیدگی به امور آنان مردمی را معین کن که در نزد تو مورد اطمینان و اهل ترس از خدا و فروتن می باشند تا نیازها و مسائل آنان را به تو اطلاع دهند.
سپس درباره این طبقه مستمند چنان رفتار کن که روز دیدار با خداوند سبحان معذور و سربلند باشی. (1746)

1753. هوای نفس خوارج

قد مر بقتلی الخوارج یوم النهروان فقال علیه السلام -: بؤساکم، لقد ضرکم من غرکم، فقیل له: من غرهم یا أمیرالمؤمنین؟ فقال: الشیطان المضل، و الانفس بالسوء، غرتهم بالامانی، و فسحت لهم بالمعاصی، و وعدتهم الاظهار، فاقتحمت بهم النار .
در حالی که بر کشتگان خوارج در روز نهروان می گذشت فرمود: بدا به حال شما! ضرر بر شما زد آن که شما را فریب داد.
به آن حضرت گفته شد: چه کسی آنان را فریب داد؟
فرمود: شیطان گمراه کننده و نفس هایی که فرمان به بدی ها می دهند. این دو عامل آنان را با ارائه آرزوها فریب داد و راه های گناهان را بر آنان هموار نمود و به یاری و پیروزساختن آنان وعده داد. در نتیجه آنان را به آتش دوزخ انداخت. (1747)