نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

1750. رحم به نفس خود

اعلموا! انه لیس بهذا الجلد الرقیق صبر علی النار، فارحموا نفوسکم، فانکم قد جربتموها فی مصائب الدنیا .
آگاه باشید! این پوست نازک بدن شما طاقت آتش جهنم را ندارد، پس به نفس خویش رحم کنید، که این حقیقت را در مصایب و ناگواری های دنیا آزموده اید. (1744)

1751. فراخوانده شده به هوس و گمراهی

من کتابه الی معاویة -: أما بعد أتتنی منک موعظة موصلة... و کتاب امری لیس له بصر یهدیه، ولا قائد یرشده، قد دعاه الهوی فأجابه و قاده الضلال فاتبعه .
در نامه ای به معاویه: پس از حمد و ثنای خداوندی و درود بر پیامبر و دودمان او، پندی از تو به دستم رسیده که از جملاتی به هم چسبیده، این نامه از مردی است که برای او نه بینایی هدایت کننده ای وجود دارد و نه راهنمایی که او را به رشد و کمالش برساند (نویسنده نامه) مردی است که هوی او را خوانده و او اجابتش کرده است و گمراهی او را رهبری نموده است، او هم از آن پیروی نموده است. (1745)

1852. سفارشات علی (ع) به مالک اشتر

من کتاب للاشتر -: و شح بنفسک عما لا یحل لک؛ فان الشح بالنفس الانصاف منها فیما أحبت أو کرهت... أنصف الله و أنصف الناس من نفسک و من خاصة أهلک و من لک فیه هوی من رعیتک، فانک الا تفعل تظلم!... و تفقد أمور من لا یصل الیک منهم ممن تفتحمه العیون، و تحقره الرجال. ففرغ لاولئک ثقتک من أهل الخشیة و التواضع، فلیرفع الیک أمورهم، ثم اعمل فیهم بالاعذار الی الله یوم تلقاه، فان هؤلاء من بین الرعیة أحوج الی الانصاف من غیرهم، و کل فأعذر الی الله فی تأدیة حقه الیه .
نفست را از اقدام به آن چه برای تو حلال نیست سخت بازدار؛ زیرا انصاف و عدالت درباره نفس جلوگیری جدی از اقدام نفس است در هر چه که بخواهد یا نخواهد. ما بین خدا و مردم از یک طرف و نفس و دودمان و هر کسی از رعیت که هوایی از او بر سر داری، از طرف دیگر انصاف برقرار کن، اگر انصاف برقرار نکنی ستم ورزیده ای و امور کسانی از این طبقه را که نمی توانند به حضور تو برسند و مردم به آنان با تحقیر می نگرند و مردان چشمگیر آنان را پست می شمارند، تحت نظر بگیر و برای رسیدگی به امور آنان مردمی را معین کن که در نزد تو مورد اطمینان و اهل ترس از خدا و فروتن می باشند تا نیازها و مسائل آنان را به تو اطلاع دهند.
سپس درباره این طبقه مستمند چنان رفتار کن که روز دیدار با خداوند سبحان معذور و سربلند باشی. (1746)